گروه بندی در کلاس درس

زمانی بود که یک نفر همانند ابوعلی سینا با تسلط بر پنج رشته ی گوناگون، فیلسوف می شد، داوینچی به تنهایی در مکانیک و طراحی و نقاشی و تشریح، سرآمد بود، ادیسون در کارگاه خود ۱۰۳۹ اختراع به دنیا تحویل می داد، چارلز بابیچ به تنهایی کامپیوتر مکانیکی را طرح ریزی می کرد، بیل گیتس و پل آلن با کمک هم سیستم عامل می نوشتند، … راستش آن دوران دیگر سر آمده است!

 

 

 

 

 

به آرمان شهر دانش و فرهنگ خوش آمدید! اگر به عنوان یک معلم در رویای پرورش ابوعلی سینا و داوینچی و بابیج و بیل گیتس هستید، باید بگویم خیالی بیش نیست!

ساختار کشف و پژوهش و اختراع، امروز ساختاری شبکه ای است و بیشتر به بازی فوتبال شبیه است تا بازی  مار و پله!

به بحث “فیل شناسی پازلی” در آرمان شهر دانش و فرهنگ سری بزنید تا تفاوت جهان امروز را با روزگار مولوی و رازی و خوارزمی دریابید.

 

 

 **********

بزرگ ترین نیاز فردا، تیم های کاری است، افرادی که هم چون قطعه های پازل، داده های خود را کنار هم بچینند و یک تصویر بزرگ پدید آورند اما…

اما جای کار گروهی در آموزش و پرورش بسیار بسیار خالی است!

به تجربه ی من در کلاس درس با عنوان “نان سنگک و کارگروهی” سری بزنید، تک روی و تنها خوری جزو آموزش های پنهان آموزش و پرورش ماست.

**********

 

دست در دست هم دهیم به مهر

 

اگر می خواهید شاگردان خود را برای فردا آماده کنید، کار گروهی را به آن ها آموزش بدهید.

گام اول: گروه یا تیم؟

 

با آوردن نام گروه بی فاصله به یاد سرگروه و در پی آن تقسیم کار و … می افتیم.

در یک کار تیمی، همه ی اعضا فکر می کنند و همه ی اعضا کار انجام می دهند.

شاید مهم ترین کار در گام اول زدودن این گونه طبقه بندی ها از ذهن اعضا است.

اجازه ندهید به هیچ عنوان کار در دست فرد یا افراد خاصی از گروه بچرخد.

در یک کار تیمی، همه ی اعضا به یک چیز می اندیشند: گل زدن

 

 

 

 

یک تیم عالی! ناهمگون و ناهمسان

 

گوش دادن و احترام گذاشتن به نظر دیگران خیلی مهم است. هر عضو تیم باید فرصت گفتگو داشته باشد و نظر خود را با دیگران به اشتراک بگذارد. در پایان این تیم است که به تصمیم گیری یکسانی می رسد.

 

در تیم همه ی افراد می اندیشند، اندیشه های خود را حتی اگر نامعمول باشد بیان می کنند. سقف را باید سوراخ کرد و برای این مهم هر اندیشه ای به کار خواهد آمد. اعضا باید یاد بگیرند که به اندیشه های دیگران گوش داده و برای آن ارزش بگذارند. پس از آن نوبت کار است. همه ی افراد برای کاربردی نمودن اندیشه ها دست به کار می شوند و آستین ها را بالا می زنند.

 

بهترین گونه ی تشکیل یک گروه، گردهم آیی اعضایی با توانایی های گوناگون است. هر عضو توانایی های خود را دارد. او این توانایی ها را به دیگران می آموزد.

فرض کنید در یک گروه یک نفر توانایی بیشتری در فوتبال دارد. او این مهارت را به دیگر اعضای تیم می آموزد، دیگری با ریاضیات آشناست و مهارت های ریاضی را به سایر افراد تیم یاد می دهد.

این یادهی و یادگیری گونه ای بده بستان است، پس همه، چیزی برای عرضه و چیزی برای دریافت دارند.

 

 

به طور عادی ما نیاز به وجود یک رییس را احساس می کنیم که به ما فرمان بدهد و ما را به کار بگیرد، چرا؟

درک کلاس بی آموزگار برای ما آسان نیست!

درک کارگاه بی کارفرما، تیم فوتبال بی مربی، مدرسه ی بی مدیر و ناظم، اپل، بی استیو جابز یا مایکروسافت، بی بیل گیتس!

شاید از هرج و مرج و آشفتگی می ترسیم! بله درست است، چون کار تیمی را بلد نیستیم.

 

در یک کار تیمی گروه تصمیم می گیرد و گروه به کارها سرو سامان می دهد. وجود یک مدیر یا سرگروه، اعتماد به نفس و حس حضور در گروه را کم رنگ می کند. افراد در چنین گروهی با وجود یک سرگروه، در پی رفع مسئولیت از خویش اند و چون باید به یک فرد پاسخ گو باشند، روحیه ی خودجوشی و هم راهی را از دست می دهند.

 

به شاگردان خود یاد بدهید که باهم باشند، با هم تصمیم بگیرند، به هم فرمان ندهند، از هم دستور نگیرند.

هر کس گوشه ای از کار را بر دوش بگیرد و تیم، کار خود را به پیش ببرد.

 

 

**********

 

 

آنچه بیان شد، غیرطبیعی و ناملموس نیست!

ساختار تشکیلاتی ما غیر طبیعی است!

