آشیانه ی پرواز

آشیانه ی پرواز

بیرون کشیدن فوکر ۱۰۰ از آشیانه

 **********


 

 

“من هیچ چیز نبودم جز انسانی سرگشته  و فناپذیرResize of eduTOPIA.IR-fOKKER-100001

در بین ریگ ها و ستارگان،

… با این همه خود را پر از خاطره و خیال یافتم.

آنتوان دو سنت اگزوپری

.

.

.

.

 

                                                                                                         

                                                          .

******

 **********

 

… به دعوت بچه های آسمان بود که راهی شدم تا شاهد دست آوردهای شیربچه هایی باشم که دست به کار شده بودند تا چکاب های سنگین هواپیمای فوکر ۱۰۰ را به انجام برسانند.

سرمای خشک و گزنده ای که نشان از رسیدن زمستان داشت، اثری بر کار تکنیسن های پرواز نداشت و کوهی از آهن و فولاد و سیم، نرم نرم در دستان بچه ها شکل می گرفت تا این هواپیمای هلندی جانی تازه بگیرد و پرنده ای تازه نفس بشود برای مسافرانی که هوای پرواز دارند.

 

 eduTOPIA.IR-fOKKER-100008

 

همه و یا شاید بیشتر ابزارهای ساخته ی دست انسان در ادامه ی حواس و اعضای بدن اوست از بیل و کلنگ که در امتداد دست است تا دوربین و تلفن و ماشین که هر یک در ادامه ی چشم و گوش و پای آدمی است و در این میان هواپیما یک استثناست.

 پرواز همواره برای بشر یک آرزو بوده، آرزویی که با تماشای پریدن هر پرنده ای، دل انسان را سرشار از خاطره و خیال می نموده است.  پرواز در امتداد هیچ کدام از اعضای بشر نیست، پرواز در امتداد خیال است. پر کشیدن بر بلندای آسمان خیالی است که با هیچ حسی از حواس بدن انسان سازگار نیست و کامل کننده ی هیچ عضوی نیست. پرواز، صورت بخشیدن به رویاست اگر رویا را عضوی از وجود بشر بدانیم.

و اکنون من، با همه ی ذوق و شوقی که داشتم می رفتم تا از نزدیک به تماشای به بار نشستن رویاها بپردازم.

 

 

 

بچه های آسمان، خوب همراهی کردند.

کنار آمدن با یک غریبه که می خواست از همه ی چند و چون کارشان سر در بیاورد، ساده نبود به ویژه آن که دوربین ارزشمندم هم همراهم بود و دوست داشتم هر صحنه ای را بر قاب دیجیتالی آن، به صفر و یک بدل کنم تا دیدارم از آشیانه ی پرواز برای همیشه جاودان بماند.

مهربانی و لبخند را به پاسخ پرسش هایم می افزودند، گویی این که سال هاست باهم دوست و آشنا هستیم.  

 eduTOPIA.IR-fOKKER-100012

 

… راستش کار ساده ای نبود.

تکنیسین های پرواز مهارت های ویژه ی خود را داشتند و می دانستند چه می کنند. دقت را با مهارت در آمیخته بودند و چنان با هم هماهنگ بودند که هر بیننده ای به شگفت می آمد.

رویدادها تند و تند و پشت سر هم رخ می دادند، قطعات یک به یک در کنار هم جا می افتادند و نقشی از این پازل رویایی نمودار می شد.

دوست داشتم نکته های کلیدی پرواز را در قاب دوربین بگنجانم و زاویه های درست را برای گرفتن بهترین برداشت، انتخاب کنم پس به ناچار سه پایه را رها کردم و دوربین را در دستم جا دادم تا بتوانم پا به پای مهندسین پرواز به پیش بروم.

 

 eduTOPIA.IR-fOKKER-100003

 

از موتور نه چندان بزرگ آن که باید سرویس و راه اندازی دوباره می شد تا بازبینی و ترمیم زیرساخت هواپیما و راهروهایی که از صندلی ها تهی شده بودند که بازسازی شوند و کابین خلبان، مغز هواپیما و مرکز کنترل آن، را گشتم و به هرجایی که توانستم سرک کشیدم.

