رباط شرف

رباط شرف (+فیلم)

 **********

کاروان سراها حلقه های پیوند میان دو شهر، دو سرزمین و یا دو کشور بوده اند.

کاروان سرا، سرای گذراندن یک شب کاروان های رهگذر در میانه ی راه است. همین، خود انگیزه ی پیدایش سروده های پند آموز و توصیف های شیرینی شده است:

“مردم چو کاروان و جهان کاروان سرا          در کاروان سرا نکند کاروان، سرا”

کاتبی ترشیزی

در دل کاروان سرای رباط شرف

در دل کاروان سرای رباط شرف


.

شاید اگر بگوییم با پیدایش آغازین سفر میان دو شهر با دوری بیش از یک روز، کاروان سرا هم ساخته شد، پر بی راه نگفته باشیم. چنان که تاریخ و باستان شناسی چنین می گویند.

در کاروان سرا همه چیز برای آرام گرفتن در یک شب آماده است. این خانه ی میان راهی، نیاز مسافرین و رهگذران را برای پناه گرفتن از ناگواری های میان راه، در دل یک چهار دیواری برآورده می کند.

**********

.

به آرمان شهر دانش و فرهنگ خوش آمدید و رباط شرف در این میان داستان دیگری دارد. این کاروان سرا، یک پدیده ی هنری است و پایه ی این هنر، آجر است. در این جا قرینه جایگاهی ندارد و شاید هیچ قرینه ای را در هیچ گوشه ای نتوانی ببینی و در برابر، هرآن چه که بشود با آجر چید، چیده شده است. هنر در این کاروان سرا با کنار هم گذاشتن آجر شکل گرفته است.

پای گفت و گوی استاد لباف خانیکی

پای گفت و گوی استاد لباف خانیکی

.

هر گوشه ی این کاروان داستانی برای خود دارد و هر اتاقی قصه ای از رهگذران بی شمار دارد تا بیان کند اما داستان آشوب و تخریب و غارت آن، داستانی دیگر است.

.

… و همین شد که پای صحبت های یکی از باستان شناسان ارزشمند خراسانی نشستم و او گفت آن چه را باید بگوید: “رجبعلی لباف خانیکی” ،نویسنده، پژوهشگر و استاد دانشگاه، شیفته ی تاریخ ایران زمین است و  مگر نه این که هر که این داستان را بداند مهر ایران زمین بر دلش می نشیند.

.

لباف خانیکی، راهنمای گوشه و کنار کاروان سرا

لباف خانیکی، راهنمای گوشه و کنار کاروان سرا

.

استاد بازبانی ساده و سرشار از دانایی و آگاهی داستان کاروان سراها و این کاروان سرای ویژه را برای من باز گفت و من آن را به تصویر کشیدم تا چنان که خود ایشان گفته است یادگاری باشد برای هزاران سال پس از این!

.

… زمانی بسیار کوتاه را در کاروان سرا گذرانیدیم و تنها دوربینی قدیمی همراه و همسفرم بود و امید داشتم که دیگر بار با تجهیزات پیشرفته و به روز بازگردیم و مستندی در خور بسازیم که هرگز زمان دست نداد.

اکنون، این کاروان سرا کهنه و گرد اندود از غبار همیشه ی تاریخ و فراموشی ها که دیده است در دور دست ها، سال هاست که خاموشی و مرگ را به تماشا نشسته است و موزه ی آجر، چشم انتظار جان یافتی دوباره و رونق گرفتنی تازه برای جهان گردانی است که تشنه ی یادگاری های به جا مانده از تاریخ این سرزمین هستند.

.

… دوربین را بر زمین می گذارم و به تماشای این غول مهربان می نشینم که سال ها و قرن ها جان پناه مردمانی بود که شبی را در آن آرام گرفتند و بامداد راه خویش را در پیش گرفتند و رفتند و باز تا شب شود و رهگذرانی خسته و خاک آلود از گرد راه برسند و دمی در کنارش آرام بگیرند.

