رقابت، پیشرفت، کلاس درس!

پرسید

– : “کی می رسیم؟”

-: “بیست و هفت دقیقه ی دیگه!”

_: “ببخشید! بیست و …!!!”

شگفت زده شده بود، اما من حساب همه چی رو داشتم!

آموزگار بودم  و این راه طولانی رو هر هفته پشت سر می گذاشتم تا به مدرسه برسم.

همان روزهای آغازین، وقتی پرسیدم کدوم تعاونی؟ همه یک صدا گفتند

-: “تعاونی “بی”!”

از بین ده شرکت جابجایی مسافر، این یکی نمونه بود! وقت شناس، سرویس های تمیز و شیک و پرسنل بسیار خوش برخورد و مهربان!

به آرمان شهر دانش و فرهنگ خوش آمدید! و بیست و هفت دقیقه ی دیگر ما به ترمینال مسافربری رسیده بودیم و من مثل همیشه از این وقت شناسی لذت می بردم!

دو سال بعد…

… همه ی شرکت های مسافربری ورشکسته شده بودند و یک ترمینال مسافری مانده بود و یک شرکت مسافربری “بی”.

چیزی به جز سر و صدا و داد و هوار مسافرین به چشم نمی خورد!

صدها مسافر و یک شرکت! هیچ چیزی سر جای خودش نبود! با رسیدن اتوبوس سیل مسافرین بود که هجوم می برد.

سفر کردن با شرکت “بی”به چیزی بدتر از فاجعه بدل شده بود!

..

بدتر ان که گزینه ی دومی نبود. شاگرد راننده مسافرین را گلچین می کرد. برای سوار شدن باید همه جور ناسزا و بد و بی راه را می شنیدی و بدتر، …!

آشفتگی، بی و بیراه، ناسزا، سرویس های کثیف و نامرتب، راننده و کمکی بداخلاق و بددهن و بدتر از همه دیر رسیدن به مقصد گاهی تا دوساعت! در حالی که طول کل سفر دوساعت بیشتر نبود.

                      .

پس از آن، واژه ی سفر برای من همیشه با کابوس همراه شد!

چرا یک شرکت مسافربری، روزگاری، به چنان شکل ایده آلی رسیده بود؟

چرا یک شرکت مسافربری با ایده آل ترین شکل ممکن، به چنین روزگاری افتاده بود؟


و من همیشه درگیر این پاسخ بوده ام!

و این، تنها مشکل یک شرکت مسافربری نیست!

سینما هم به چنین روزگاری افتاده است!

هر که با تاریخ سینما آشنا باشد، نقش چینه چیتا،  سینمای موج نوی فرانسه، سینمای ارزشی آلمان، … را در پوست انداختن و به شکوفایی رسیدن سینما خوب می داند. فرانسوا تروفو، فللینی، کیشلوفسکی، با سینمای هنری و ارزشمند اجین شده اند و شوربختانه، همه ی این دم و دستگاه زیر دست و پای غول بی شاخ و دمی به نام هالیوود خرد شد و از پای درآمد!

و امروز سینما حرفی برای گفتن ندارد چون رقیبی برای خود نمی بیند! میدانی برای مسابقه و پیشی گرفتن نیست! همه ی رقبا از میدان به در شده اند!


ژانرهای سینمایی همان است که بود و نوآوری و خلاقیت در سینما جایی ندارد. زرق و برق سینما را که بگیری، حرفی برای گفتن نمی ماند و کارگردانان بی سوژه، خودشان را پشت جلوه های ویژه و تروکاژهای بی معنا و شامورتی بازی، پنهان کرده اند و اگر چند کارگردان مستقل نبودند، سینما چیزی جز ژانگولر و شعبده بازی نبود! سینمایی که دیروز با تماشای یک اثرش، گاهی تا پایان عمر، با خیالش درگیر بودی، حالا با رسیدن به تیتراژ پایانی فیلم، با وجود همه ی جلوه هایی که هوش از سر می پراند، فراموشش می کنی!

