مهندسی معکوس و تدریس میکس رایانه!

به نظر شما کدام روش تدریس می تواند موثر باشد؟

منظور از اثرگذاری در تدریس چیست؟ یک اثر گذاری سطحی تا روز امتحان؟ یا دگرگون نمودن طرز تفکر و تغییر رفتار؟

آیا تدریس گنگ و مبهم را به شکل سنتی می پسندید یا گونه ای از تدریس را که شما تسهیل کننده ی جریان آموزش باشید و دانش آموزان، خود با پای خود، به آموزش و یادگیری برسند؟


اگر مهندسی معکوس را می پسندم به این دلیل است که با روش های نوین تدریس سازگار است!

**********

به آرمان شهر دانش و فرهنگ خوش آمدید!

این بار به سراغ مهندسی معکوس در تدریس می رویم!

اگر با تعریف آن و دیدگاه های من درباره ی این گونه مهندسی آشنا نیستید، اینجا را کلیک نمایید!

در آغاز با ساختار آن آشنا شده و سپس تجربه ی کاربردی مرا در این صفحه بخوانید!

اگر دبیر و آموزگار علوم نظری هستید، گله نکنید که این تدریس، خودش شاخه ای از علم مهندسی است و به درد من نمی خورد! این شیوه در علوم نظری هم جایگاه ویژه ای دارد که نمونه اش را با کلیک در اینجا می توانید بخوانید!

 

در هر حال این تجربه ی من است و از ناپختگی و خطا به دور نیست! این تجربه را به شما هدیه می کنم تا از آن الگو بگیرید و به تجربه ی خودتان برسید!

…..

.

***********

امسال برای اولین بار بعد از مدت ها پرس و جو و پژوهش، از مهندسی معکوس در تدریس استفاده کردم!

خیلی شیرین و دل نشین جواب داد!

انگار آتش بیافتد به دل و جان پنبه! همه به جنب و جوش افتادند و آتش پرمیر افتاد به دل بچه ها!

 

توی تدوین، نه از اصلاح های پیچیده حرف زدم و نه حتی لای کتاب را باز کردیم.

هنوز کتاب مبتنی بر مجموعه ی هشتم نرسیده بود!

یک نمونه از تیزرهایی را که برای تلویزیون ساخته بودم را به همراه همه ی کلیپ ها و داده هایی که در قالب PSD، Wave،  Movie، … از آن ها برای ساخت تیزر بهره برده بودم، در اختیارشان گذاشتم.

 

 

نشستیم و بارها و بارها این تیزر چند ثانیه ای را تماشا کردیم.

ازشان خواستم فرد به فرد بنشینند و دوباره آن را تماشا کنند و درباره ی آن گزارشی را تهیه کنند:

 

 

 

درباره ی رنگ ها، حرکت ها، جلوه ها، طول دوره ی هر کلیپ، Ease، مسیر حرکت، نوع حرکت، پیچش و خمش کلیپ ها،  یا هر چیزی که نظرشان را به خود جلب کرده، بنویسند!

همانند یک ربات بدون نقد و نظر آنچه را دیده بودند، نوشتند.

 

سپس از گروه ها خواستم، آنچه را نوشته اند، کنار هم بگذارند و درباره ی آن بحث و گفتگو کنند. نکته های ضعیف، ناکارآمد، بی ارزش و هم چنین جنبه های قوی و اثرگذار کار را پیدا کنند و درباره ی آن حرف بزنند.

 

همانند یک منتقد، کار را به صورت کامل ارزیابی کردند.

کارشان حرف نداشت!

 

 

 

حالا به سراغ پرمیر رفتیم و ترفندها، جلوه های ویژه، برش ها، ویرایش ها، ترکیب ها و تلفیق هایی را که در کار انجام داده بودم را برایشان به نمایش گذاشتم!

 

 

با پالت ها و پنجره های فتوشاپ از سال گذشت آشنا بودند، برای همین فضای کاری پرمیر برایشان ناآشنا نبود!