رباط شرف، اکنون تنهاست و ما که باید پیمانی دوباره با گذشته ی خویش ببندیم و به بازیابی و بازسازی هرآن چه از گذشته امان برجای مانده تن در دهیم.

——————————————————————————————————————————–

و اکنون تماشای فیلمی درباره ی رباط شرف که از ساختن آن سال ها گذشته است.

تماشای فیلم

دانلود فیلم

 

 **********

برخی از مآخذ، برای آگاهی بیشتر:

رباط شرف در ویکی پدیا

رباط شرف، نام یک بنا است. این کاروانسرا به سبک معماری شیوه رازی ساخته گردیده، و نام معمار آن استاد محمد طرائقی سرخسی ذکر شده.
کاروانسرایی در ۴۵ کیلومتری شهرسرخس است که در کهن‌ترین متون جغرافیای اسلامی از رباط به عنوان آبگینه یادکرده‌اند. طبق مدارک و متون تاریخی بانی بنای فعلی «شرف الدین ابوطاهربن سعدالدین علی القمی» است که مدتی حکومت مرو و سرانجام صدرات سلطان سنجر را برعهده داشت. باتوجه به کتیبه موجود بنای رباط به سال ۵۴۹ هجری قمری در زمان سلطان سنجرسلجوقی با مصالح آجر و گچ ساخته شده‌است و بی‌شک یکی از شاهکارهای هنر ایرانی به شمار می‌رود… .