در جهان نرم افزار، نقش مایکروسافت، امروز نقش شرکت مسافربری “بی” است و اگر شرکت های پویا و توان مندی همانند اپل، گوگل و سازه هایی همانند لینوکس نبود، امروز در تنگنای نرم افزارهای سست و بی ارزشی همچون ویندوز لانگ هورن!!! گرفتار بودیم و هیچ شرکت تولید کننده ی سخت افزاری و نرم افزاری توان آن را نداشت که از دستورات مایکروسافت سرپیچی کند و محصولی خارج از نیاز و چارچوب میکروسافت بسازد! (خرد شدن جاوا زیر دست و پای ویندوز یک نمونه ی کوچک است.)

اگر میتسوبیشی یا جنرال موتورز یا بی ام دبلیو نبود، بنز هرگز تا این حد رشد نمی کرد و رشد و توسعه ساختمان سازی، مدیون تک تک سازه هایی است که در یک رقابت جدی هر یک از دیگری بلندتر، گسترده تر و ایده آل تر است.

.

به پیشرفت امروز نگاه کنید و نقش رقابت را در آن جستجو کنید تا دریابید چرا تلفن همراهی که ساخته شد تا تلفن همراه باشد، امروز گستره ی پهناوری از سازه های پیرامون صدا، فیلم، متن و عکس است.

رقابت را در نظر بگیرید تا پیدا کنید که چرا دیسک سختی به اندازه ی کمد تلویزیون های قدیمی با گنجایش هفت صد برگه، به اندازه ی یک پاسپورت با گنجایش میلیون ها برگه درآمده است!

یکی از اولین دیسک های سخت!

برتری جویی را در فن آوری ببینید که تلویزیون های بزرگ و سنگین سیاه و سفید را به زودی با رنگ های طبیعی در قالب، HD لوله خواهید کرد (Super Amoled) و در جیب خود خواهید گذاشت و به هر کجا که بخواهید می برید، چه بسا به زودی، دیوارهای خانه ی خود را با تلویزیون کاغذدیواری کنید!

کلاس های درس با  چشم و هم چشمی صنایع بزرگ، بیشتر به مرکز هوا فضای ناسا می ماند!

.

تلاش برای بهتر بودن و بهتر بودن از دیگران، ما را با دور تند، از دنیایی به دنیای بزرگ تر و شیک تر و آرمانی تر کشانده است:

رشد و شکوفایی ابزارهای پخش فیلم (از چپ به راست)

Super8- VHS- VCD- DVD – HD – Full HD – Super Amoled _ 3D

.

رشد و شکوفایی نسل های نمایشگر فیلم (چپ به راست)

TV – TV Game – Micro – Play Station – Computer – PC – PDA – … – Tablet

.

 

پیشرفت در دیسک های سخت (چپ به راست)

 

بدون رقابت و بدون حضور پررنگ شرکت های پیشرو، چنین چرخه ای بیش از هزار سال طول می کشید!

کافی است که فاصله ی هفت هزار ساله ی اختراع چرتکه تا اختراع ماشین حساب را تنها به صِرفِ نیاز و بدون حس رقابت در نظر بیاوریم!

خرید یک دیسک سخت، امروز

خرید یک دیسک سخت چند سال پیش

سیر توسعه ی دیسک سخت در مدت چند سال!

حجم بسیار بیشتر و بهای آن بسیار بسیار کم تر!

.

و کافی است که در یک فضای رقابتی، فاصله ی پنجاه ساله ی یک ماشین حساب سی تنی با سیصد عمل در ثانیه را با یک ابررایانه ی محاسباتی با ۱۰۵/۱ پتافلاپ در ثانیه (هر پتافلاپ برابر عدد یک با ۱۵ صفر مقابل آن)  را در خاطر داشته باشیم! (ویکی پدیا)

.

با بررسی رودررویی شرکت های بزرگ دنیا رقابت را موجی می بینیم که هر شرکت بر آن سوار شده و نه تنها با آن به پیش می رود که بر سرعت و توانِ موج، هم، برای موج سواران پس از خود می افزاید!

.

در این فضا، شرکتی که پیشرو نباشد، پس می افتد و ناخودآگاه هر شرکت، نردبانی برای شرکت های دیگر است و سودِ این همه، همه ی دست اندرکاران شرکت ها و مردمانی را در بر می گیرد که شیفته ی نوآوری و فن آوری هستند.

