میز خوردنی ها

چه ارتباطی میان گرسنگی و یادگیری پیدا می شود؟

آیا بدن گرسنه توانایی درک و فهم را دارد؟

آیا تشنگی روی قدرت تمرکز و حواس تاثیر نمی گذارد؟

پیامد گرسنگی همراه با فشار برای یادگیری چیست؟

آیا این به مانند شلاق زدن بر اسب گرسنه برای تاختن نیست؟

 

**********

درباره ی آشفتگی خوردن، در مدرسه و گرسنه های چاق سخن گفته ام .

گفتگو بر سر آن بود که با وجود این که کودکان ما می خورند و می نوشند اما آیا آن چیزی که به بدن وارد می شود نیازش را برآورده خواهد نمود؟

.

اما اینجا سخن از کودکانی است که گرسنه پا به کلاس می گذارند و چون با وجود گرسنگی، درک درستی از محتوای آموزش به دست نمی آورند، هوش های چندگانه ی آنان ضعیف شده و توانایی های خود را از دست خواهند داد.

به آرمان شهر دانش و فرهنگ خوش آمدید و این مشکل را با راهنمایی یکی از همکاران در کلاس های خود حل نموده ام.

“میز خوراک”

میز خوراک میز خوردنی هاست، پهن شدن سفره بر روی میز و نوش جان کردن خوراکی و البته هر بار دو یا سه نفر.

این میز در آخر کلاس قرار دارد و دانش آموزان یاد گرفته اند که بی اجازه در صورت جا بودن در نیمکت، به آن جا بروند و خوراکی های خود را بخورند.

وجود این نیمکت برای همه یک روال عادی پیدا کرده و برای دیگران شگفت انگیز نیست.

تجربه شیرین من در “نان سنگک و کار گروهی” در پدید آمدن نیمکت خوراکی نقش داشت و سابقه ی چند هزار ساله ی ما در به خوراک نشستن شاگردان در کنار استاد “قوانین ایران قدیم” نیز اثر گذاشت.

**********

دانش آموزان در نوشیدن آب آزاد هستند و هرکجا که باشند از بطری شخصی خود آب می نوشند.

نوش جان نمودن خوراک در حال آموزش و یادگیری، بامزه و خاطره انگیز است به شرط آن که والدین به فکر کودکان خود بوده باشند.

 

 

نود دقیقه در کلاس ماندن، زمانی طولانی برای کسانی است که تنها کمتر از پانزده دقیقه توان تمرکز و گوش دادن را دارند.

نود دقیقه گرسنه ماندن برای کودکان راهنمایی برابر با از دست دادن مقدار زیادی قند خون و افت فشار و آسیب های سلولی و مغزی برای آن هاست.

 

 

گرسنگی و تشنگی پیامدهای جبران ناپذیری برای بدن یک نوجوان دارد و جلوگیری از خوردن خوراکی در حال آموزش که مغز در حال سوخت و ساز بیشتری بوده و نیاز به پردازش دارد، فشار چند برابری را بر شخص وارد می نماید.

کودکان گرسنه در کلاس درس، درس را به درستی درک نمی کنند و از آن زده می شوند.

درس زدگی یعنی آسیب دیدن آینده ی آن ها و دور افتادن از مسیری که آفرینش برای آنان مشخص نموده است.

 

امیدواریم که روزی بیاید که همانند دوران باستان، کودکان در حضور استادان سفره بیاندازند و گرد هم به خوراک بنشینند.

**********

به امید فردایی بهتر

بیاندیشیم، بسیار هم!

..
.

مهرداد

Edutopia.ir

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

برای چاپ و نشر، اجازه ی کتبی لازم است.

دیدگاه های خود را درج نمایید!

سربلند و پیروز باشید!

 

468 ad

۲ دیدگاه‌ها

  1. Emad ghasemi says:

    ajab ideh ye jalebi

    معلم گرامی ما

  2. محمد مرادزاده says:

    سلام
    این روش خیلی جالبه ولی باید دید مشکلاتش چیه و آیا در هر کلاس و هر درس و باهر معلمی میشه اجرا کرد و یا شما فقط با مهارت خودتون میتونید این کار رو انجام بدین
    در عین حال کار بسیار جالبی و بسیار مفیدی هست
    راستی یک سوال در اون کلاسی که این شیوه رو پیاده کردی و میز غذا رو راه انداختین بقیه معلمهای اون کلاس یا معلمهای کلاسهای دیگه چه میکنند
    معاونها چه نظری دارند
    این کار رو شما چه مدت که انجام دادین
    آرزومند موفقیت در وظیفه شیرین و حساس معلمی
    .
    ..

    مهرداد
    درود بر برادر و دوست بزرگوارم
    راستش من این داستان را با دیگر همکاران و معاونین مدرسه در میان نگذاشتم چون می خواستم یک سال هم که شده کارآمدی و یا ناکارآمدی آن را بسنجم.
    نیاز به توانایی ویژه ای هم ندارد. من مشکل را با فراگیران در میان گذاشتم و در همه ی کلاس ها این کار با گفت و گو و پیشنهاد خود آن ها شکل گرفت. میز و نیمکت را خود آن ها برگزیدند و هر کلاس دستورات ویژه ی خود را داشت. برای نمونه در یک کلاس که شلوغ شد و چند نفر هم زمان برای خوردن خوراکی هجوم بردند و در یک کلاس دیگر که برخی زمان زیادی را در روی نیمکت خوراکی می نشستند نماینده ای از میان شاگردان انتخاب شد که زمان را برای نشستن در میز نگه می داشت و نوبت می داد. اما این مورد خیلی ناچیز بود و خیلی زود همه چیز عادی شد و نماینده هم دست از کار کشید.
    نکته ی ارزشمند در این میان خوردن خوراکی در کنار آموزگار بود و آموختن شیوه ی آداب درست خوردن و رفتار پسندیده درباره ی خوردن و نوشیدن.
    درباره ی نوشیدن هم کودکان می توانستند با خود یک بطری آب به همراه بیاورند و در هر زمان که تشنه شدند در هر جا که بودند آب بنوشند.
    این کار در زمان یک سال ادامه داشت.
    به امید روزی که خوردن و نوشیدن هم در برنامه ی کلاسی دانش آموزان گنجانده شود.
    نگاه شما را به “مدرسه و گرسنه های چاق!” هم فرا می خوانم که نیاز همه ی کودکان امروز ماست.
    زنده و پیروز باشید.

نوشتن دیدگاه