**********

مجله ی الکترونیکی ویستا

رباط شرف، موزه آجرکاری ایران

در جاده مشهد ـ سرخس حرکت می کنیم؛ در مسیر جاده ابریشم و در راه قدیم نیشابور به مرو می رویم تا آثار گذشتگان را بازیابیم. به یاد زمانی که جاده خراسان اهمیت بسیار داشت، در ذهن خود به دنبال ردپای کاروان شترانی می گردیم که بار ابریشم و باروت داشتند؛ شاید هم ادویه و رنگ در کنار سفالینه و فلز. به یاد تحقیق سیدمحسن حسینی می افتم؛ جزوه ای درباره «رباط شرف» که انگیزه اصلی این سفر را پدید آورد: دیدار از مهم ترین کاروانسرای جاده ابریشم در خراسان. از پله های اتوبوس که پایین می رویم، چشم هایمان از تابش آفتاب بهاری در دشت های گرم سرخس بسته می شود و گرمای زمین تف دیده به صورتمان می خورد. دشت سرخس، زمستان های بسیار سرد و تابستان های آتشین دارد. بی شک کاروانیان هم به مانند ما از دیدن کاروانسرایی با سایه سارهای خنک احساس شوق و وجد می کردند؛ از دیدن کاروانسرا یا رباط شرف!
● سرایی در جاده ابریشم
کاروانسرا یا رباط شرف که در ۱۳۶ کیلومتری شرق مشهد به سمت سرخس و ۶ کیلومتری مشرق روستای «شورلق» است، یکی از مهم ترین منزلگاه های جاده ابریشم سده های ۵ و ۶ هـ . ق محسوب می شده؛ زیرا در کنار یکی از مسیرهای اصلی جاده ابریشم قرار داشته است. در سردرورودی بنا نوشته اند: رباط شرف از کاروانسراهای شاهی یا کاخ رباط های جاده ابریشم است و در متون تاریخی، منزل رباط شرف را «آبگیره» و «آبگینه» نامیده اند. مشخصه رباط شرف در کاربرد آجر و گچبری تزئینات معماری و کتیبه هاست و صاحبنظران این بنا را شایسته موزه آجرکاری ایران دانسته اند.
بیشتر رباط ها و کاروانسراهای بزرگ راه های قدیم ایران را سلاطین و تجار بزرگ ساخته اند. تفاوت عمده رباط ها و کاروانسراها نیز در نوع مصالح مصرفی و تزئینات داخلی آنهاست؛ چنانکه به آنها کاروانسراهای شاهی و یا کاخ رباط می گفته اند؛ زیرا برخی برای سکونت شاهان، امرا، وزرا و درباریان به هنگام سفر ساخته شده و در ساخت آنها از سنگ ها و آجرهای مقاوم استفاده کرده اند و هنرمندان وقت به کار تزئین بنا پرداخته اند. همچنین مکان ساخت کاخ رباط ها موقعیت استراتژیک داشته است.
● گمانه های تاریخ
با توجه به متن کتیبه ای آجری زیر ایوان انتهایی که در ناحیه پاطاق قوس سر در آن هنوز باقیمانده است، می توان گفت این بنا در سال ۵۴۹ هـ . ق و در دوران حکومت سلطان سنجر سلجوقی ساخته شده است.
آندره گدار در کتاب «آثار ایران» در مورد نام رباط شرف و بانی آن نوشته است: من فقط یک نفر را می شناسم که در عصر سلجوقی توانسته است چنین بنای عظیمی بسازد و او شرف الدین ابوطاهرابن سعدالدین علی القمی است.
شرف الدین قمی در سال ۴۸۱ هـ . ق از قم به خراسان رفت و مدت ۴۰ سال حاکم مرو بود و وی سپس در سال ۵۱۵ هـ . ق وزیر سلطان سنجر شد. از این رو می توان گفت: دوره وزارت او با زمان ساخت رباط شرف مطابقت دارد.
سیدمحسن حسینی نیز در کتاب رباط شرف با استناد به مدارک و متون تاریخی، بانی رباط شرف را شرف الدین ابوطاهربن سعدالدین علی القمی دانسته است.
● رباط شرف در جریان تاریخ
تنها کتیبه تاریخ دار بنا، کتیبه ای گچی به خط ثلث و در زیر ایوان انتهایی بناست که سه ضلع ایوان را دربرگرفته است و چون کتیبه های دیگر را به خط کوفی نوشته اند، می توان نتیجه گرفت که این کتیبه از کتیبه های دیگر جدیدتر است؛ چنانکه تاریخ آن سال ۵۴۹ هـ . ق است.
