ادوبی! یک خانواده

ادوبی یک خانواده است؟ روزهایی اولی که فتوشاپ را شناختیم، هنوز تجربه های اولیه را پشت سر می گذاشت، بیشتر به برنامه ی Paint مایکروسافت شبیه بود که کمی خوش بر و رو تر، شاید هم زبر و سنگین تر شده باشد. یادم هست که چقدر در نوشتن زبان فارسی با آن مشکل داشتیم. نوشتن انگلیسی هم کم از فارسی نداشت. Paint بیشتر شبیه بازی بچه ها بود شاید برای همین هم مایکروسافت آن را به همان شکل رها کرد و در پی ساخت Picture It برآمد. Picture It به دنبال راهکارهای تازه برای کار با تصویر بود. برای انتخاب یک رنگ اشاره گر به شکل دوپر در می آمد تا به راحتی رنگ مورد نظر را پیدا کند. مثل همه ی کارهای چند رسانه ای مایکروسافت یک دنیا Template  داشت. قاب و ماسک و رنگ و … در کل همه چیز!

چی شد که ادوبی فتوشاپ از مایکروسافت پیکچر ایت جلو زد؟

وقتی اول بار چشمم به آن مرد  بند باز افتاد و دانستم که ادوبی دست به کار “متن” شده است خوب، نگاه من، نظر کردن عاقل اندر سفیه بود.

این چه کاریه وقتی که Word هست با اون همه توانمندی…؟

چی شد که ادوبی آکروبات  جای خودش رو باز کرد؟

ادوبی دست به کار صدا که شد و آودیشن آمد، گفتم دیگه این جا کم می آره! وقتی یک نرم افزار کار با صدای با حال هست (Cool Edit) چه جای آودیشن!

بعد دیدم که نه! واقعن خوش سلیقه ان، کول ادیت را با جاش خریدن! اسمش رو عوض کردن، گذاشتن آودیشن!

خریدن مکرومدیا و اون تر و فرزترین و گردن کلفت ترین نرم افزار همه ی روزگاران، Flash که همه ی جهان نرم افزار را شکه کرد!

پرمیر هم که نگو، چنان دقت و نظارتی که تنها برای کار با صدا توی نرم افزار یک کارشناس صدا استخدام کردن و برای اول بار توی پرمیر بود که چشمم به جمال دالبی خان روشن شد!

افتر افکت، توی نرم افزارهای جلوه ی ویژه، یک پدیده است. جلوه ی ویژه بی افتر افکت، خیلی بی رمق خواهد بود!

دیگه حرف و حدیثی  از ادوبی توی “وکتور” نبود که با آمدنAdobe Illustrator و به دست گرفتن نرم افزار Adobe FreeHand جمع رسانه ای ادوبی جمع شد.

بماند که چه کارهای دیگری هم کرده، خدماتی که توی  وب در کنار مجموعه ی Cs ارایه می دهد، بی نظیر است. به روز بودن و شاد بودن و سازگار بودن و خیلی از توانایی هایی که از این شرکت یک ابر چندرسانه ساخته است.

چیزی که بیش از همه ی این ها ازش لذت بردم، شاید هم اول بار حسادت کردم، از این که چرا ما درس نمی گیریم، پُل بود.

ادوبی تا جایی که جا داشته بین نرم افزارهای چند رسانه ای خودش پل زده، اینکه به راحتی از دل پرمیر با کل پروژه وارد افتر افکت بشی و دستی به سر و صورت پروژه بکشی و باز کل کار رو برگردونی توی پرمیر، عکس هاش رو مستقیم به فتوشاپ ببری برای ویرایش و صدا رو به آودیشن ارسال کنی و هوا و خش  اون رو بگیری و برگردونی توی پرمیر، اون وقت برای تنظیم درست و صحیح رنگ های کار سری به وب سایت kuler بزنی و اونجا رنگ بندی هات رو با بهترین و به روز ترین رنگ بندی های هفته! مقایسه کنی و بعد کل کار رو برای طراحی منوها و زیرنویس ها و … به انکور دی وی دی منتقل کنی و خروجی مورد نظر رو دریافت کنی، این، شک نکنید که یک شاهکار است.

امروز ادوبی یک خانواده است! یک خانواده ی رسانه ای که تونسته دنیای رسانه رو بی کم و کاست در اختیار بگیره و همه کاربران رسانه رو وابسته و نیازمند به خودش قرار بده!

به عنوان یک آموزگار، هر وقت فاصله ی دور خودم رو با همکاران فرهنگی توی مدرسه می بینم، این که درس من هیچ ارتباطی با درس جغرافی و فیزیک و شیمی و زیست و علوم تجربی و ادبیات نداره، و بعد اینکه هیچ ارتباطی بین کار من توی کلاس با بازار نیست و هیچ پیوندی بین هر چیزی که توی مدرسه هست با جامعه نیست، یعنی یک رشته نخ هایی که هیچ وقت با هم کلاف نشده اند و بنابراین از هم جدا و پاره شدنی و به درد نخور هستند، یه جورایی آرزو می کنم کاش یک بار هم که شده به این فکر بیافتیم که یه جورایی بین همه ی درس ها و آموزش ها پیوند بزنیم و این پیوند رو با جامعه و نیاز جامعه محکم کنیم. یک بار هم که شده ببینیم که جامعه چه نیازی داره و بر اساس نیاز جامعه، مجموعه های آموزشی رو بنویسیم و اجرا کنیم.

از ادوبی درس بگیریم.

کاری کنیم که آموزش و پرورش یک خانواده باشد!

کاری کنیم که ایران یک خانواده باشد!

این کار شدنی است!

…..

….

..

.

مهرداد

Edutopia.ir


468 ad

یک دیدگاه

  1. MSB says:

    سلام جناب مهندس آموزگار … ممنون از مطالب مفیدتون … از همکارای گروه کامپیوتر هستم … خواسته ای داشتم ممنون میشم کمکم کنین …لطف می کنین از نمونه پروژه های پریمیر دانش آموزاتون واسم بفرستین یاتو سایتتون بزارین (برای ایده گرفتن)…. با تشکر

نوشتن دیدگاه