تو هیچ چی نیستی!

بچه ی شما به درد درس خوندن نمی خوره !

– این بچه کم هوشه. کند ذهنه!

– بی استعداد !

– این بچه به درس علاقه نداره!

– تو هیچ چی نیستی!

– بد خط!

– مردود!

– بی سواد!!!


 

**********

بیاندیشیم!

کمی!

به نظر شما این جملات به چه کسانی گفته شده است:

این ها همان شاگردان ته کلاس هستند،

همان هایی که شرارتشان، غرق شدن در رویاهایشان، گیچی و سردرگمی اشان، برای شما پیامی دارد!

-: “من متفاوت هستم!”

وای به روزی که این پیام درک نشود.

دوباره می پرسم:

به نظر شما

اینها چه کسانی هستند؟

…..

…..

…..

**********

– امیل زولا:

رمان نویس و مقاله نویس تاثیرگذار فرانسوی

شاخص ترین چهره مکتب ناتورالیسم

وی در هنر رمان نویسی ابتکارهای جالب توجهی به کار برده ،

در تصویر اجتماع استعدادی بی نظیر و استثنایی نشان داده است.

آثار زولا از جنبه های شاعرانه و تغزلی و صور ذهنی خارق العاده نیز سرشار است.

اما! این نویسنده بزرگ ادبی فرانسه معمولا در مدرسه از درس ادبیات نمره ی صفر می گرفت.

 

**********

– لئو تولستوی،

وی می‌نویسد:

“هرگاه به‌مدرسه قدم می‌گذارم، با مشاهده چهره‌های کثیف و تکیده، موهای ژولیده، و برق چشمان ِ این کودکان فقیر، دستخوش ناآرامی و انزجار می‌شوم. ای خدای بزرگ! چگونه می‌توانم آن‌ها را نجات دهم؟ ”

تولستوی هیچ‌گاه تفاوتی بین کودکان قائل نشد (استعدادهای درخشان، کودکان استثنایی، نمونه مردمی، غیر انتفاعی و ….)

و دانش‌آموزان نخبه را از دیگران متمایز نکرد.

ملیون‌ها کودک روسی تا دهه دوم قرن بیستم با آموزش الفبای تولستوی، سال اول دبستان را آغاز نمودند.

با اتخاذ این روش، تولستوی توانست در جنبش اصلاحات آموزشی وایجاد مدارس آزاد مؤثر واقع شود.

اما!

در کودکی وی را به عنوان کودکی می شناختند که نه قادر به یادگیری است و نه علاقمند به آن.

 

**********

– جیمز وات:

مخترع اسکاتلندی که اغلب از او به عنوان مخترع ماشین بخار یاد می‌شود.

او چهره اصلی انقلاب صنعتی است.

اما،

چنین فردی را در مدرسه فردی کودن توصیف می نمودند.

 

**********

– لویی پاستور:

شیمی دان معروف، زیست شناس فرانسوی و استاد دانشگاه استراسبورگ.

او میکروب هاری را کشف کرد.

نظریه او مبنی بر اینکه باکتری عامل بیماریهاست، جان بیشماری را از مرگ نجات داد.

اکتشافات پاستور در مورد باکتریها و نیز برخی از بیماریها خدمت بزرگی به بشریت بود.

اما،

وی در مدرسه یک فرد متوسط بود. نبوغ خاصی در وی مشاهده نمی شد.

شاگردی بود که از حد متوسط کمی بهتر بود.

در دوره ی لیسانس بین ۲۲ نفر رتبه ی ۱۱ را کسب کرد.

 

**********

– نیوتون:

استاد ریاضیات در دانشگاه،

صاحب نظریات جدید در باب نور و رنگ

کاشف قانون جاذبه عمومی،

مولف کتاب اصول،

و بسیاری اندیشه های دیگر

اما،

نیوتون شاگرد برجسته ای نبود و کم حافظه و فراموشکار به شمار می رفت.