به گفته آندره گدار این بنا که در سال ۵۰۸ هـ . ق ساخته شده، در سال ۵۴۸ هـ . ق مورد حمله غزها قرار گرفته و آسیب دیده است. در نتیجه، یک سال بعد، در سال ۵۴۹ آن را بازسازی کرده اند.
چون در بسیاری از قسمت های بنا، تزئینات گچی بر روی آجر چینی تزئینی قرار گرفته است، می توان به صحت ادعای گدار پی برد. این تزئینات گچی در دیوار جنوبی مسجد حیاط اول که قسمت هایی از گچبری آن ریخته شده، دیده می شود.
در سال ۱۳۵۶ با خاکبرداری از اتاق های رباط شرف، مجموعه ای از ظروف فلزی، فرمان های عهد صفوی، سفالینه های سلجوقی، سکه هایی از ادوار اسلامی و نیز ظرفی منحصر به فرد متعلق به سده های ۴ و ۵ هـ . ق به دست آمد.
به این ترتیب، روزگار اوج رونق بنا را می توان همزمان با رونق جاده ابریشم، یعنی تا اواخر دوره تیموری دانست. هر چند، با توجه به اسناد به دست آمده، از این بنا که مجموعه ای از فرمان ها، دست نوشته ها، تعهدنامه ها و اقرارنامه هاست، به نظر می رسد از این کاروانسرا حداقل تا اوایل دوره صفویان استفاده کرده اند. همچنین سفال های کشف شده در داخل و اطراف بنا نشانگر تردد اقوام و افراد مهم کشوری در این مکان است.
● چگونگی ساختمان رباط
رباط شرف بنایی است با ۱۰۹ متر طول، ۶۳ متر عرض و ۴ هزار و ۶۴۴ مترمربع زیربنا که یک ورودی دارد، با یک سردر زیبا؛ ۲ طاق مرکب دو طرف آن بوده و یک ایوان ورودی دارد و میان این در و حیاط یک دالان است. حیاط اول را به شکل مستطیل ساخته اند و در دو سوی مدخل آن دو تالار دراز برای اقامت نگهبانان بنا شده است. در دو طرف دیگر حیاط که عرض کمتری دارد، ایوان هایی است که تا دیوار خارجی امتداد دارد و شامل ۲ اتاق و عمود بر رواق داخلی است. پیش از حیاط دوم، دالانی با سردر بلند ساخته شده که در دو طرف آن ۲ راه هست و هر یک به دری می پیوندد؛ یکی به در مسجد و دیگری به در ورودی تالار مستطیل شکل.
بناهای دو سوی حیاط دوم نیز چون تأسیسات حیاط اول است؛ فقط در جلو اتاق ها، رواقی است که حیاط دوم را دور می زند.
در طرف راست دالان ورودی به حیاط دوم، اتاقی است که گویا جایگاه نگهبان بوده است؛ میان این اتاق و اتاق های بالای دالان نیز پلکانی ساخته اند.
از سر در ورودی و حیاط اول که می گذریم، به حیاط دوم می رسیم که در گوشه و کنار آن داربست های فلزی برپا کرده اند و نشان می دهد که بنا در دست تعمیر و بازسازی است.
در حیاط مربع شکل دوم آثار یک حوض بزرگ را می توان دید. قسمت اصلی بنا در انتهای حیاط دوم است و در پشت ایوان انتهایی آن محوطه ای چهارگوش با ۳ در ساخته اند. روبه روی ایوان، شاه نشین است که طرف راست آن به اصطبل و طرف چپ بنا، به اتاق ها و حیاط های خصوصی راه دارد.
در دو طرف شاه نشین، ۲ حیاط چهار ایوانی کوچک برای استفاده نزدیکان و در زیر گنبدخانه های دو گوشه انتهایی رباط، ۲ حوض انبار ساخته شده است. در دو گوشه حیاط دوم نیز ۲ تالار ستوندار بنا کرده اند.
از ویژگی های بنای رباط شرف ۲ مسجد آن است که یکی در طرف چپ دالان ورودی به حیاط اول قرار دارد و دارای ۲ ورودی به دالان است؛ مسجد دیگر در طرف چپ دالان ورودی به حیاط است و ۲ محراب دارد. همچنین بنا دارای ۶ برج است که ۴ برج آن در حیاط دوم، به صورت هشت گوش ساخته شده و ۲ برج دیگر در حیاط اول است. محور اصلی بنا از جنوب شرقی به شمال غربی است و نشان می دهد که بنا با توجه به قبله ساخته شده است. در واقع سردر ورودی به حیاط دوم- ایوان و شاه نشین روی محور اصلی بنا ساخته شده است.
