مدرسه ی استودیو

جِف مُلگِن:

مقدمه ای کوتاه برای ” مدرسۀ استودیو”

پیوند این موضوع در تد دات کام

مترجم: سهیلا جعفری

**********

.

تماشای فیلم

دانلود فیلم (برگردان فارسی)

.

.

موضوعی که امروز می خواهم درباره ی آن صحبت کنم یک ایده است. ایده ای برای یک نوع مدرسه ی نو که بیشتر اندیشه های جاری ما را در باره ی هدف مدارس و چگونگی کارکرد آن ها، دگرگون می کند.

شاید بزودی به شهر شما هم بیاید.

.

این ایده، مربوط به سازمانی است بنام “بنیاد جوان” که در طی چندین دهه، نوآوری های بسیاری برای آموزش و پرورش پدید آورد، مانند:

 “دانشگاه باز”، “مدارس توسعه”، “موسسات کاریابی اجتماعی”،

“دانشگاه های تابستانی” و  “مدرسه ی همه چیز”

.

حدود پنج سال پیش، ما مهمترین نیاز برای نوآوری در مدارس انگستان را جویا شدیم و احساس کردیم مهمترین اولویت این است که دو مجموعه از مشکلات را کنار هم قرار دهیم:

.

–  یکی از آن اولویت ها، تعداد زیادی از نوجوانان بی‌حوصله اند که اصلا علاقه ای به مدرسه نداشته و نمی توانستند رابطه ای بین آنچه که در مدرسه یاد می گیرند و شغل آینده اشان پیدا کنند.

-اولویت دیگر، کارفرمایانی بودند که همیشه شکایت می کردند که بچه هایی که از مدرسه بیرون می آیند، برای کار واقعی آماده نبودند، و تجربه و رفتار مناسب برای کار را نداشتند.

.

پس ما تلاش کردیم که بپرسیم:

چه نوع مدرسه‌ای باعث میشود تا نوجوانان تلاش کنند تا وارد آن شوند، بجای اینکه بکوشند که از آن خارج شوند؟

.

 بعد از صدها گفتگو با نوجوانان، آموزگاران، والدین، کارفرمایان و اولیای مدارس از پاراگوئه تا استرالیا و با نگاهی به برخی از تحقیقات علمی، که اهمیت آنچه که مهارت های غیر شناختی نامیده می شود، را نشان می‌داد

مهارت های انگیزه ، انعطاف پذیری

که اینها نیز به اندازه ی

مهارت های غیر شناختی،  ذهنی و علم محض

مهم هستند.

 ما پاسخ را یافتیم،

پاسخ خیلی ساده‌ای که ما آن را “مدرسۀ استودیو” نامیدیم.

.

ما آن را “مدرسۀ استودیو” نامیدیم تا برگردیم به ایده ی اصلی دوران رنسانس که:

کار و یادگیری یک پارچه هستند.

.

شما به واسطه ی یاد گرفتن کار می کنید، و در حال کار کردن یاد می گیرید.

طرحی که ما پیدا کردیم، مشخصات زیر را داشت:

اول از همه، ما مدرسه ی کوچک می خواستیم ، حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ دانش آموز، بین ۱۴ تا ۱۹ ساله که  ۸۰ درصد از برنامه‌های درسی از طریق نشستن در کلاسهای درس نباشد، بلکه ازطریق زندگی واقعی، پروژه های عَملی، کار بر روی کمیسیون با شرکتهای تجاری، سازمانهای غیردولتی و دیگران باشد.

.

 هر دانش آموز باید یک مربی داشته باشد، و همچنین یک معلم و دارای یک جدول زمانی باشد که فرآیند تدریس را با محیط کار شبیه کند و همه این ها باید در سیستم های عمومی، با تامین منابع مالی عمومی، ولی، بطور مستقل، صورت پذیرد و همه بدون هزینه اضافی، بدون انتخابات و با اجازه دادن به این دانش آموزان برای راه یابی به دانشگاه و اجازه ی رسمی برای کارآفرین بودن و یا داشتن شغل ها و پست های حرفه ای.

اساس آن، ایده‌های بسیار ساده‌ای بودند:

تعداد زیادی از نوجوانان با عمل کردن بهتر چیز یاد میگیرند، آنها با در گروه بودن بهتر چیز یاد میگیرند و با انجام کارهای واقعی بهتر چیز یاد می‌گیرند، که مخالف تمام کارهاییست که مدارس امروزه انجام می دهند.

