هوش هیجانی چیست؟

اگر پایگاه مرکزی هوش ها را در مغز بدانیم، هسته ی مرکزی یکی از این هوش ها در قلب جای دارد. این هوش همانند موتور محرکی همه ی هوش های دیگر را به کار می گیرد و به جریان می اندازد!

به آرمان شهر دانش و فرهنگ خوش آمدید!

به جهان پر رمز و راز هوش های چندگانه خوش آمدید! بیایید به ارزشمندترین هوش وجودی بشر نگاهی بیاندازیم. هوشی که در هیچ چهارچوبی و قانونی جای نمی گیرد و باعث بروز جنبه های فراانسانی بشر می شود.

 

**********

“هوش احساسی – هیجانی”

Emotional Intelligence

Edutopia.ir

 

Emotional: هیجانی

“به معنی توانایی فرد در

دریافت، ارزیابی، کنترل و مدیریت صحیح احساسات

خود و اطرافیانش است.”

**********

“هر وقت نمره ی بالایی بگیریم:

–    نمره گرفتیم!
هر وقت نمره ی پایینی بگیریم.
–    به ما  نمره ی کم  دادند!
دنبال راه دررو هستیم.

در شرایط سخت و هول برانگیز، شاید هم شرایط بسیار عادی، گاهی مسئولیت کارهایمان را برعهده نمی گیریم.

یاد گرفته ایم که گناه را بر دوش دیگری بیاندازیم.

از کار خود ناراضی هستیم و دنبال در رفتن از زیر کار هستیم!


پرخاش و توهین را به عنوان برنده ترین سلاح برای دفاع از خود به کار می گیریم و اجازه نمی دهیم کسی از عواطف، خیالات و آرزوهای ما سردر بیاورد.


همه ی اینها را یاد گرفته ایم! از خانواده، دوستان، همسایگان و هم کلاسی ها و دیگران!
دیگران با ما رودررو نمی شوند، کاری را به ما نمی سپارند، از ما انتقاد نمی کنند، چون می دانند با پرخاش و توهین روبرو خواهند شد!… .”

 

صفات بالا مربوط به چه گروهی است؟
شما آنها را با چه عنوانی می شناسید؟

 

آنها درست رودرروی “هوش هیجانی” ایستاده اند!

اما شما:
چقدر احساس خوشبختی می کنید؟
به چه اندازه می توانید شرایط پیرامون خود را با آنچه دوست دارید، نزدیک کنید؟
به چه اندازه توانایی سازگار نمودن خود با محیط و شرایط پیرامون را دارید؟
آیا شما توانایی:

مهار عاطفه ها و تعادل برقرار کردن بین احساس ها و منطق به گونه ای که به خوشبختی برسید را دارید؟

آیا احساسات درونی خود را  درک می کنید؟


احساسات مثل اثر انگشت منحصر به فرد هستند.
احساسات تفاوت های فردی را ایجاد می نمایند.

 

هیچکس نمی تواند دو نفر را مجبور کند که احساساتی مانند هم داشته باشند.
عواطف تعیین کننده ی میزان خوشبختی فرد است.

و در نهایت:

احساسات یعنی موتور محرکه ی عقل و منطق!

 

**********

 

همیشه از این احساسات به یاد دکمه ی توربو می افتم!

… در نزدیکی های پایان میدان مسابقه، وقتی دو راننده ی ماشین های مسابقه، دوش به دوش هم پیش می روند، بناگاه یکی، روپوش دکمه ای را بر می دارد و دکمه ی قرمز رنگی را فشار می دهد،

دکمه ی توربو!

ناگهان انرژی مهار ناپذیری از دل ماشین رها می شود، موتور ماشین مسابقه ی معمولی بدل به یک  موتور جت می شود، ماشین در میان زمین و آسمان به پرواز در می آید و پیروز می شود!

این داستان مربوط به یک فیلم سینمایی تخیلی ماشین های مسابقه است اما این دکمه به راستی در هر انسانی وجود دارد!

 

به یاد بیاوریم یک آهنگر معمولی به نام کاوه که با به قتل گاه رفتن آخرین فرزند، احساساتش به جوش می آید و دم و دستگاه هزار ساله ضحاک را درهم می پیچد.

 

به یاد بیاوریم آلفرد هیچکاک و پدر سخت گیرش  را که پسر را در عین کودکی برای دقایقی به زندان می فرستد و از دل زندان، استاد دلهره و ترس بیرون می آید. (این کار را نکنید! شاید سوژه ی شما قاتل روانی بیرون بیاید!)


به یاد بیاوریم آبراهام لینکلن را، که بسیار کمرو و خجالتی است با خواندن کتابی به نام “کلبه ی عمو تام” کنترل خود را از دست می دهد و برای هزاران نفر، با مهارت تمام، سخنرانی می کند و آنها را به شور و هیجان می آورد و دودمان نژاد پرستی را بر می اندازد. (گام های اول را در حذف برده داری در ینگه دنیا او برداشت، اگر جنبه های سیاسی کار را در نظر نگیریم.)

 

به یاد بیاوریم شاعر ایرانی، مولوی را که با دیدار شمس تبریزی، عنان از کف می دهد و در وجد و سما، در عین بی خودی، شعرهای پربار و پر معنی می سراید.

 

همه ی این ها انسان های عادی هستند، همانند من و شما،… اما…

 

**********

این انسان ها  توانایی اندیشیدن دارند و کار، اما نه در مغز، در دل!

همین است که بسیاری از اشکال تراشی ها و قراردادها و پیش داوری ها در اندیشه و کار آن ها جایی ندارد!