با توجه به شواهد می توان نتیجه گرفت که ابتدا حیاط دوم به عنوان رباطی مستقل ساخته شده و سپس حیاط اول را به آن افزوده اند؛ در واقع حیاط اول برای مردم عادی و حیاط دوم برای استفاده اعیان و مأموران عالی رتبه حکومتی ساخته شده است.
● رباط شرف و هنر آجرکاری
رباط شرف یکی از بناهای سبک رازی است و از ویژگی های این سبک استفاده از آجرکاری وگچبری تزئینی در سطحی وسیع است و چون که در ساخت این بنا از طرح های متفاوت آجرچینی ساختمانی، آجرچینی تزئینی، فرم های آجری و کتیبه های خطی آجری، گچبری های تزئینی و کتیبه های گچی استفاده شده، آن را موزه آجرکاری ایران نامیده اند.
آجرهای اسکلت بنا در نمای اصلی به صورت ۷ جفت کار شده و در فاصله هر دو جفت آجر نگاره گچی است. آجر چینی های تزئینی را نیز بیشتر در ناحیه هشت وجهی زیر گنبدها و پوشش ها به کار برده اند. همچنین فرم هایی که از قرار گرفتن آجر به شکل های مختلف ایجاد شده در گنبدها حجم و زیبایی خاصی به بنا بخشیده است.
تزئین آجری به شکل طرح های هندسی و به کار بردن آجر تراشیده شده فقط در بالای قوس سردر ورودی اصلی و سردر ایوان انتهای حیاط دوم دیده می شود. همچنین از سردر ورودی ایوان به حیاط اول، سردر ایوان انتهایی در حیاط دوم و نیز کتیبه کوچکی در ایوان خاوری حیاط دوم که فقط چند حرف آن باقی مانده است، می توان آثار کتیبه های آجری رباط شرف را مشاهده کرد.
افزون بر این، روی سردرها ۲ نوع خط آجری قابل دیدن است؛ یکی خط درشت با استفاده از آجرهای بزرگ که سردرها را دربرگرفته و در دو طرف سردرها نیز امتداد یافته و دیگر خط باریکی که به صورت افقی روی طرح های هندسی ایوان انتهایی است.
در تزئین بنا نیز از آجرهای تراشدار استفاده شده است. در این نوع آجرکاری تزئینی، تراش دادن آجرها و کار گذاشتن آنها به صورت پشت سر هم با ترکیب چند فرم، به بنا تنوع خاصی بخشیده است. این نوع آجرکاری بیشتر در سقف ها و پوشش ها به کار رفته است.
تاکنون قسمت زیادی از سقف ها و پوشش های این بنا بر اثر مرور زمان و فرسایش فرو ریخته است، اما طاق ها و سقف های باقی مانده را مرمت کرده اند تا فرو نریزد. دیگر این که، بیشتر پوشش های مورد استفاده از نوع طاق گهواره ای است که در برخی نقاط از برخورد ۲ طاق گهواره ای شکل، شبیه به طاق چهاربخش پدید آمده است.
همچنین طاق هایی موسوم به «کلنبه»، که دارای گوشه سازی های زیباست، قابل مشاهده است. بیشتر طاق ها و قوس ها را به صورت ضربی ساخته اند.
در برخی ورودی ها و طاق ها که دارای باربری بیشتری هستند از آجرچینی ضربی و روی هر دو استفاده شده است. وجود این طاق ها موجب شده که اتاق ها همگی عمود بر حیاط مرکزی باشند.
نکته گفتنی دیگر این است که در این بنا تزئینات گچی به شکل نقش های هندسی ، اسلیمی و کتیبه است؛ هر چند بیشتر آنها براثر بارش باران فرسوده شده و از میان رفته است.
در جزوه رباط شرف نوشته سیدمحسن حسینی، به ظروف، فرمان ها دست نوشته ها و فلزات کشف شده در رباط شرف اشاره شده، اما از محل نگهداری این اشیا سخنی به میان نیامده است. از محوطه که خارج می شویم، همگی مبهوت عظمت معماری بنا هستیم، اما یک سؤال در ذهن باقی می ماند: چرا اینجا راهنمایی ندارد که در کشف رازهای این بنای عظیم تماشاگران را یاری دهد؟ از تسهیلات رفاهی نیز خبری نبود. فقط نگهبان میانسالی بود که با اخم گروه را بدرقه کرد! گویا با آمدن ما آرامش او برهم خورده بود. دریغ از یک لیوان آب خنک!
زهره شایان فر