این بار که از کوچه و بازار گذشتید به تیم های ورزشی محلی توجه کنید. به گونه ای خودجوش، کودکان گرد هم جمع می شوند، نه رییسی است و نه مرئوسی! می خواهند بازی کنند و از بازی لذت ببرند! داوری حضور ندارد! سر یک اتفاق دور هم جمع می شوند، بحث می کنند، داد و فریاد می کنند، کارشان گاهی به پرخاش می کشد، اما اگر اندکی صبر کنید به زودی به یک تفاهم می رسند، بازی ادامه پیدا می کند.

 

ما این تیم طبیعی را به شکلی غیر طبیعی به وجود می آوریم، همه چیز تقسیم بندی می شود، جای هر کسی مشخص می شود، آموزگار باید پشت میز خودش بنشیند و درس بدهد و دانش آموزان پشت به هم و رو به تخته سیاه و گوش بدهند. هر کسی باید نمره ی خودش را بگیرد و خودش را به پایه ی بالاتر برساند.

 

 

این بدترین شکل گردهم آیی است! اما چون خود ما در چنین جایگاهی تربیت شده و رشد یافته ایم، آن را طبیعی می انگاریم.

 

به تشکیل تیم در کلاس درس بیاندیشید و ساختارها را در هم بشکنید.

اجازه بدهید تیم ها تدریس کنند و تیم ها نمره بدهند و تیم ها نمره بگیرند.

اجازه بدهید تا تیم ها، تیم ها را (نه فرد را) نقد و ارزیابی کنند و به آن ها ایده های نو بدهند و اشتباهاتشان را گوشزد کنند.

این فرصت را به تیم ها بدهید تا ایده های خود را داشته باشند.

اجازه بدهید تا کودکان در کنار هم بودن را تجربه کنند و سازگاری با تیم را یاد بگیرند.

 

تلخ ترین اتفاق برای کودکان ما زمانی است که بزرگ شده و به خدمت سربازی می روند، در شرکتی شروع به کار می کنند و یا در یک آپارتمان ساکن می شوند.

 

 

آن ها کار گروهی را بلد نیستند، پس زجر می کشند! آن ها نمی توانند خود را با دیگران هماهنگ و همسو کنند، چون یاد نگرفته اند. آن ها جرات نظر دادن را ندارند، چون از سرزنش شدن می ترسند، آن ها حق و حقوق دور و بری های خود را درک نمی کنند، چون تنها در پی حق خود بوده اند! تجربه ی تلخ طلاق، بیشتر ناشی از عدم توانایی در سازگاری است! افراد نمی توانند با دیگران سازگار شوند چون فوت و فن سازگاری را بلد نیستند.

 

 

و بدتر از همه، آن ها “کارآفرین” نخواهندشد، چون تنها و تنها فرمان پذیری را آموخته اند!

اگر از مهد کودک به فرد در گروه توجه می شد، بسیاری از مشکلات او و بسیاری از مشکلات جامعه که ناشی از ناسازگاری و عدم درک متقابل است قابل حل بود و چه بسا چنین معضلاتی پیش نمی آمد.

**********

 

 

در آرمان شهر دانش و فرهنگ، حتی فکر تک روی را کنار بگذارید!

بیایید به گونه های مختلف تشکیل تیم نظری بیافکنیم!

 

چگونه تیم تشکیل بدهیم؟

- اعضای تیم باید فرد باشند، ممکن است در تیم هایی که زوج هستند، یک نظر با رای مساوی افراد به بن بست برسد، نباید اجازه بدهیم چنین مشکلی رخ بدهد. در تیم های فرد در زمان تصمیم گیری، هیچ زمانی میزان رای ها برابر نخواهند بود.

 

- کار را با تیم های کوچک آغاز کنید تا افراد تیم به مرور سازگاری های لازم را درک کنند و یاد بگیرند و بعد به مرور گروه ها را توسعه بدهید.

 

- تسهیل کننده ی شرایط باشید اما مشکلات تیم ها را حل نکنید. در عین حال که مراقب هستید و پیشنهادهایی برای حل مشکل به تیم می دهید به آن ها بگویید که : “این مشکل شماست!”

 

 

- “تشویق برای همه! تنبیه برای همه!” نه این که از تنبیه و تشویق بخواهیم استفاده کنیم! اگر کارمند یک اداره به اشتباه، چک بکشد، آن اداره در خطر ورشکستگی است، اگر پای سربازی به اشتباه روی مین برود کل گروهان در خطر است، اگر یک واحد مسکونی آتش بگیرد، آپارتمان در خطر آتش سوزی است. تیم باید یاد بگیرد که اعضای خود را تربیت کند و آموزش بدهد. گاهی با خطای یک فرد در تیم به تیم امتیاز منفی می دهم، در پاسخ به شکایت دیگر اعضای آن تیم به آن ها تذکر می دهم که آن فرد عضو گروه شماست! فرد در برابر گروه خود باید پاسخ گو باشد! به تیم ها یاد بدهید که در چنین مواردی پرخاش و درگیری شایسته نیست و کار را بدتر می کند. تذکر و درخواست دوستانه ی گروه به فرد بهترین راه کار ممکن است.

 

- تیم ها را در برابر تیم ها قرار دهید! به تیم تذکر بدهید و به تیم راه کار بدهید. تیم نتیجه ی کار خود را عرضه کند و تیم به نقد و نظر دیگران گوش داده و به آن پاسخ بدهد.

