شمع، عاشق، عاشقانه!

.

شمع هستم

شبانه می میرم!

عاشقم،

عاشقانه می میرم!

 

.

مرغ عشقم که در درون قفس

دور از

   آشیانه می میرم!

 

.

خنجر عشق

سینه می دَرَدَم!

بسملم،

   خون تپانه، می میرم!

 

.

پیش دلبر چو اعتبارم نیست،

پیش دل

   دلبرانه، می میرم!

 

.

خون دل می خورد زمان از من!

من

   زقهر زمانه، می میرم!

 

.

زندگی هرچه هست،

عین فناست!

زین فنا

   جاودانه، می میرم!

 

.

چون اذان گوید عشق، بر سر راه

بسته قامت،

   روانه، می میرم

 

.

زندگی گر زمن بها خواهد،

من به یک جو، بهانه، می میرم!

 

.

من که شمشیر می کشی به سرم،

با لبی پر ترانه، می میرم

 

.

از لبم هست، این ترانه، بلند

عاشقم،

   عاشقانه، می میرم


سروده ی: محمد آموزگار (مهرداد)

بهمن ماه ۱۳۷۰

در سایت “شعر نو”

 

 

..
.

مهرداد

Edutopia.ir

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

برای چاپ و نشر، اجازه ی کتبی لازم است.

دیدگاه های خود را درج نمایید!

سربلند و پیروز باشید!

468 ad

۳ دیدگاه‌ها

  1. آرمان says:

    با سلام و درود فراوان به شما استاد گرامی

    شعری بسیار زیبا بود و از آن لذت بردم .
    خوش به حالتان که چنین طبع زیبا و لطیفی دارید .
    .
    ..

    مهرداد
    سپاس و درود، همکار گرامی
    این ها، دل نوشته هایی قدیمی است.
    روزگاری دراز بر آن ها گذشته است.
    پیروز باشید!

  2. ابراهیم مجرد کاهانی says:

    سلام استاد گرامی و ارجمند
    آفرین بر این طبع بلند و شاعرانه ی و دلکش استادم که روح مرا صیقل داد و دلم را جلا، دوستتان دارم.
    شاگرد دلداده ی بیدل…

    • مهرداد says:

      سپاسگزارم دوست ارجمند
      پاینده باشید به مهر و مهربانی

نوشتن دیدگاه