http://vista.ir

 

 

**********

 

در همشهری آنلاین   http://www.hamshahrionline.ir

 آشنایی با کاروانسرای رباط شرف – خراسان رضوی
فرهنگ و تاریخ > تاریخ ایران  – همشهری آنلاین – محمد ملاحسینی:
کاروانسرای رباط شرف در ۴۵ کیلومتری شهر سرخس واقع است.
در کهن‌ترین متون جغرافیای اسلامی از رباط به عنوان آبگینه یاد کرده‌اند.

طبق مدارک و متون تاریخی بانی بنای فعلی شرف الدین ابوطاهربن سعدالدین عل القمی است که مدتی حکومت مرو را و سرانجام صدارت سلطان سنجررابرعهده داشت.

بنای رباط به سال ۵۴۹ قمری در زمان سلطان سنجرسلجوقی با مصالح آجر و گچ ساخته شده است و یکی از شاهکارهای هنر ایرانی به شمار می‌رود.

این بنا در حاشیه جاده قدیم نیشابور – سرخس (جاده ابریشم) و ۶ کیلومتری جاده سرخس – مشهد قرار دارد.

بعد از تپه‌های کم ارتفاع روستای شورلق، این بنا در میان بیابان ساکت و آرام خودنمایی می‌کند.

شکل این رباط از دور به یک قلعه بزرگ شبیه است اما از داخل به مانند یک کاخ جلوه می‌کند.

کاروانسرای رباط شرف دو صحن دارد و هرصحن دارای ۴ ایوان به شکل چلیپا (صلیب) و شبستان می‌باشد و همچنین آجر چینی و کتیبه‌های آن جلوه خاصی دارد.

این کاروانسرا یکی از بناهای کلیدی معماری اسلامی [عجایب ایران: کاروانسرای رباط شرف] به شمار می‌رود و در معماری ایران نیز جایگاه ویژه‌‌ای دارد.

رعایت دقیق و همه جانبه تناسبات و اصول معماری ایرانی در طراحی و ساخت و به کارگیری طرح‌های آجرچینی متنوع و بدیع در نمای ایوان‌ها و طاق‌ها و طاقچه‌ها و گنبدها عناصری هستند که این کاروانسرای شاهی را شبیه به یک عمارت قصرگونه قلمداد می‌کنند.

نام دیگر این کاروانسرا، ‌آبگینه یا رباط آبگینه بود که در سال ۵۰۸ قمری توسط شرف‌الدین ملقب به وجیه‌الملک، وزیر سلطان سنجر سلجوقی بنا شد.
گچبری‌های رباط شرف از جالب‌ترین نمونه‌های این هنر در سده ششم هجری است تا جایی که کتیبه‌های حاشیه محراب‌های دو نمازخانه کاروانسرا، با بهترین کتیبه‌های محراب‌های مساجد ایران، از لحاظ زیبایی و طرح برابری می‌کنند.

نقشه ساختمانی رباط شرف با دیگر کاروانسراها تفاوت دارد. وجود کتیبه‌های گچی و طرح‌های آجرچینی در بقیه کاروانسراها مرسوم نبود.

اما در کاروانسرای رباط شرف، تقریباً تمام آجرچینی‌‌هایی که در نمای دیوارها، گنبدها و طاق‌های آن ایجاد شده طرح‌دار می‌باشند.

http://www.hamshahrionline.ir/news-82066.aspx

**********

 

 

http://www.razavieh.sch.ir

   راه شاهی هخامنشی و جاده ابریشم

قسمت غربی راه شاهی از شوش به سارد ولیدی می رسد. قسمت شرقی راه درون ایران است و از شوش به اکباتان و ری و پارت و قسمتهای شرقی امپراتوری می رود.در طول این راه کاروانسراهای متعدد و دروازه ها و پادگانهایی قرار داشته و راه از امنیت و سلامت کامل برخورد بوده است و از طریق راه شاهی نمایندگان دربار و مردم رفت و آمد می کردند. بررسی این راه را از غربی ترین نقطه آن شروع می کنیم

قسمت اول : در حد فاصل لیدل و فریجیا ۵۲۰ کیلومتر راه بود که در آن ۲۰ کاروانسرا وجود داشت

قسمت دوم : راه شاهی بعد از فریجیا به رودخانه هالیس میرسد.در این محل یک گذرگاه مهم قرار داشت و رفت آمد کنترل میشد