 

- گاهی گروه ها را به هم بزنید. هر زمان که لازم بود تیم ها را از بین ببرید و تیم های نو تشکیل بدهید. به مرور تعداد اعضا را زیاد کنید و تلاش کنید تا به تشکیل گروه های ناهمسان دست یابید.

 

- نماد سازی کنید! بچه ها اسم، آرم، کارت عضویت، پست الکترونیک، وبلاگ … مخصوص به خود داشته باشند. آن ها آرم خود را تبلیغ کنند و در هر کاری از قبیل روزنامه دیواری تا فیلم و نرم افزارهای چندرسانه ای از آن استفاده نمایند.

 

 **********

حضور در گروه و تحمل دیگران کار آسانی نیست! برای همین در آغاز دست به تشکیل ابتدایی ترین گونه ی گروه بندی بزنید:

گروه بندی های دوستانه!

 

**********

 

آزاد گذاشتن دانش آموزان برای تشکیل گروه در آغاز برای آن ها شیرین است. برای سازگاری هیچ چیزی بهتر از این نیست که آن ها، با دوستان خود در یک تیم جمع شوند اما مطمئن باشید این شیرینی چندان دوام نخواهد داشت. زمانی که وقت کار برسد و هرکه هرچه در چنته دارد را رو کند، برخی، از این که تنها به صرف دوست بودن حضور در گروهی را برگزیده اند، چندان خوشحال نخواهند بود، به خصوص این که پای نمره هم در میان باشد!

 

 

لازم است که برای چنین زمانی آماده باشید. به زودی سیل اعتراض ها و درخواست ها برای تغییر گروه به سوی شما سرازیر خواهد شد. آرامش و خونسردی شما تنها چاره ی کار است. این که به آن ها تذکر بدهید که انتخاب خود شما بوده، مهم است. آن ها باید سرنوشتی را که به دست خود رقم زده اند را بپذیرند و با آن سازگار شوند.

 

 **********

 

 

 

بی شک باور دارید که همیشه نمی توانیم گروه کاری خود را خودمان انتخاب کنیم. پس از مدتی، شما می توانید گروه ها را به هم بزنید و آن را به شکل تصادفی دوباره تشکیل بدهید. ساده ترینِ آن دفتر نمره و تشکیل گروه بر اساس ردیف است. راه های بسیار زیاد و بامزه ای برای تشکیل گروه وجود دارد. شاید بتوانید با یک بازی کار گروه بندی را انجام دهید. به عنوان مثال کارت های کوچکی را با رنگ های مختلف بین بچه ها پخش کنید و بر اساس رنگ کارت، تیم کنار هم جمع شوند. انتخاب شماره ی اتفاقی ازبین شماره ها، … این نوع گروه بندی را به ذوق و سلیقه ی شما می سپارم، تنها به یاد داشته باشید که به هیچ روی، انتخاب از حالت تصادفی خارج نشود.

 

**********

 

بدترین و بدترین گونه از گروه بندی، گروه بندی همگون و همسان است! جز در زمان و شرایط خاص نباید از آن استفاده کرد. در این شیوه، دانش آموزان قوی، قوی تر و دانش آموزان ضعیف، ضعیف تر خواهند شد.

فرض کنید فوتبالیست ها یک گروه تشکیل بدهند و ریاضی دان ها یک گروه! … این شیوه با اهداف کلی تشکیل تیم ناسازگار است.

 

**********

 

 

شیوه ی انتخاب ناهمگون و ناهمسان، بامزه، ایده آل، کارآمد و پیشرو است. قوی و متوسط و ضعیف، به این معنا که یک دانش آموز ورزشکار، زور بدنی و توان حرکتی و مهارت های حرکتی، جنبشی خوبی دارد، پس قوی است اما ممکن است در درس ادبیات ضعیف باشد، در مقابل دانش آموزی که در مهارت های حرکتی، جنبشی ضعیف است، اما در ادبیات شیرین فارسی قوی است. این دو مکمل خوبی برای یکدیگر خواهند بود. آن ها می توانند توانایی های خود را به یکدیگر بیاموزند و هردو در هر دو زمینه قوی شوند. حالا اگر تیمی را تشکیل بدهید که هر کدام در زمینه ای قوی باشند، با یک برنامه ریزی درست در پایان گروهی دارید که توانایی هایش را در همه ی زمینه ها افزایش داده است.

 

به یاد داشته باشید:

- کودکان از کار در گروه لذت می برند، این فرصت را به آن ها بدهید.

- برخی از دانش آموزان قدیمی من، حالا تیم خود را بدل به شرکت کرده اند و هنوز در قالب آن تیم اما به شکل حرفه ای مشغول به کار هستند. (نمونه اش در کپی رایت، کپی پیست!)

- هرچه وابستگی تیم ها به شما کم تر شود، شما در کار تیمی موفق تر بوده اید!

- هرچه فرآیند کار تیم ها از قالب نمره و تشویق خارج شود و به طرز تفکر و دیدگاه و ارزش های آن ها بدل شود شما موفق تر بوده اید. پس از مدتی کار در مسیر درست، نمره و ارزش های پیرامون آن رنگ می بازد و موضوع کار آن ها شکل ارزش درونی و اعتقادی پیدا می کند. تیم چون به یک باور رسیده است از آن دفاع می کند و هیچ چیزی جز خود آن باور برایش مهم نیست. این کمال کار گروهی است.

