قبای کهنه!

.

جانم قبای هجر تو را می کشد به دوش

زان است جسم نوبنم امروز، کهنه پوش

.

گویا قبای حافظ و عطار این بُدَست

این کهنه پاره ای که مرا داد می فروش

.

ساقی چو داد جامه و جامی به دست من

گفتا بپوش جامه و از جام می بنوش

.

این جامه ی دل است که طاهر نموده راست

رومی به بر نموده و افتاده در خروش

.

سعدی، به دست، پینه نمودست روی آن

حافظ به راه میکده کرده ست، روی پوش

.

اکنون به بر نمای که این جامه زآن توست

وز تن جدا نمای همه عقل و رای و هوش

.

سروده ی: محمد آموزگار (مهرداد)

خرداد ماه ۱۳۶۸

 

در سایت “شعر نو”

 

 

..
.

مهرداد

Edutopia.ir

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

برای چاپ و نشر، اجازه ی کتبی لازم است.

دیدگاه های خود را درج نمایید!

سربلند و پیروز باشید!

 

 

468 ad

یک دیدگاه

  1. حیدری says:

    سلام و خسته نباشید

نوشتن دیدگاه