قسمت سوم : راه شاهی با عبور از رودخانه هالیس به کاپادوکیه میرسد.در این مسیر۵۷۲ کیلومتری ۲۸ کاروانسرا وجود داشت

قسمت چهارم : پس از ۸۶ کیلومتر دیگر به سیسیلیا میرسد.در این مسیر دو دروازه کنترل قرار داشت

قسمت پنجم : در کنار راه خشکی در مرز سیسیلیا و ارمنستان رودخانه یوفریت قابل کشتیرانی است. در ارمنستان در طول مسیر ۳۱۰ کیلومتری ۱۵ کاروانسرا و یک گذرگاه کنترل قرار داشت

قسمت ششم : در ارمنستان تا سرزمین ماتین ۳۴ کاروانسرا در مسیر ۷۵۳ کیلومتری قرار داشت

قسمت هفتم : در ماتین ۴ رودخانه قابل کشتیرانی وجود دارد که به خاطر شدت جریان قابل عبور نبودند.اولی تیگریس دومی و سومی به نام مشترک زاباتوس وچهارمی گیندس می باشد

قسمت هشتم : از آنجا وارد سرزمین سیسین میشود و پس از طی ۲۴۳ کیلومتر با ۱۱ کاروانسرا به رود کرخه میرسد.این رود قابل کشتیرانی است و به شهر شوش می اید

اگر این مسیر را درست طی کرده باشیم از شوش تا سارد ۲۵۰۰ کیلومتر راه بوده است . در صورتیکه هر کاروان در روز ۳۰ کیلومتر راه طی می کرده برای طی کل این مسیر ۱۹ روز زمان لازم داشت .این مسیر احتمالا خیلی قدیمی بوده زیرا اگر هخامنشیان آنرا میساختند از شوش به بابل و سپس به یوفریت پایتخت یایالیا می رفتند.تیگریس در میان جاده مرکز حیات آشوری ها میباشد.بنابراین امکان دارد این قطعه از راه توسط آشوریان برای ارتباط نینوا به شوش ساخته شده باشد.البته اهمیت کار هخامنشیان به اداره این راه است نه اینکه آنها این راه را هموار کرده باشند. شهرهای مهم اپیس و اربیل در این مسیر هستند و در غرب نینوا در مسیر تیگریس شهر امیدیه مرکز ملیتن قرار دارد

بین سیسیلیا و کاپادوکیه رشته کوه آنتیتاروس قرار دارد. آخرین شهر سیسیلیا کومانا می بود.بعد از این شهر کاپادوکیه کشور کنونی ترکیه شروع میشود.در این محل مسیر جاده مشخص نیست ولی احتمالا از مرکز کشور باستانی هیتی به نام هاتتوساس می گذشته.شهر هالیس در کنار آنکارای کنونی قرار دارد که یکی از گذرگاههای کنترلی در آن قرار داشته.از آنجا به مرکز کشور فریجیا به نام گردیوم می رسیدند.جاده در این محل حفاری شده و عرض ۶ متری آن کاملا مشخص است.بعد از عبور از پسیونوس به سارد می رسیدند

بسیاری از لوحهای مکشوفه در تخت جمشید در مورد چگونگی مسافرت سفیران حکومتی و تعویض اسب آنها در طول مسیر است.چاپارها یا قاصدان حکومتی با سرعت در این جاده ها حرکت می کردند . ازطریق همین لوجها می دانیم مسیر تخت جمشید به سمت یاسوج در محل دروازه پارس ۵۵۲ کیلومتر با ۲۳ کاروانسرا بود.راهی که بابل را به اکباتان میرساند در کنار شهر اپیس راه شاهی را قطع میکرد.این مسیربه شهر مقدس زرتشتی ری میرسید و از آنجا به سرزمینهای شرقی می رفت