- کار تیمی باید در مدارس جا بیافتد و این مهم اتفاق نخواهد افتاد مگر این که شما به عنوان آموزگار از آن در کلاس درس بهره بگیرید و خانواده ها لزوم آن را درک کنند و برنامه ریزان آموزش و پرورش به اهمیت آن پی ببرند.

و در پایان، فرزندان شما اگر کار تیمی را یاد نگیرند، بایستی در نیمکت ذخیره ها بنشینند و پیروزی دیگران را تماشا کنند.

**********

نکته ی بسیار مهم:

یادتان باشد بدترین ایراد گروه بندی که آفتِ آن بوده و بسیار خطرناک است افتادن بار تیم بر دوش یکی دو نفر از اعضا و تنبل شدن سایر افراد گروه است. این معضل، جزو آموزش های پنهان بوده و این افراد، بلای جان فردای جامعه خواهد بود.

تک تک افراد گروه را تشویق به کار کنید! از انگیزه های درونی استفاده کنید و با نگاه دقیق خود رفتار دانش آموزان را تحت نظر داشته باشید. پرسش اتفاقی از یک عضو  و نمره دادن به کل تیم در قبال پاسخ او و مشاهده ی چارت فعالیت های گروه و بیان نقش هر فرد در گروه، شرکت شما در فعالیت های گروه ها، مشخص نمودن درجه ی نقش و تاثیر هر فرد در تیم و تشویق تیم ها به هم آموزی و هم فکری و بسیاری از کارهای دیگر که به ذوق و خلاقیت شما بستگی دارد، تک روی و افتادن بار فعالیت تیم بر دوش یک یا دو نفر را از بین خواهد برد.

به گروه ها بفهمانید که هر فرد گروه، نماینده ی رسمی و پاسخ گوی گروه خواهد بود و گروه حق ندارد سخنگو و یا مدیر از پیش تعیین شده ای داشته باشد.

**********

اگر نقد و نظری دارید یا به تجربه ای در گروه بندی رسیده اید آن را در بخش نظرات به یادگار بگذارید! تجربه ی کار گروهی شما در هر جایی و به هر شکلی راهنمای من و سایر دوستان و همکاران خواهد بود.


بیاندیشیم!

به فردای کودکان خود بیاندیشیم!

آموزش های دیروز، کودکان ما را برای فردا آماده نخواهد کرد!

…..
..

.

مهرداد

Edutopia.ir

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

برای چاپ، اجازه ی کتبی لازم است.

دیدگاه های خود را درج نمایید!

نام خود را بنویسید، نیازی به پست الکترونیک و سایت شما نیست!

سربلند و پیروز باشید!

468 ad

۱۹ دیدگاه‌ها

  1. آشنا says:

    خدا قوت،استاد گرانمایه
    مثل بسیاری از مطالب دیگر سایت،این نوشته هم مفید و ارزشمند بود.
    اما فکر نمیکنید به کار گیری تواناییهای مختلف دانش آموزان در سیستم آموزشی ما فقط برای معلمهای ابتدایی کارساز خواهد بود،نه معلم مقطع راهنمایی و دبیرستان که در هفته دو یا چهار ساعت ، برای رشته ی خاصی با دانش آموزان در تماس است ؟
    با سپاس
    .
    ..

    مهرداد
    سپاس و درود!
    نکته ی ارزشمندی را بیان نمودید!
    گروه و گروه بندی از مهد کودک آغاز و تا گروه های کهن سالان قابل پیاده شدن است. گروه بندی در بند زمان و مکان نیست. تشکیل تیم، محدودیت بردار نیست!
    من در بدو ورود به مدرسه، چه کلاس اول راهنمایی با دو ساعت در هفته تدریس و چه هنرستان کاردانش، کارِ گروه بندی را انجام داده ام و در دوره های ضمن خدمت همکاران نیز بسیار از آن بهره برده ام.
    کار گروه بندی را در هر پایه و سنی با هر محدوده ی زمانی انجام دهید و نگران هیچ چیزی نباشید. از کلاس درس حتی با دو ساعت در هفته به عنوان سکوی پرتاب استفاده کنید و شاگردان خود را تشویق کنید که حتی در زمان های استراحت و تفریح در گروه خود به فعالیت بپردازند.
    زمانی که به تجربه ی کافی در گروه بندی دست پیدا کردید، همکاران خود را تشویق کنید تا از گروه هایی که ایجاد کرده اید استفاده کنند.
    اگر با مدیر و ناظم های مدرسه به توافق برسید و مدرسه با مدیریت آموزگاران آشنا با دانش آموزان به گروه بندی دانش آموزان بپردازد به بهترین شکل ممکن می توانید به رشد مهارت های جمعی دانش آموزان کمک نمایید.
    به گروه بندی به عنوان نیازی بالاتر از نان شب نگاه کنید!
    پیروز، سرافراز و سربلند باشید!

    • آشنا says:

      شبتون بخیر
      استاد،من وخیلی از همکارانم در مقطع راهنمایی ، هر ساله از گروه بندی استفاده میکنیم.اما من در این زمینه مشکلاتی دارم ودوست دارم با راهنماییهای ارزشمند شما اونارو به حداقل برسونم.دوتا از مشکلهای اساسی من :
      ۱٫ در درس زبان انگلیسی،بجز توانایی در خود درس و یا مثلا خط و نقاشی،از چه توانایی شاگردانم برای شرکت و مفید بودن در تیم استفاده کنم؟
      ۲٫با شاگردانیکه هیچ گروهی،با هیچ شرطی آنها را نمیپذیرد و یا خیلی زود پشیمان میشوند،چه کار میتوان کرد؟
      البته جواب این سوالامو هم میدونم ” این مشکل منه ” و باید امسال حلش کنم.
      .
      ..

