عجب امتحانی بود!

…همه چیز به هم ریخته بود! فضا سرشار از نگرانی و ترس بود. اضطراب موج می زد. طراح سوال، آزمون سختی را طرح کرده بود، همه چیز را پیچانده بود. استرس از یکی به دیگری منتقل می شد. سوال پشت سوال! اجازه پشت اجازه!
دستم را بالا بردم.
:”ساکت!
سه دقیقه ی دیگه به سوالاتون جواب می دم!
همه ساکت شدند.
لپ تاپم را باز کردم.
از بین آهنگ ها یک آهنگ پیدا کردم،
سه تار!
دکمه ی پخش را زدم.
صدای لپ تاپ بلند نبود، اما به آخر کلاس هم می رسید.
چشم ها گشاد شد،
همه خیره به لپ تاپ!
همه،…
با دست اشاره کردم تا ساکت باشند.
نرم نرمک موج اضطراب شکست!
سه تار زیباست، ساز دل است، دلنشین است، دلنواز است و آرام بخش!
سه دقیقه گذشت!
دیگر هیچ سوالی نبود.
موج قدرتمند موسیقی سه تار، عین یک شانه که بر موی آشفته کشیده شود، برآشفتگی ذهن ها و اندیشه ها چیره شد و به اندیشیدن بچه ها توازن داد.
فرکانس موسیقی ملایم سه تار، نوعی هارمونی به اندیشه های شاگردانم بخشید که توانستند در دل آن  به آرامش لازم برای آزمون دست یابند.
صدا، عین یک صافی، همانند یک فیلتر، همه ی آشفتگی ها و آلودگی های ذهن را از بین برد و بچه ها در ذهن شفاف و زلال خود، یکی یکی پاسخ پرسش ها را یافتند.
آزمون تمام شد!
گفتند:” آقا عجب امتحانی بود!”
گفتم:” آره، عجب امتحانی بود!

…..
….

..
.

مهرداد

Edutopia.ir

468 ad

۲ دیدگاه‌ها

  1. Emad ghasemi says:

    che jaleb in vaghe iat darad

  2. nazanin says:

    age ejazeye chenin karaio sare kelas bedan, kh khobo tasir gozare, vaghean ghabol daram

نوشتن دیدگاه