 

بعد وارد نقطه ی اوج آموزش از راه مهندسی معکوس شدیم و ازشان خواستم با توجه به مستند سازی هایی که درباره ی تیزر انجام داده اند و نقد و نظرها، کلیپ ها و داده ها را به هم بریزند و دوباره آن ها را در پرمیر کنار هم بچینند و اثر را دوباره سازی کنند.

 

حالا توپ توی میدان آن ها بود و می توانستند گل بزنند!

تنها مشکل، باورپذیر شدن توانایی هایشان بود.

 

این که می توانند بهتر از من، کار تیزر را دوباره سازی کنند.

 

این راهی بود که من رفته بودم و حالا آن ها می توانستند بجای “حرکت از نو”، راهی را که رفته بودم ادامه بدهند، کاری که بازسازی می شد می توانست بهتر از کار من باشد.

سر و کله زدن با پرمیر، بی تجربه، اما با یک ساختار ذهنی، عالی جواب داد!

 

آن ها می دانستند که از پرمیر چه می خواهند، پس دنبالش می گشتند و خواسته هایشان را از دل نرم افزار بیرون می آوردند.

چرخش ها، پیچش ها، جلوه ها، جلوه های گذار را همانند یک کاراگاه زبردست جستجو، پیدا و استفاده می کردند.

 

چند نفر از شما می داند که قضیه ی فیثاغورث به چه دردی می خورد؟

بچه های “میکس رایانه” می دانستند که از پرمیر چه می خواهند پس پیدایش می کردند و در پروسه ی این پیدا کردن و به کار گرفتن، یاد می گرفتند، شاید بدون این که بدانند!

 

کارگروهی،

توپ و تشرها و خط و نشان کشیدن های من به عنوان کارفرما نه هنرآموز،

تبلیغات من درباره ی کشف یک جلوه بدست یک گروه از دانش آموزان،

رقابت گروه ها،

… کار خودش را کرد و نتیجه داد.

 

کار برخی از آن ها به راستی عالی و درخور ستایش و آفرین بود!

 

حالا کافی بود، کنار هم بنشینند و من برایشان بگویم:

 

خوب؛ این که این کلیپ دور خودش چرخید Rotate بود.

این که این کلیپ در دل کلیپ بعدی محو شد Dissolve بود.

آن ضامن را که زدید و حرکت از یک لوزی شروع شد و تا لوزی بعدی ادامه یافت Keyframe ساخته بودید.



این تجربه را از تدریس Adobe Flash بدست آورده بودم!


***********


خیلی وقت ها هم لازم نبود که من بگویم، توی اوج هیجان با هم که بحث می کردند، یکی می گفت: “حالا این Cube را بکش بین دو کلیپ! قشنگ تر می شه!”

و براستی کارهایشان قشنگ شده بود!

اعتماد به نفسی پیدا کرده بودند!

بهشان اعتماد کردم و نتیجه گرفتم، هرچند گام های آغازین بود، پیدا بود که مهندسی برعکس می تواند در تدریس اثر چشم گیری داشته باشد!

 

***********

مشکلات و گرفتاری های فراوانی پیش رویمان بود،

سیستم ها جواب گو نبود، از پرمیر پرو، به سراغ پرمیر پروی CS3 رفته بودیم که تکنولوژی سخت افزاریِ قوی تری می طلبید،

فضای کاری پرمیر توی مانیتورهای چهارده اینچ CRT جا نمی شد!

ری ست شدن و قفل کردن سیستم ها داد بچه ها را در می آورد!

اما گرفتاری اصلی تازه در راه بود: “مجموعه ی هشتم!”


کتاب که بعد از دوماه رسید، حجم زیاد داده ها و اطلاعات، نگرانم کرد. همانند اقیانوسی بزرگ با یک بند انگشت آب! تند و تند باید می گفتیم و می رفتیم!