      مهرداد
      با درود و شب و روزتان به خوبی و شادی!
      ۱- یکی از مهم ترین نکاتی که در تدریس زبان باید در نظر داشته باشید، هوش های چند گانه است. با مطالعه ی هوش های چندگانه و شناخت توانایی های دانش آموزان راه کارهای خوبی به دست شما خواهد آمد. با بهره گیری از هوش حرکتی جنبشی و استفاده از نمایش و پانتومیم، گروه ها، می توانند بسیاری از مفاهیم آموزشی را یاد گرفته و یاد بدهند. از همه ی هوش های چندگانه می توانید در تدریس زبان استفاده نمایید، پس مطالعه و آشنایی با این هوش ها را به شما سفارش می نمایم. با کلیک در اینجا گام های آغازین را بردارید.

      ۲- دسته ای از شاگردان هستند که در گروه ها پذیرفته نمی شوند
      این گروه را به دو دسته تقسیم کنید:
      - فردی که به دلیل مشکلاتی از قبیل عدم ارتباط با گروه، مشکل جسمی، ناتوانی در ارتباط با افراد توسط دیگران پذیرفته نمی شود.
      - فردی که تن به کار گروهی نمی دهد، گروه را به هم می ریزد و به دیگران آزار می رساند، با گروه هماهنگی ندارد، تک رو است و نظر دیگران را نمی پذیرد.

      در هر دو مورد نمی توان نسخه ی واحدی پیچید. نباید از یک فرمول و یک قانون استفاده کرد. پس از این که دانستید که فرد مورد نظر در کدام دسته جای دارد به پرسش های زیر پاسخ دهید و راه کار و نسخه را خودتان بپیچید.
      - فرد مورد نظر که توسط گروه ها پذیرفته نمی شود، چه توانایی ها و استعدادهایی دارد؟ آیا شما می توانید به هر شکلی دست به کاری بزنید تا توانایی های او نشان داده شده و گروه ها مایل به جذب او شوند؟ بیشتر افرادی که استعدادهای ویژه دارند، تمایل به درون گرایی دارند و گاهی توان عرضه ی قابلیت های خود به دیگران را ندارند. این استعدادها را کشف کنید و آن را به دیگران عرضه کنید.
      در کلاس ادوبی فلش، دانش آموزی بسیار کم رو و خجالتی داشتم. ذوق هنری بسیار بالایی داشت اما به مدت دو ماه حتی یک کلمه بجز “حاضر” از او نشنیدم. هیچ گروهی مایل به جذب او نبود. بعد از این که توانایی هایش را یافتم، از او خواستم که در بررسی تمرین های دانش آموزان به من کمک کند. به هیچ عنوان حاضر نبود. این افراد بسیار شکستنی و زودرنج هستند. مدت زیادی زمان برد تا حاضر شد به من کمک کند. در یک بازه ی زمانی به مرور از این که به من کمک می کند خوشش آمد. یک بار به گروهی که نیاز به کمک من داشت او را پیشنهاد کردم. برایشان قابل باور نبود که او بتواند چنین کاری کند. یک جلسه با گروه گذاشتیم و او هم بود. نمونه ی کارشان را نشان دادند و او نظر خود را به آن ها گفت. پشت بند کار، من هم نظر او را تایید کردم. هرگز نتوانستم کم رویی او را اصلاح کنم اما کارش به جایی رسید که پیش از ثبت نمره برای گروه ها، گروه ها او را دعوت می کردند تا در مورد کارشان نظر بدهد. نسخه برای شما نمی پیچم، کار درستی نیست اما باور داشته باشید که هر انسانی توانمندی های مخصوص به خود را دارد که نباید نادیده گرفته شود. این شما هستید که با سر و کله زدن با افراد و با بهره گیری از تجربه ی خود و فن معلمی، این استعدادها را کشف می نمایید و به دیگران عرضه می نمایید. عجله نکنید، یک بازه ی زمانی را در نظر بگیرید. از او در کارهای کلاس استفاده کنید و توانایی هایش را به رخ دیگران بکشید.
      ……….
      - فردی که ناسازگار بوده و تک رو است و گروه را به هم می ریزد، یک فرد عادی نیست. این افراد هوش برون فردی داشته و گاهی قابلیت های فراگروهی دارند. در غیر این صورت، ممکن است دچار صدمه ی روحی و روانی حتی ناچیز شده باشند. من با هر دو شکل روبرو شده ام.
      یادتان باشد “شرارت زبانه ی هوش است.”. با مطالعه ی هوش برون فردی و سازمان دهنده، ببینید چه شباهت هایی بین رفتار این فرد با افرادی با این هوش وجود دارد. اگر چنین بود برخی از فعالیت های کلاس را به آن ها بسپارید. افراد با هوش برون فردی، وردست شما در فعالیت های کلاسی خواند بود. آن ها به خوبی شما اما نه با تجربه ی شما قادر به اداره ی کلاس هستند. آن ها این استعداد را به صورت ذاتی در خود دارند. آن ها را در اداره ی کلاس شریک کنید. نقش آن ها را در گروه پررنگ کنید و یادتان باشد که آن ها می توانند مدیران موفقی در دنیای فردا باشند پس نیاز به کسب تجربه و مهارت با حضور شما و زیر نظر شما دارند.
      کسانی که دچار صدمه ی روحی و آسیب های روانی شده باشند نیز با آسیب رساندن به گروه و دیگران، خود را نشان می دهند. با مشاور مدرسه مشورت کنید و تلاش کنید تا با کشف ریشه ی این آسیب، آن را درمان کنید. تشویق ها و اخطارهای مناسب و به جا کارساز و کارآمد خواهد بود.
      باز یادآوری می کنم که هر انسان آموزش و پرورش مخصوص به خود را می طلبد. نمی توان برای دو نفر نسخه ی یکسانی را پیچید، این اشتباه بزرگی است. اما از دیدگاه ها و تجربه های دیگران استفاده کنید و مشکل افراد در گروه ها را با ذوق وتوانایی و خلاقیت خود پیدا و برطرف نمایید.
      پیروز باشید