ادامه این راه که به سمت شرق می رفت و بعدها به نام جاده ابریشم معروف شد.جاده ابریشم راهی است که مدیترانه را به چین میرساند.این نام از صده یک بعد از میلاد در زبانها افتاد ولی از سالیان قبل استفاده میشد.در صده ششم قبل از میلاد از بابل به اپیس و اکباتان می امدند و از حوالی ساوه امروزی به سمت ری میرفتند.از ری به سمت ساتراپی پارتیا و سپس به قومس میرسیدند که نزدیک دامغان امروزی است.از آنجا با عبور از رشته کوه البرز به توس میرفتند و این قسمت از میان صحرا می گذشت. از توس جاده دو شاخه می شد.شاخه جنوبی به هرات و قندهار می رفت و به دره کابل و پنجاب می رسید.شاخه شمالی به سمت صحرای کاراکون و شهر مرو می رفت. از مرو از طریق امودریا به سمرقند بلخ مزار شریف و کندور می رسید

این مسیر توسط اسب یا شتر طی می شد و جاده به سمت شمال نیرود ،ارتفاع می گیرد. در محلی به نام برج سنگی ارتفاع جاده به ۴۷۲۳ متر از سطح دریا می رسد.از خونجراب قسمت شرقی جاده ابریشم شروع می شد و تا چین ادامه می یافت.

http://www.razavieh.sch.ir

——————————————————————————————————————————

 

بیاندیشیم، بسیار هم!

**********

 

…..
..

.

مهرداد

Edutopia.ir

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

برای چاپ و نشر، اجازه ی کتبی لازم است.

دیدگاه های خود را درج نمایید!

نام خود را بنویسید، نیازی به پست الکترونیک و سایت شما نیست!

سربلند و پیروز باشید!

 

 

 

 

468 ad

۷ دیدگاه‌ها

  1. لیلا says:

    سلام هرکار کردم نتونستم فیل شما که در باره رباط شرف بود دانلون یا حتی گوش کمک چون اصلا باز نمی شد جون برای مقلا به گفته ها و نو شته های شما احتیاج داشتم

  2. more says:

    mer30

  3. reza says:

    MERC BESYAR ALI BOOD

  4. jili says:

    NOT BAD

  5. فریده says:

    سپاس از کار قشنگتون

  6. م. وطن دوست says:

    با سلام و تبریک عید نوروز !
    دیروز ۲ فروردین ۱۳۹۴ به اتفاق خانواده و دوستان از مشهد عازم رباط شر ف شدیم، البته نه به قصد دیدن آنجا، بلکه به قصد چیدن اسفناج خود روی کوهی که در آن منطقه در این روزهای اول سال فروان می روید. بعد از اینکه در هوای بسیار لطیف منطقه از میان گندم زارها ۳۰ – ۴۰ کیلویی اسفناج چیدیم، برای استراحت آمدیم در پناه سایه دیوار بلند رباط . خانواده های زیادی آمده بودند. یک سفره هفت سین هم به همت میراث فرهنگی در جلوی ایوان ورودی جلوه گری می کرد.
    داخل رباط که شدم تازه متوجه بزرگی و شاهکار هوش و هنر ایرانی شدم و بر معماران و کارگران و هنرمندان درود فرستادم و هنوز نمیدانستم که این که این کاخ بلند چگونه جایگاهی در تاریخ ایران زمین دارد، تا اینکه امشب در اینترنت به جستجو پرداخنم و اطلاعات مفیدی را در باره رباط شرف و از جمله این مطلب بسیار خوب وبلاگ شما به دست آوردم.
    اما شنیدن کی بود مانند دیدن. امیدوارم یک بار دیگر بتوانم با دقت و حوصله بیشر این یادگار نیاکان را بازدید کنم.
    این مطلب را نیز اضافه کنم که به نظر می رسد آنطور که شایسته است میراث فرهنگی از این گنجینه بزرگ حفاظت و حراست نمی کند و امید است انشاالله بیشتر مورد توجه مسئولین و گردشگران قرار گیرد.

نوشتن دیدگاه