یونانیان و بربرها

-: “… این گونه نیست!”

از این جمله خوشم می آید.

لااقل زمانی که پس از هزاران سال دروغ و تهمت و افترا، کسی هست که بلند شود و سی سال از عمر خود را پای این حرف بگذارد، که نه، این گونه نیست که شما می گویید و در کلاس های درس، آموزش می دهید و در کنفرانس های تان برایش سینه چاک داده و قلم فرسایی می کنید و تاریخ می نگارید. نه، این گونه نیست!


او آمده است تا اعتباری که دیگران با قلم های شان و بزرگ نمایی های شان از ما گرفته اند را با دلیل و مدرک معتبر از خود آن ها، این اعتبار را به ما بازگرداند.

 

به آرمان شهر دانش و فرهنگ خوش آمدید! با تمام وجود شیفته ی انسانی هستم که همه ی وجودش را به پای چیزی گذاشت که از هر سو برایش بی مهری و  بی توجهی به ارمغان آورد اما، همچون پرومته، گرما و نوری را که در این هزاره های تاریک به آن نیاز داشتیم را به ما رساند.


**********


چه کسی بهتر از امیر مهدی بدیع می توانست تیرگی ای را که خدایان نفرت و دروغ، از ترس روشن شدن راستی و حقیقت بر همه جا کشیده بودند، با رسوا کردن دروغ ها و ناروایی های آنان به روز روشن برگرداند؟

 

آن زمانی که کتاب های سرزمین ما، پس از هزاران سال گردآوری، بدست دیگرانِ مهاجم، به زبان های دیگر ترجمه شد تا برای متجاوزین خوراک دانش و فرهنگ باشد و سپس نسخه های پارسی آن طعمه ی آتش شد تا دانش و فرهنگِ ما، نیست و نابود شود و آن زمان که نویسندگانِ دیگران، هر چه را خواستند با دروغ و تهمت و افترا و به میل خود نوشتند و به خورد دنیا دادند، مردی پیدا شد تا با بهره گیری از تاریخ نوشته های خودِشان، نیستی و ناروایی اشان را به رخ آن ها بکشد و نورِ راستی و درستی را از دل تیرگی بیرون بکشد.

بدیع با نقد علمیِ نوشته های خیالی و موهوم دیگران، از دودوزه بازی ها و خیال پردازی های شان پرده بر می دارد و با رو نمودن تناقض های بی پایان آن ها و فاش نمودن غرض های شخصی اشان، آن ها را برای همیشه رسوا می نماید.

 

**********


کتاب ارزشمند “یونانیان و بربرها” رونمایی شد!

خبر خوبی است!

 

این اثر به باور پی‌یر اوبه، ناشر فرانسوی آن:

-: “… در کنار درسی که از روش‌شناسی به ما می‌آموزد، به یاری تنها تاریخ نگاران یونانی که بی رحمانه و آشکارا آنان را مورد انتقاد قرار می‌دهد، به نحوی موفقیت آمیز چیزی را استوار می‌کند که بسیاری حس کرده‌اند و هرگز جرات افشای آن را نداشته‌اند.”


پاییز ۱۳۸۸- بدیع در کنار جمال زاده

جمال زاده در نامه ای به امیر مهدی بدیع می گوید:

-: “خداوند بشما تندرستی و عمر دراز و شادمانی بدهد تا حقایق بسیاری را با این زبان ممتازی که دارید و هدیه ی خدایی است روشن ساخته بمردم…، مورخین روم و یونان که این همه تناقض دارند بگذارید پدر یکدیگر را بسوزانند. چرا باید یک نفر ایرانى آتش بکاخ عظمت آن ها بزند موجبات خرابی را فراهم ساخته‌اید که عبارت است از آن همه شهادت های دروغ و مجعول و ضد و نقیض همانا نقل آن خانۀ آن ها را خراب خواهد کرد… .
قربانت جمال زاده

 

“ژاله آموزگار” محقق و پژوهشگر تاریخ درباره این کتاب می گوید

– :” این مجموعه نفیس‌، زینت بخش کتابخانه‌‏های ایران دوستان شده است و اگر استاد بدیع می‌‏دانست که روزی در سرزمینش ایران، جمعی فرهیخته با خلوص و غروری راستین برخاسته از نوشته های محققانه او، زحماتش را آگاهانه ارج می‌‏نهند، قطعا در واپسین دم حیات با لبخند این جهان را وداع می‌کرد.”