      • آشنا says:

        استاد مهربان ،
        از توضیحات کامل و راهنمایی هاتون در مورد دانش آموزان ناسازگار بینهایت سپاسگزارم.سال تحصیلی آینده قطعا از راهکارهایی که شما فرمودید و روشهایی که با خوندن توضیحات شما به فکرم رسید ، استفاده خواهم کرد و انشاالله گزارش موفقیتمو به شما خواهم داد.باید برم هوشهای چند گانه رو دقیق مطالعه کنم.
        خداوند نگهدار وجود ” کیمیاگر “تان

  2. ناشناس says:

    با تشکر از مطلب مفیدتون، موفق باشید.

  3. ناعمه says:

    سلام

    دوست عزیز واقعا دست مریزاد!

    مطالبتون عالیه و حوصله ای که برای پاسخ دادن به نظرات و سوالات همکاران به خرج میدین قابل تقدیر!

    خیلی استفاده کردم از مطالبتون.

    متشکرم

  4. همکار says:

    با سلام و ارادت
    استاد ارجمند مطالبتون فوق العاده است و جدید بسیار استفاده کردم
    ممنون و موفق باشید

  5. فرهاد says:

    با سلام
    یکی دوجایی کار شما رو توی گروه بندی کپی پیست کرده اند و به نام خودشون ثبت کرده اند. من چون توی کلاسهای شما بودم و می دونم این اثر کار شماست گفتم تا در جریان باشید
    .
    ..

    بادرود به شما دوست ارجمند
    حواله اشان می دهیم به “کپی رایت، کپی پیست”
    زنده باشید و سرحال!

  6. ناشناس says:

    با سلام و تشکر
    ای کاش در دوران ما هم به ما آ موزش کار گروهی داده بودند تا امروز برای کوچکترین کارها درمانده نمی شدیم. من سالها در آموزشگاه تدریس نقاشی می کنم ولی یک سال است در یک دبستان پسرانه مشغول کار شده ام.تجربه جالبی بود ولی خیلی متفاوت با آموزشگاه.مدتی است که به دنبال راه کارهای عملی برای علاقمند کردن بچه ها می گشتم تا این که وبلاگ شما را خواندم ،فقط میتوانم بگویم که گل گفتید ومن حتما برای سال جدید از این ایده ها استفاده می کنم.
    باعث خوشحالی است که هنوز کسانی یافت می شوندبدون مزد فقط برای ارتقاع نوع بشر وقتشان راصرف کنند.
    موفق باشید

  7. مرضیه says:

    با سلام و تشکر
    ای کاش در دوران ما هم به ما آ موزش کار گروهی داده بودند تا امروز برای کوچکترین کارها درمانده نمی شدیم. من سالها در آموزشگاه تدریس نقاشی می کنم ولی یک سال است در یک دبستان پسرانه مشغول کار شده ام.تجربه جالبی بود ولی خیلی متفاوت با آموزشگاه.مدتی است که به دنبال راه کارهای عملی برای علاقمند کردن بچه ها می گشتم تا این که وبلاگ شما را خواندم ،فقط میتوانم بگویم که گل گفتید ومن حتما برای سال جدید از این ایده ها استفاده می کنم.
    باعث خوشحالی است که هنوز کسانی یافت می شوندبدون مزد فقط برای ارتقاع نوع بشر وقتشان راصرف کنند.
    موفق باشید
    .
    ..

    مهرداد
    سلام و درود
    سرزندگی و پیروزی شما را آرزومندم.
    سفارش من به شما این است:
    … به آرامی و گام به گام به پیش بروید و بدون برنامه ریزی و هماهنگی با مسئولین آموزشگاه و حتی والدین کاری را انجام ندهید.
    چه خوب است که والدین هم از ارزش و نیاز کودکان به این گونه برنامه ریزی ها و همکاری ها آگاه باشند و با آن همراه شوند.
    بهروز و سربلند باشید.

  8. پری says:

    سلام. فرمودید که “بدترین و بدترین گونه از گروه بندی، گروه بندی همگون و همسان است!”
    اما من تازه به این نتیجه رسیدم که در حال حاضر این بهترین روشه!
    همونطور که خودتون فرمودید؛ بدترین ایراد گروه بندی که آفتِ آن بوده و بسیار خطرناک است افتادن بار تیم بر دوش یکی دو نفر از اعضا و تنبل شدن سایر افراد گروه است.

    دانش آموز اول راهنمایی من ۵ سال به روش غلط گروه بندی و تبدیل شدن به انگل برای عضو زرنگ گروه و عذاب دادن گروه تبدیل شده!