 

**********

بدترین و فاجعه آمیزترین شکل رقابت، ویژه ی کشورهای پس مانده است!

این کشورها که روز به روز از پیشرفت، پس می مانند، در یک گرداب سلسله وار می چرخند و چرخش خود را به حساب پیشرفت می گذارند.

رقابت، در این کشورها، ابزار درگیری ها و رودررویی های فردی است.

(فرد در برابر فرد!)


مردمان، این سرزمین ها، خیلی زود به نمره ی من، تکلیف من، درآمد من، آزمون من، کنکور من، سوددهی من، زیان من، پیشرفت من، … گرفتار می شوند!

و این من، چه بسا هم کلاسی، همسایه، هم کار، همسر، … را نیز رقیب خود بداند!

این نتیجه ی همان آموزش پنهانی است که در همان سال اول ابتدایی دریافت نموده است!

**********

و این جمله را از آرمان شهر دانش و فرهنگ به یادگار داشته باشید:

“می خواهید چیزی را نابود کنید؟ رقیب هایش را از میدان به در کنید!”

 

 

به این پرسش ها پاسخ دهید:

 

چه کار کنیم که درگیر پس ماندگی نشویم؟

آیا می توانیم من را حذف کنیم و تیم را جایگزین آن نماییم؟

 

رقابت چیست؟

رقابت، سودمند یا زیان آفرین است؟

رقابت، شخصیت افراد را خرد می کند یا می سازد؟

رقابت باعث کینه و بروز دشمنی می شود یا نردبانی است برای پیش رفت؟

آیا باید عنصر رقابت را در جامعه و مدرسه پدید آورد یا خیر؟

 

جایگاه رقابت کجاست؟

آیا شرکت در آزمون و کسب نمره ی فردی، رقابت های فردی را پدید نمی آورد؟

آیا با تشکیل تیم در کلاس درس، رقابت، به جای آسیب زدن به فرد، تیم ها را به جلو نخواهد برد؟

آیا تشکیل چنین تیم هایی راه را برای تشکیل شرکت های بزرگ هموار نخواهد ساخت؟

آیا با آزمون های تیمی، همدلی را در میان اعضای تیم پدید نخواهیم آورد؟

آیا با ایجاد رقابت میان تیم ها، برخوردهای فردی را، به پیشی جستن تیم ها از یکدیگر بدل نخواهیم ساخت؟

چه جایگاهی را برای تشکیل تیم و ایجاد رقابت میان تیم ها در کلاس درس می پذیرید؟

 

 

پرسش ویژه:

– : “کی می رسیم؟”

………………..-: “بیست و هفت دقیقه ی دیگه!”

………………..-: “بیست و هفت ماه دیگه!”

………………..-: “بیست و هفت سال دیگه!”

………………..-: “بیست و هفت قرن دیگه!”

………………..-: “هیچ وقت!”

………………………………………………………چرا؟

 

                                                     ……………….                **********

بیاندیشیم، بسیار هم!

 

 

 

**********

…..
..

.

مهرداد

Edutopia.ir

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

برای چاپ و نشر، اجازه ی کتبی لازم است.

دیدگاه های خود را درج نمایید!

نام خود را بنویسید، نیازی به پست الکترونیک و سایت شما نیست!

سربلند و پیروز باشید!

 

468 ad

۳ دیدگاه‌ها

  1. مهرداد says:

    همین مرورگری که امروز با آن صفحه های وب را مرور می کنید، در فضای رقابتی، اگر نبود فایرفاکس یا گوگل کروم یا اپل سَفَری، شاهد اینترنت اکسپلورو و دیگر مرورگرها با این همه کارآیی و توانمندی نبودیم.

  2. شاگرد says:

    بیل گیتس :
    ” من در رقابت با هیچ کس جز خودم نمی باشم.هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام. “

  3. محسن says:

    زیبا بود استفاده کردیم
    در خصوص اوضاع کنونی هم چنین است ای برادر

نوشتن دیدگاه