.

خب، این ایده ی خوبی بود و ما با این ایده به سرعت وارد مرحله مدل‌ سازی شدیم… با وجود خطاهای بسیار که در طی زمان بهبود یافت، چیزی که ما یافتیم، همان چیزی بود که این دسته از جوانان آن را دوست داشتند. آنها این را پر انگیزه تر و پر هیجان تر از آموزش سنتی یافتند و شاید مهمتر از همه، دو سال بعد هنگامی که نتیجه امتحانات بیرون آمد، دانش آموزانی که در این رشته قرار گرفته بودند با این که پیش از این، پائین ترین بازده گروهی را داشتند به بالاترین بازدهی ارتقاء یافته بودند، در واقع، تقریبا عملکرد بالا با نمره ده از نظر GCSE (گواهی عمومی آموزش متوسطه)، که سیستم نمره دهی در بریتانیا است.

این موضوع، تعدادی از مردم را تحت تاثیر قرار داد تا به کار ما بیاندیشند.

.

وزیر آموزش و پرورش در جنوب لندن خود را به عنوان ” طرفدار بزرگ” توصیف کرد و سازمان های تجاری فکر کردند که ما کاری را انجام می دهیم که نوجوانان را برای زندگی واقعی کاری امروز، بهتر آموزش می دهد … .

ما با دو دبیرستان شروع به فعالیت کردیم. امسال این فعالیت به حدود ده دبیرستان رسیده و سال آینده، ما انتظار داریم حدود ۳۵ دبیرستان در سراسر انگلستان داشته باشیم، و ۴۰ منطقه دیگر می خواهند افتتاح دبیرستانهای خودشان را داشته باشند، برای این ایده گسترش سریعی و شگفت آوری است. این برنامه  بدون هیچ نوع پوشش رسانه‌ ای و بدون حمایت منابع مالی بزرگ رخ داد.

.

ماجرا توسط معلمین، والدین و افرادی که درگیر آموزش و پرورش هستند منتشر شده و دلیل گسترش آن، قدرت این ایده بود.

 خود ایده، خیلی خیلی ساده، در مورد قرار دادن آموزش در راس، و قرار دادن چیزهای حاشیه ای، مانند کار گروهی، انجام پروژه های عَملی و و قرار دادن آنها در قلب یادگیری به جای در حاشیه قرار گرفتن است.

.

و حالا، یک مجموعه کامل از مدارس هستند که در این پائیز افتتاح خواهند شد. این یکی از یورکشیر است، که در واقع، جایی است که امیدوارم برادرزاده ام در آن شرکت کند. و این یکی بر روی صنعت خلاق رسانه ای متمرکز است. دیگران بر روی مراقبت های بهداشتی، جهانگردی و مهندسی سایر رشته ها متمرکز هستند.

فکر می کنم کار جالبی را شروع کردیم. هنوز بدون نقص نیست، ولی ما فکر می کنیم این ایده‌ای است که میتواند زندگی هزاران و شاید میلیونها نوجوان را که واقعا از مدرسه خسته هستند را دگرگون نماید. این ایده آن ها را به هیجان می آورد. آن ها مثل شما، این توانایی را ندارند که بتوانند روی یک ردیف صندلی بنشینند و برای ساعت ها به چیزی گوش کنند. آنها می خواهند چیزی انجام دهند، می خواهند دستانشان از کار کثیف شود، آنها می خواهند که آموزش واقعی باشد.

.

امید من این است که شاید برخی از شما بخواهید  که به ما کمک کنید.

ما احساس می کنیم که در ابتدای یک سفری هستیم برای آزمون و بهبودی که ایده ی  مدرسه ی استودیو را به یک چیزی که در حال حاضر زنده است تبدیل کنیم، نه بعنوان یک پاسخ جهانی برای هر نوجوان، بلکه حداقل یک پاسخ برای تعدادی از کودکان در بخشی از جهان و امیدوارم که تعداد کمی ازشما بتوانید به ما کمک کنید تا این واقع شود.

بسیار سپاسگزارم.

 

..
.

مهرداد

Edutopia.ir

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

 

دیدگاه های خود را درج نمایید!

سربلند و پیروز باشید!

 

468 ad

نوشتن دیدگاه