    تا اسم گروه بندی میاد دانش آموزای زرنگ دچار استرس می شن! تا اسم هم گروه های ضعیفشون رو می شنون ناراحتی از چهره شون معلوم می شه. این اولین تحقیر برای هم گروهی ضعیفشه. موقع تعیین فعالیت گروهی هم که دانش آموز ضعیف اصلا مشارکت نمی کنه. چون اعتماد به نفس نداره. چون ۵ سال فقط زیرگروه بوده! تنبل بوده! حتی از بیان مطلبی که احساس می کنه درسته هم می ترسه! چه برسه اینکه بخواد اظهار نظرهای جسورانه داشته باشه!

    برعکس؛ وقتی گروه ها همگون باشند؛ دانش آموزهای قوی خوشحال می شن! دانش آموزهای ضعیف ناراحت می شن. اعتراض می کنن که چرا تنبل ها رو با هم گذاشتید! اینجا من ازشون می پرسم آیا وقتی ضعیف و قوی با هم باشند؛ کارها روی گردن دانش آموز قوی نمی افته؟ همه می گن بـــله! می پرسم ضعیف ها فقط رونویسی نمی کنن؟ همه می گن بـــله! من هم می گم پس برای اینکه دانش آموزای ضعیف هم فکر کنند و فعالیت کنند؛ باید با دانش آموزای هم سطح خودشون هم گروه بشن! و این رو هم توضیح می دم که دانش آموزای ضعیف هروقت که خواستند؛ می تونن از بقیه ی گروه ها و یا از خود من کمک بگیرند.

    موقع انجام کار گروهی هم کاملا مشهوده که دانش آموز ضعیف، کنار یکی مثل خودش جرئت حرف زدن و اظهار نظر کردن داره. خوشحاله. اعتماد به نفس پیدا می کنه. من از تماشای صحنه ای که همممممه ی دانش آموزا در تکاپو هستند لذت می برم. و برعکس از دیدن اینکه دانش آموز ضعیف فقط چشمش به دست بغل دستیشه و لام تا کام حرف نمی زنه عذاب می کشم.
    تشویق و نظارت بر اینکه از هم گروهیتون رونویسی نکنید هم فایده نداره. خیلی امتحان کردم.
    و البته توقع من از گروه ضعیف، کمتر از گروه قوی خواهد بود!

    البته شایان ذکر است که من توی یه روستا که شاید یک سوم دانش آموزا به مقطع دبیرستان می رسند درس می دم! که انگیزه و علاقه ی زیادی به درس و فعالیت ندارند! با امتیاز و جایزه و … سعی می کنم علاقمندشون کنم که حداقل خاطره ی خوشی از مدرسه داشته باشند!

    در ضمن من معلم زبان هستم. ممنون می شم اگه نظرتونو در مورد مطالبی که گفتم بگید.

    • مهرداد says:

      مهرداد
      سلام و درود
      اجازه بدهید پیش از هر چیز نگاهی به جهان امروز بیافکنیم.
      جهان امروز دو نیمه است.
      نیمه ای که همه ی استعدادها را به خود کشده و دارای بیشترین توان بازدهی و دارای و توانایی است.
      نیمه ای که کمترین بروز استعدادها و اندیشه ها و سرمایه را دارد.
      گمان می کنید این چرخه به کجا برسد؟
      حالا سری به کلاس بزنیم:
      گروهی که پتانسیل ها و توانایی های بالایی دارند و هم سان هستند.
      گروهی که به هر شکل دارای این توانایی ها نیستند و آن ها هم همسان هستند.
      این چرخه به کجا خواهد رسید؟
      فکر می کنید سرانجام مدرسه هایی همانند کودکان استثنایی و استعدادهای درخشان کجاست؟
      این ها چیزهایی جز طبقه بندی های شوم و آسیب زا نیستند.
      هر دو دسته در هر دو مدرسه با وارد شدن به جامعه آسیب خواهند دید.
      راه چاره گروه های ناهمگون و ناهمسان هستند.
      این گروه هم گرفتاری های ویژه ی خود را دارد که با ترفندهای آموزگار راه های چاره ی بی شماری برای آن ها وجود دارد.
      بسیار شده است که از یک فرد در گروه پرسشی را پرسیده ام و به گروه نمره داده ام.
      شاگردان من یاد گرفته اند که در زمان کنفرانس یک گروه از هر کسی از آن گروه که بخواهند نکته های خود را بپرسند و بر اساس پاسخ او به گروه نمره بدهند.
      این چیزی نیست جز کشیدن دانش آموزان به دنیای “یاددهی یادگیری”
      هر دانش آموز هر چه یاد دارد به دیگران می آموزد.
      در یک گروه با توانایی های یکسان هیچ جنب و جوشی به چشم نمی خورد. چون همه هم رتبه اند.
      در یک گروه با توانایی های گوناگون هر کسی هر چه که آموخته به دیگران یاد می دهد و در فرایند این آموختن دانش در روان خود او هم ماندگار خواهد شد.
      اما در هر حال گروه بندی را از گام اول آغاز کنید. کار خود را با گروه های اختیاری آغاز کنید تا دانش آموزان به کار در گروه خو بگیرند و گام به گام آن ها را به سوی شیوه های دیگر گروه بندی ببرید. من گروه های اختیاری را در همه ی ترم اول نگه می دارم.
      سفارش می کنم دوباره “گروه بندی در کلاس درس” را از آغاز تا پایان بخوانید.
      مدرسه ی یک جامعه ی شبیه سازی شده است تا کودکان ما زندگی در جامعه ی آینده را در آن تجربه کنند.نمی خواهیم جامعه ی ما به سمت و سویی برود که طبقاتی شده و فرایند جداسازی بر اساس توانایی ها شکل بگیرد. این بدترین آسیبی است که یک جامعه خواهد دید. نمونه اش را در نابودی فرهنگ و تمدن ایرانی در حکومت طبقه بندی شده ی ساسانیان به چشم دیده ایم.
      سربلند و پیروز باشید.
      از این که به گروه بندی در کلاس درس توجه دارید از شما سپاسگزارم و برایتان آرزوی شادی و شادکامی دارم.