 

**********

– ناپلئون بناپارت:

بزرگترین سردار تاریخ اروپا،

توانمند در جنگهای توپ خانه ای که سالها جنگید و نیمی از دنیا را به خاک و خون کشید.

استاد بی نظیر در فنون رزمی و صاحب اندیشه ها و نظرات بسیار ظریف و دقیق که برای همیشه ورد زبانها ماند و کمتر به روحیه جنگ طلبی و خونریزی او شباهت دارد،

اما،

او مدرسه ی خود را با رتبه ی ۴۲ به عنوان یک دانش آموز غیر ممتاز ترک کرد.

 

**********

– توماس ادیسون:

بیش از ۱۰۳۹ اختراع را به بشریت هدیه کرد.

اما،

معلمانش از آموزش او در مدرسه عاجز مانده بودند.

کم ترین نمره ها را از درس فیزیک می گرفت.

 

**********

– آلبرت انشتین:

معلمش او را عقب مانده ی ذهنی، غیر اجتماعی و همیشه غرق در رویاها توصیف می نمود.

او دوبار در کنکور دانشگاه پلی تکنیک مردود شد.

 

**********

– بتهوون:

معلمش می گفت: او هرگز چیزی یاد نخواهد گرفت.

 

**********

– پابلو پیکاسو:

بدون کمک و حضور پدرش نمی توانست در امتحانات نمره ی قبولی کسب کند.

 

**********

– بیل گیتس:

در ترم دوم، دانشکده را ترک کرد وگرنه در صورت ادامه ی تحصیل ما هرگز به سیستم های عامل DOS و Windows دست پیدا نمی کردیم.

 

**********

– موسسین گوگل قید مدرک دکترای خود را زدند

وگرنه هرگز جستجوی اینترنتی ، معنا و مفهوم امروز خود را نمی داشت.

 

**********

– موسسین اپل…

و …

همه ی اینها کسانی هستند که از تله ی هوش آموزش و پرورش به سلامت جان بدر برده اند.

شما چطور؟

چند فردوسی و رازی و کمال الملک و آریوبرزن و برزویه ی طبیب و جلال الدین خوارزمشاه،

بخاطر

بلد نبودن تاریخ مرگ نادر شاه

یا قضیه ی فیثاغورث،

یا قانون اول نیوتون،

یا ناتوانی در ضرب و تقسیم و جذر،

برای همیشه ی عمر در تله ی حافظه ی آموزش و پرورش گرفتار آمده اند

و جهان از دریافت توانمندی های آنان محروم مانده است؟

آیا براستی سقف هوش دانش آموزان کجاست؟

 

چه کسی توان ارزیابی دانایی و توانایی مردم را دارد؟

چگونه دانش آموز خود را در تله ی نمره صفر تا بیست برای ابد زندانی می کنیم؟

چگونه دانش آموز خود را در چهارچوب ثابت و راکدی که کتاب تعیین کرده زندانی می کنیم؟

آیا

در لابلای کتاب برگه ای هست که سفید باشد و نانوشته، تا او بنویسد،

او بنویسد،

همه آن چیزی را که بخاطر آن به آفرینش فراخوانده شده،

آمده تا قطعه ای از پازل آفرینش را پر کند

و هستی را یک گام

به رستگاری

نزدیک تر کند… .

 

آن وقت، او به سنگی بزرگ بر می خورد

به نام آموزش و پرورش ، …

چه بر سر جویبار مانده در پشت سنگ می آید؟

…..

….

..

.

دوباره بیاندیشیم!

بسیار هم!

….

مهرداد

Edutopia.ir

**********

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

دیدگاه های خود را درج نمایید!

نام خود را بنویسید، نیازی به پست الکترونیک و سایت شما نیست!

سربلند و پیروز باشید!

468 ad

یک دیدگاه

  1. آرمان says:

    ایاواقعاراهی برای خلاصی از ان هست.انهم درجامعه ایی که اینده جوانانش رابا دیوکنکوررقم میزندوهرانکس که همچون دوچرخه سواری ماهر رکاب بزندگوی سبقت راازبقیه خواهد برد

نوشتن دیدگاه