 

مرتضی ثاقب فر

-: “… بدیع با آشنایی و چیرگی به زبان های باستانی یونانی و لاتینی و زبان های امروزی فرانسوی، انگلیسی، آلمانی و ایتالیایی، به گفته ی خود، دست کم ده بار تاریخ هرودوت را کلمه به کلمه و سطر به سطر به زبان اصلی و ترجمه ی اروپایی خوانده و مدت ۲۰ سال به راستی حتی یک روز را بدون اندیشه درباره ی آن چه هرودوت درباره ی ایرانیان نوشته سپری نکرده است.

او افزون بر هرودوت تمام نویسندگان باستانی یونان و روم که نوشته هایشان به نحوی با موضوع مورد نظر مربوط می شده اند (مانند توسیدید، پلوتارک، دیودورس سیسیلی، کتزیاس (از طریق فوتیوس)، گزنفون، آیسخولوس (اشیل)، افلاطون، پائوزانیاس، افوروس، سترابون، لوکیاس، لیکورگوس، ایسوکراتس، آرستیوفان، کرنلیوس نپوس، تئوپومپوس، یوستینوس، نیوکولاس دمشقی، کرنلیوس تامسوس و…)، آثار نویسندگان عصر جدید آلمان، فرانسه، انگلیس، ایتالیا و آمریکا (گاستون ماسپرو، بوسوئه، ولتر، پٌل کلوشه، موریس کروازه، رومان گیرشمن، و. ج. فورست، ژ. بلن، ژان دوشه، شارل پیکار، هرمان بنگتسون، ادوارت مایر، اندرو رابرت برن، ج. آ. ر. مانرو، یان هاتسفلد، روبرکوئن، آ.   اومستد، الیاس بیکرمن و…) را نیز بی رحمانه به نقد کشیده است… .

بدیع که برای بررسی خود طبعا هیچ منبعی غیر از خود تواریخ در اختیار ندارد، از تناقض گویی ها و افسانه پردازی های آشکارا دروغ هرودوت برای رد نوشته های او بهره می گیرد.

… حتی اگر هرودوت افسانه پرداز آیسخولوس (اشیل) نمایشنامه نویس و ایزوکراتس خطیب و پلوتارک و دیگران به هر دلیل تا حدی حق داشتند به علت یونانی بودن علیه ایران دروغ ببافند و تبلیغ کنند،… اما آن به اصطلاح مورخان سده های نوزدهم و بیستم میلادی حق ندارند غرض ورزانه همان یاوه ها و دروغ های هرودوت و حتی نمایشنامه ی حماسی آیسخولوس را به عنوان علم و تاریخ واقعی به خورد خوانندگان خود بدهند… .”

 

کامران فانی

– :” هر آدمی نگرش جهان‌‏بینی دارد.

امیرمهدی عالم فلسفه بود در رشته علمی درس خوانده بود و نگاه انتقادی داشت و از دل کتاب‌‏هایی که او نوشته می‌‏توان به جهان‌‏بینی او پی برد.

بدیع با نوشتن کتاب ۷ جلدی “اندیشه، روش و متد” غوغایی کرد و گاستون باشلار این کتاب را به عنوان مهم‌‏ترین کتاب قرن بیستم معرفی کرد.

بدیع در این کتاب بیان می‌‏کند که نسبت به فرهنگ یونانی و مورخان یونانی بی‌‏اهمیت نیست، اما البته در این کتاب پوست مورخانی چون هردوت را که گاه تاریخ را مغرضانه نوشته‌‏اند را می‌‏کَنَد.

نگاه او در کلِ کتاب انتقادی است.”

 

ثاقب فر که ۲ جلد از مجموعه یونانیان و بربرها را ترجمه کرده است، گفت

-: ” پس از نگارش کتاب یونانیان و بربرها بسیاری از مولفان و مترجمان غربی نیز به این فکر رسیده‌‏اند که باید تاریخ را درست بنویسید و کتاب‌‏های دیگری که پس از این کتاب نوشته شده‌‏اند، اگرچه ممکن است اسمی از این کتاب در منابع آن آورده نشده، اما تحت تاثیر این کتاب بوده‌‏اند.”