      • پری says:

        خیلی خیلی ممنون از جوابتون.

  9. افسانه says:

    سلام.متنتون خیلی جالب بود من خیلی خوشم اومد.اما وقتی که بردم و سر کلاس خوندم استادمون اصلا خوشش نیومد.گفت حتمآ باید منابع اورجینال باشه.میشه منابعتون رو بدین تا ببرم روی این استاد رو کم کنم.ممنون میشم.

    • مهرداد says:

      سلام به شما دوست گرامی
      از این که نوشته ی مرا پذیرا شدید خوشحالم.
      چه منبعی (اورجینال!!! تر) از بیست سال کار من در زمینه ی گروه بندی از مقطع ایتدایی تا دبیرستان و حتی دوره های آموزش عالی ضمن خدمت.
      همان گونه که در متن خوانده اید بیشتر این گفتار دست آورد سال ها تلاش و کار با دانش آموزان به صورت زنده پویا است و با آن چه به صورت تئوری و ایده (منابع اورجینال) در کتاب های نویسندگانی آورده شده که چه بسا حتی یک بار یک کلاس درس زنده را در یکی از پایه های آموزش و پرورش نگردانده اند، متفاوت است.
      پرسش و پاسخ همکاران و نمونه ی فیلمی که به صورت مستند و بدون ایجاد پیش زمینه ساخته ام (جای بازی اینجاست!) که می توانید آن را دانلود نموده و در کلاس درس استاد نشان دهید خود بیانگر آناست که هیچ چیزی در فضای آموزش و پرورش اورجینال تر از کلاس درس و خود فراگیران نیست چرا که با رفتارها و بازخوردهای آنان به خوبی کمبودهای کار نمایان می شود و راه حل های ارایه شده چه بسا ایده های خود دانش آموزان باشد.
      در هر حال سلام و درود مرا به این استاد ارجمند برسانید و اگر این گفتار را به شکل اورجینال نمی پذیرند از سوی بنده پوزش بخواهید و برای ایشان بحث دیگری را با منابع اورجینال ببرید.
      با کمی جستجو در اینترنت و استفاده از کلیدواژه های همانند “گروه بندی” ، “تشکیل تیم” ، “گروه های تصادفی، اختیاری، همگون و همسان و …” می توانید منابع اورجینال مورد نظر استاد را بیابید.

      برای شما دوست گران مایه ام آرزوی خوبی، خوشی و شادمانی دارم.
      سربلند و پیروز باشید.

  10. نهال says:

    سلام من در حال تحقیق راجع به کار گروهی در دانش آموزان دبستانی هستم. خواستم ببینم می تونم از تجربیاتتون استفاده کنم؟

    • مهرداد says:

      سلام
      کار گروهی از مهم ترین و ارزشمندترین کارهایی است که باید در آموزش و پرورش صورت بگیرد. از شما برای انجام این کار سپاسگزارم و در صورت نیاز در خدمت شما هستم.
      می توانید در همین بخش دیدگاه، پرسش هایتان را قرار دهید یا با پست الکترونیک من تماس بگیرید:
      filmnegar@gmail.com
      موفق باشید.

  11. زهرا says:

    سلام استاد نمیدونم چطوری شادیمو وصف کنم که با شماومطالب بسیار نابتون آشنا شدم وجواب خیلی از سوالاتموگرفتم.یه سوال دارم من ریاضی درس میدم بعضی از شاگردام که قوی هستند زیر بار گروه نمیرن ونمیدونم چطور شاگردامو گروه بندی کنم لطفا راهنماییم کنید

    • مهرداد says:

      سلام و درود
      سپاسگزارم
      در این موارد من همیشه با شاگردانم روراست هستم.
      با آن ها درباره ی نقششان در جامعه و زندگی گروهی و این که تک روی هیچ مشکلی را حل نمی کند صحبت می کنم. به آن هامی آموزم که زندگی یعنی با هم بودن و با هم زیستن. آن ها باید بدانند که هر کدام توانایی ها و ویژگی های خوشان را دارند و تا زمانی که این توانایی ها را با هم به اشتراک نگذارند به جایی نخواهند رسید.
      از سوی دیگر گروه بندی را با گروه های اختیاری آغاز می نمایید. گروه های اختیاری، این گزینه را به فراگیران می دهد تا در فضایی دوستانه به تمرین کار گروهی بپردازند و برای کار در گروه های ناهمگون و ناهمسان آماده شوند.
      تشویق و پشتیبانی از گروه هایی که با هم همکاری دارند و دادن امتیازهای ویژه به گروه در صورتی که افراد ضعیف گروه رشد مناسبی نموده باشند و بسیاری از راه های دیگر که در متن بالا و دیدگاه ها وجود دارد و از همه مهمتر ترفندها و راهکارهایی که خودتان پیدا می کنید در این راه به شما یاری خواهند رساند.
      سرزنده و سرافراز باشید

نوشتن دیدگاه