 

فرصتی نبود که برای هر اصطلاح تازه از روش های فعال تدریس استفاده کنیم. یکی دوتا که نبود!

 

کم آوردیم!

کارهای عملی را کم کردیم و نشستیم به آموزش تئوری ها!

 

داد بچه ها درآمد!

محمدنژاد گله می کرد و اعتراض که: آقا پس کار عملی چی!

یکی از بهترین نتیجه های تدریس به روش مهندسی معکوس کار او بود!

 

چاره چه بود؟

کاردانش ساخته شد برای تولید کارگر ماهر!

ماهر یعنی با تجربه و مهارت!

یعنی این که دست کارگر به کار بچسبد، نه این که دوباره حجم زیادی از داده ی محض را به خورد دانش آموز بدهیم!

و اگر دانش آموزی از تئوری کم بیاورد؟   ….

بدتر این که طراحی سوال استانی بود و نمی دانستی چه جور سوالی در امتحان خواهد بود!

همین بود که دوباره برگشتیم سر همان دفتر وکتاب و قلم!

خداحافظ هنرستان، سلام دبیرستان!

 

***********

 

باید به شکل ویژه  درباره ی استفاده از مهندسی معکوس در تدریس حرف بزنیم، این تدریس نیست، جادوست، جادوی یادگیری!

در هر درسی کاربرد دارد و با هر مبحثی جور در می آید، اگرچه، آموزگاری می خواهد با تفکر واگرا و سر نترس!

.

…..

مهرداد

Edutopia.ir

***********

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ © نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

 

دیدگاه های خود را درج نمایید!

نام خود را بنویسید، نیازی به پست الکترونیک و سایت شما نیست!

سربلند و پیروز باشید!

468 ad

۳ دیدگاه‌ها

  1. فریبا says:

    با سلام حضور استاد فهیم و توانا… این نتیجه را از مطالعه مطالبتان گرفتم.من شیفته شیوه های آموزشی شما شدم. راستش مدتها بود در پی یافتن چنین منبع آموزشی بودم. با اجازه شما از مطالبتان در وبم استفاده خواهم کرد. من معلم عربی بودم. امسال معاون آموزشی شدم. دبیرستان ما در اهواز ۲ سال است که در مسیر هوشمندی و هیات امنایی گام برمیدارد. فکرهایی در خصوص نمایشی کردن درس عربی دارم ولی امکانات عملی کردن آنها را ندارم.آیا می توانید در این زمینه مرا یاری کنید؟ با ایمیل فوق منتظر پاسختان هستم.
    .
    ..

    مهرداد
    سلام و درود دوست گرامی
    زنده باشید.
    این نوشته ها را برای انتشار در “آرمان شهر دانش و فرهنگ” گذاشته ام.
    خوشحالم که همکاری چون شما در جایگاهی شایسته قرار گرفته است.
    نمایشی کردن دروس با کمک یک دوربین ساده (حتی دوربین موبایل) هم ممکن است. مهم این است که از یک جایی حتی با کمترین امکانات ممکن آغاز نمایید.
    همیشه همراه و در خدمت دوستان و همکاران خوبم هستم.
    اگر پرسش های خود را در همین بخش دیدگاه بگذارید، پاسخ می دهم تا دیگر دوستان نیز بهره ببرند وگرنه با پست الکترونیک زیر با من تماس بگیرید.
    Payyzan@gmail.com
    سرزنده و پایدار باشید.

  2. مهسا says:

    رشته من تصویربرداری میشهدردرس میکس رایانه کمکم کنید

    • مهرداد says:

      سلام
      هر پرسشی دارید در اندازه ی توان خود پاسخ می دهم. در بخش تولید محتوا هم آموزش های خوبی وجود دارند که می توانید استفاده کنید. فیلم آشنایی با پرمیر هم در لینک زیر وجود دارد.
      آشنایی با پرمیر
      سرزنده و پاینده باشید.

نوشتن دیدگاه