حالا… هرچی!

و اما بعد…

 

    :” حالا… هرچی!

ببین! آخه یه بار هم شده این گلستون سعدی رو یه ورقی بزن!

این بابا پیر تجربه س!

یَک آدم زبر و زرنگیه!

پدر جان اینطوری که تو می ری، دکان دستگاهت رو هواست!

هر چی داری برای دیگران رو نکن! یه چیزایی رو هم برای روز مبادا!!! نگه دار!…

 *******

ها،… جون خودت!

تو گلستون سعدی نَقله که یه مربی کشتی، یه فوت کُشتی رو برای یه روز مبادا!!! نیگه داشت! بعدن چطوری زد قمپُز این شاگردشو ترکوند!!!…. پس فردا برات دردسر می شه ها! حالا گفته باشم!

 

اصلن همین شیخ بهایی خدابیامرز! کدوم هنرشو رو کرد؟ هیچ چی!هیچ چیِ هیچ چی!!!

ملت همین جوری تو کف!

آخه اگه هر چی داشت رو رو می کرد، کی دیگه می رفت اون مناره رو بجنبونه و کف کنه!

هر کی واسه ی خودش یه منارجنبون می ساخت!…

نیستی، بابا جان نیستی! از من بشنو! سرت تو کار نیست!

از من به تو نصیحت، مبهم باش! پیچیده! همچی سرشناس! باش و نباش! دم دست نباش! همه بگن وای ی ی! فلانی ته هنر و دانشه، اگه رو بشی، اگه چار نفر دیگه کارتو یاد بگیرن که می زنن رو دستت! بدبخت!!!

پا می ذارن روی توانایی های تو و می رن به قهقرای آسمون، اون وخ کی اسم تو رو ببره!

ها! چی! داپین چی؟ … حالا… هرچی! ای بابا! شعار نده! این داپینچی، داپین چی؟ … همون! حالا هر چی! همون که تو می گی…! چی گفته: “وای به حال شاگردی که از استادش جلو نزنه!”

 

حالت خوبه بابا؟ چاییدی؟ جخ! شاگرد که از اوستا جلو بزنه کلاه اوستا پس معرکه س!

ها؟ نه والا! چی؟ … نه! حالا… هرچی! تو آدم نمی شی! برو هر چی فن و هنر داری برای هنرجوهات رو کن! برو!

 

… این خزعبلات جامعه و آینده و پیشرفت و کار گروهی و هر آدم یه آموزش و پرورش رو … بریز دور!

 

 

هی تو جون بکن ایده بده، بروبچ کپی پیست کنن به اسم خودشون! … دِ نه دِ! حالیت نیست!

رفتی آر… آرمان … چی بود؟ حالا… هرچی! همون آره همون که می گی!

اصن کی می خونه این …! همون! آره، …!


ببینم!

سایتِتَم ببینم! ببینم چه گلی به سرِ ما زدی!!!

چه اسمی؟ وحشتناک!!! چی! از کی خوشت اومده؟ لو… لو…چی؟ حالا… هرچی! لوکاس!!! یه سایت زده برای …!

ای داد!!!

 

اِ…! ای بابا اسمتم که این تو نیست! آدرسی! شماره تلیفونی، شماره حسابی!

پس این تبلیغا کجاست؟ پول چه جوری به حسابت می ریزن؟


بابا جان!  چار تا جلوه ی قشنگ بذار مردم حال کنن! جاکوری؟ جو کوری؟ … ها! همون! جِی… چی؟ حالا… هرچی! همون! فکر کردم بی سوادی! خبر نداری! از همون ها بذار، یه آلبوم عکس کپی پیست شده از باحال ترین عکسا! چار تا لینک بده به چار تا فیلم با حال بده اسمشم بذار لینک مستقیم! یه کم بجنبون خودت رو، با چار تا سایت تبادل لینک کن، این… این رنگت بره بالا، چی؟ رنگینک؟ رنکی؟ حالا… هرچی! همون که تو می گی!

 

نرم افزار چرا نذاشتی واسه ی دانلود؟ چی ؟ کپی رایت! هه هه! یه هوی بگو سرکاریم! حق چی؟ حالا… هرچی! حق تالیف! هاهاهاها…! همه این کارو می کنن! همه! تو یکه یالغوز واسه ما کپی رایتی شدی! جمع کن بابا!

 

 

دکان دستگاه “آی دی یو”…چی!  حالا… هرچی! “ای دی یو تو پیا”ت رو هم جمع کن! نون توش هست؟ نیست! دِ نه دِ،…نه تو….،تو…، ت… حالا… هرچی!”

*******

…………………. زندگی ادامه دارد… شاید! 

…..
..

.

مهرداد

Edutopia.ir

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

 

دیدگاه های خود را درج نمایید!

نام خود را بنویسید، نیازی به پست الکترونیک و سایت شما نیست!

سربلند و پیروز باشید!

 

468 ad

نوشتن دیدگاه