 

ایرج افشار

– : “امیر مهدی بدیع دو فایده از کارش برجای گذاشت، یکی اینکه اروپاییان را متوجه کرد که می‌توان عقاید دیگری هم اظهارکرد و نترسید از اینکه در اروپا یک تنه به این کار پرداخت، جرقه‌ای که او زد ممکن است در آینده اروپاییان را به دگراندیشی وا دارد.

دوم اینکه حضور یک ایرانی در جریان علمی ایران و شرق شناسی چیز مهمی بود. … در پیش از اسلام و خارج از ایران، این قدم را مرحوم بدیع در این خصوص برداشته است.”


**********

 

این کتاب یک اثر مبتنی بر روش شناسی بوده و  به تجزیه و تحلیلِ تاریخِ نگاشته شده می پردازد و سخت و سُست آن را مورد کنکاش قرار می دهد.

 

کسانی که مایل هستند

“تواریخِ هرودوت”

یا “آناباسیس و کورش نامه ی گزنفون”

یا “امپراطوی هخامنشیِ پی یر بریان”

یا “ایران از آغاز تا اسلامِ رومن گیرشمن”

و سایر نوشته های از این دست را مطالعه نمایند،

چه خوب است که  کتاب ارزشمند “یونانیان و بربرها” را به عنوان سنگ محک در کنار داشته باشند و از آن بهره بگیرند.

 

همچنین، این اثر برای نویسندگان داستان های تاریخی نیز لازم و ضروری است.

 

استادان تاریخ بدون شک باید به این ابزار قانونمند دسترسی داشته باشند.

 

آموزگاران تاریخ از مطالعه ی این اثر ارزشمند بهره بگیرند.

 

**********

امیدواریم به زودی،  وب سایت و سی دی چند رسانه ای این اثر ارزشمند را نیز ببینیم.

**********

…..

مهرداد

Edutopia.ir

 

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ © نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

 

دیدگاه های خود را درج نمایید!

نام خود را بنویسید، نیازی به پست الکترونیک و سایت شما نیست!

سربلند و پیروز باشید!



468 ad

۴ دیدگاه‌ها

  1. علی says:

    بعضی از مترجمان ما هستند که اسم خود را تاریخ نویس یا کارشناس تاریخ، یا … می گذارند در صورتی که فقط کتاب های تاریخ غربی که ترجمه شده ی کتای قدیم یونانیان هست را به فارسی ترجمه می کنند. و یه پولی هم به جیب.

  2. محسن says:

    یعنی تاریخ شناسان ما نمیتونن حقایق تاریخ رو به گوش حالا جهان نه به گوش خود ایرانیها برسونن ولی یاوه گوییهای هرودوت را واسه ما ترجمه میکنن تمدن و دلاوری مردم ایران حد و مرز نداره ولی متاسفانه تاریخ ایران باستان وارونه به گوش مردم ایران و جهان میرسه.

  3. مهرداد says:

    تاریخ نگاشته شده زیر عکس “پاییز ۱۳۸۸- بدیع در کنار جمال زاده” هجری قمری است.

  4. امیر says:

    سلام.
    موارد مشکوکی را در کتاب هایی مثل تاریخ ایران آقای گیرشمن و تاریخ هرودوت مشاهده کردم و من را به فکر فرو برد.
    تا به حال که هیچ خیری از غربی ها به ما نرسیده که کاملا طبیعی هست و اونها وظیفه خودشون را در قبال تمدن غربیشون، که پایمال کردن هویت شرق هست به خوبی انجام دادن و با روش ها و نکات ریز در میان مطالب به هدفشون رسیدن و از ترفند های جالبی استفاده کردن که در کتاب آقای بدیع دقیقا درمورد همین موضوع نوشته شده.
    حالا نوبت ما ایرانیان هست که وظیفه خودمون را که دفاع از حیثیت و هویتمون هست را به خوبی به انجام برسانیم.
    محکم و استوار باشید، خدانگهدار.

نوشتن دیدگاه