کی چی می بینه؟

در طراحی منظم آموزشی تعامل و تأثیر متقابل عناصر نظام تربیتی همانند: فراگیر، آموزگار، اهداف آموزشی، محتوای آموزشی، روشهای تدریس، مواد و وسایل آموزشی و ارزشیابی بر یکدیگر مورد توجه قرار می گیرد، اما به راستی چنین است؟

 

آیا می توانیم تعامل (Interactive)، رودررویی و به همان نقل ساده “بده بستان” کارآمد و چندجانبه ای را ببینیم یا نه، در این چرخه، هر کس ساز خود را می زند؟

 

 

 

.

به آرمان شهر دانش و فرهنگ خوش آمدید و من می خواهم پیش از هرگونه بیان دیدگاه و اندیشه ای به این تصویر پرمعنا و ارزشمند، به خوبی نگاه کنید و درباره ی آن بیاندیشید.

آیا آن چه در آن به چشم می خورد، درست است یا تنها باید به آن خندید و از کنارش گذشت؟

**********

آموزگار گرامی، 

داوری با شماست! 

 

 

بیاندیشیم، 

بسیار هم!

**********

…..
پ.ن: ماخذ اصلی تصویر را پیدا نکردم.  

       آن را به زبان فارسی برگردانده ام.
..

.

مهرداد

Edutopia.ir

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

برای چاپ و نشر، اجازه ی کتبی لازم است.

دیدگاه های خود را درج نمایید!

سربلند و پیروز باشید!

468 ad

۵ دیدگاه‌ها

  1. آراد says:

    واقعا نمیشه نخندید!
    کاش عکس چهره دانش آموزان رو هم این جا قرار می دادید.
    چهره بچه ها سر این جور کلاس ها دیدنی اند!
    تصویری که فقط آموزگاران می تونند ببینند!

    من هم موافقم
    جای اندیشیدن بسیار دارد.

  2. حمیدرضا says:

    دقیقا زدید تو خال…! D:
    .
    ..

    مهرداد
    یعنی به دقت به هدف خورده است.
    بله، گمان می کنم چنین باشد.

  3. محمدرضا ه. says:

    الان توی دانشگاو همین طوریه
    بابا چرا آخه توی دانشگاه میان میگن نیو فولدر بسازید
    و انواع روش های ساخت اونو روی برگه بنوسید
    سوال ۲ میاد میگه پشت زمینه رو عوض کنید

  4. روزگاری دانش‎آموز says:

    در مورد دیدگاه محمدرضا باید بگم: بله دقیقا همینطوره. من مدتی در دانشگاه تدریس داشتم. در قسمت کارگاه. یعنی دروس عملی. همکار مدعی پا به سن گذاشته‎ای داشتم، خانمی بود بسیار مغرور و حاضرجواب. همیشه حس می‎کردم نسبت به بقیه همکارها کمتر می‎دانم. یک روز از سر کنجکاوی نگاهی به دستورالعمل کارگاهی آن خانم برای کارگاه سیستم عامل انداختم، چشمتان روز بد نبیند از خجالت آب شدم،چیزهایی بود که من در جلسات خصوصی‎ام به یک کودک ۹ساله آموزش می‎دادم. دیدم نه مثل اینکه من دست‎کم اطلاعات به‎روزتری دارم و آن‏قدر آرمان‎گرایم که در دنیایی متفاوت سیر می‎کنم. به دلیل ??? و اینکه آن خانم کارمند رسمی بود و من یک نیروی حق‏ التدریس اعتراض یا حتی پیشنهادم به جایی نمی‎رسید که بیایید سیستم را تغییر دهید،ارتقاء دهید. مغرور نشدم اما تصمیم گرفتم بعد از پایان ترم از دانشگاه بیرون بیایم و تا وقتی صلاحیت آموزش به دانشجو را پیدا نکرده‎ام پایم را آن‎جا نگذارم.
    آقای محمد رضا به جرأت می‎گویم شاید یک الی دو درصد از آنچه طی چهار سال در دانشگاه آموختم در شغلم به کارم آمد، گلیمت را خود از آب بکش بیرون. منتظر استادان راکد و سیستم منسوخ شده ی آموزشی نباش. دلت به حال عمر و استعدادت بسوزد و به داد خودت برس.

  5. روزگاری دانش‎آموز says:

    راستی جناب مهرداد سایت پر و پیمانی دارید. یک زمان اساسی باید بگذارم تا زیر و رویش کنم. پیروز باشید معلم دلسوز

نوشتن دیدگاه