آن ها نواندیش، نوگرا و نوخواه هستند و توان وارد شدن به دنیای تفکر واگرا را دارند!

آن ها فرزندان آرمان شهر دانش و فرهنگ هستند!

توانایی بزرگ آن ها تصمیم گیری در زمان کوتاه و در شرایط دشوار و ناگهانی است

و این تصمیم گیری در دل و با زدن دکمه ی توربو بوجود می آید!

 

 

دکمه ی پنهان توربوی شما کجاست؟ می دانید؟
دکمه ی توربوی شاگرد شما کجاست؟

 

چه چیزی می تواند شما را به گونه ای به هیجان بیاورد که از قالب استاندارد و هم گرای خود خارج شوید، تن به کارهای واگرا بسپارید و بدون هراس، کاری بکنید که در شرایط عادی انجام آن برای شما امکان ندارد!

 

**********

دانش آموز شما:

اگر به تاریخ بی علاقه است،

با هنر انس ندارد،

از ریاضی روگردان است،

از فلسفه بیزار است،

این شما هستید که با پیدا کردن نقطه ی جوش او، او را در رشته ای که حتی در ساختار جسمی و روانی او جایی ندارد، بزرگ و توانمند خواهید نمود. اگر بگوییم شما با این ابزار می توانید نوعی جهش ژنتیکی در فرد بوجود آورید، پر بیراه نگفته ایم!

 

**********

هوش هیجانی چیست؟

هوش هیجانی بیانگر آن است که:

در روابط اجتماعی و در شرایط خاص چه کاری دست و بجا و چه رفتاری نادرست و نابجاست،

یعنی اینکه فرد در شرایط مختلف بتواند امید را در خود همیشه زنده نگه دارد،

با دیگران همدلی نماید،

احساسات دیگران را درک کند،

برای به دست آوردن پاداش بزرگتر، پاداش‌های کوچک را نادیده انگارد،

نگذارد نگرانی قدرت تفکر و استدلال او را مختل نماید،

در برابر مشکلات و گرفتاری ها پایداری نماید

و در همه حال انگیزه خود را حفظ نماید.

 

هوش هیجانی عامل اصلی در موفقیت فرد در عرصه ی برخورد و رودررویی با سایر آدم ها در اجتماع می باشد، از موفقیت حرفه ای تا موفقیت در یک پیوند زناشویی!

 

برای سنجش هوش احساسی از  EQ مخففEmotional Intelligence Quotient استفاده می شود.

عامل موفقیت افراد به میزان EQ آنها خیلی بیشتر بستگی دارد تا میزان IQ .

مثلا در زمینه شغلی، میزان EQ فرد خیلی مهم تر از عواملی نظیر تجربه ی کاری، مدرک تحصیلی و یا تخصص اوست.

 

**********

***……………….”هوش هیجانی اکتسابی است. “…………………***

(قابل توجه آموزگاران)

**********

 

هوش هیجانی یعنی: شناخت خود و احساساتی که در درون ما هستند.


افراد دارای هوش هیجانی همواره از خود می پرسند:
“چگونه از احساس بد به احساس خوب برسیم؟”


آن ها:

–    احساسات خود را واضح و به شکل مستقیم بیان می کنند.

–    از ابراز احساسات خود ترسی ندارند.

–    ترس، نگرانی، اجبار، قربانی، یاس در برنامه ریزی آنها اثر نمی گذارد.

–    در ایجاد ارتباط غیر کلامی موفق هستند.

–    احساسات را با تعقل، منطق و واقعیات متعادل می کنند.

–    به اجبار تن به انجام کاری نمی دهند

–    انگیزه ی درونی قدرتمندی دارند.

–    قدرت ثروت موقعیت شغلی شهرت یا تایید دیگران به آنها انگیزه نمی دهد.

–    به توجه به احساسات دیگران علاقمند هستند.

–    شکست در آنها تاثیر عمیقی نمی گذارد.

–    هنگامی که از احساسات سخن می گویند راحت هستند.

 

پرورش چنین انسان هایی در یک سرزمین با چنین احساس ها و طرز تفکری، گام بزرگی در راه پیشرفت انسان و انسانیت است.

 

**********

بیاندیشیم!

 

به این که هوش هیجانی را می توان بوجود آورد!

 

و این که در جایی که هیچ هوشی کار نمی کند و بازدهی ندارد، هوش هیجانی دارای قوی ترین میزان بازدهی و اثربخشی است.

 

**********

بیاندیشیم،

چگونه هوش هیجانی شاگردان خود را پویا، تقویت و هدایت کنیم؟

**********

مهرداد

Edutopia.ir

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

 

دیدگاه های خود را درج نمایید!

نام خود را بنویسید، نیازی به پست الکترونیک و سایت شما نیست!

سربلند و پیروز باشید!

468 ad

۴ دیدگاه‌ها

  1. ناشناس says:

    با سلام راستش با یک بار خواندن نفهمیدم چی گفتید فقط فهمیدم قشنگ بود.

  2. thi says:

    بسیار بسیار عالی بود!

  3. کوروش says:

    با سلام خدمت شما
    ممنون از مطالبتون.
    علت اینکه مطالبیک ه می نویسید پاراگف بندی نشده و به صورت جسته گریخته به نمایش در می آید چیست؟
    نکته ی خاصی داره؟
    با تشکر

    • مهرداد says:

      با سلام
      مرورگر خود را به روز کنید.
      پاینده باشید.

نوشتن دیدگاه