بازبینی و ترمیم

بازبینی و ترمیم بدنه ی هواپیما

هزاران رشته ی باریک سیم که شاهرگ ها و مویرگ های حیاتی پرنده بودند را با چشم دیجیتالی دنبال کردم و از بخش هایی که هرگز چشم مسافر پرواز به خود نمی دید بازدید کردم و تصویر برداشتم.

همه چیز برایم رویایی و خاطره انگیز بود و پی در پی به خودم یادآوری می کردم که این یک پرنده است، پرنده ای که در اندیشه ی آدمی شکل گرفته و با دستان آدمی آفریده شده و می تواند پرواز کند؛ رویای هزاران ساله ی نوع بشر!

 

eduTOPIA.IR-fOKKER-100009

در جستجو و کنکاش به هر زاویه ای سرک می کشیدم و از هر کسی پرسشی داشتم که گفتند حالا زمان آن است که چرخ های هواپیما باز شود و باز شدن چرخ ها خارج از باند، صحنه ای نیست که بتوان همیشه دید.

چکاب چرخ های هواپیما برای باز شدن و بسته شدنِ بی دردسر آن، مهم ترین نکته در فرود و برخواستن پرنده است و چه شباهتی است میان جمع شدن چرخ ها و جمع شدن پاهای بادقپک (از گونه ی پرستوسانان) در زیر بال هایش! یعنی انسان تجربه ی چند میلیارد ساله ی آفرینش را به کار گرفته تا مدلی کارآمد از تکنیک و هنر را بیافریند و راه میلیون ها ساله را در چند ده سال بپیماید.

eduTOPIA.IR-fOKKER-100001-badghapak

باز شدن چرخ های هواپیما و جدا شدن از جَک خبر از آن می داد که کم کم وقت آن است که هواپیما از آشیانه اش بیرون کشیده شود.

 

 

زمان آن است که این پرنده ی آهنین بال سر از لانه در آورد و در نسیم خنک پاییزی و در هوای باند پرواز، نفسی تازه کند.

“خودرو کششی” که از راه رسید چیزی که بیش از همه به چشم می آمد کوچکی جثه ی آن در برابر بزرگی هیکل فوکر بود. در یک معنا فیل و فنجان.

همه دست به دست هم داده بودند تا بیرون کشیدن هواپیما از آشیانه به بهترین صورت ممکن انجام شود.

هماهنگی و همراهی اشان در این راه مثال زدنی بود.

 

 eduTOPIA.IR-fOKKER-100004

 

رام کردن این کوه بی جان فلز،  با دستان هنرمندانه ی کارکنان و تکنیسن ها تماشایی بود و چیزی که بیش از همه برای من جالب بود جوان بودن تیم بود.

عشق در آشیانه موج می زد.

eduTOPIA.IR-fOKKER-100005

                                                          .

این که مدارهای کنترل را بررسی کنی یا دستمال به دست بگیری و به پاک کردن شیشه های هواپیما مشغول شوی یا کف راهرو را تمیز کنی و هر چیزی را که سر راه است جمع و جور کنی، کاری نبود که نیاز به دستور و رتبه و درجه داشته باشد.

 

 eduTOPIA.IR-fOKKER-100007

 

از بالادست ترین تا پایین ترین عضو گروه همرنگ و همراه و هم دل. نه نشانی از پُست و نه نمادی از رتبه و همه دست در دست هم تا در میان همه ی کمبودها و نارسایی ها و تحریم ها، کَکشان هم نگزد و برای مسافران آسمان، امن ترین و راحت ترین اسباب سفر را فراهم آورند و این، ممکن نبود مگر با کندن هرگونه نام و نشان و دل کندن از هرگونه عنوان، و همدم و همراه شدن برای بُروز زیباترین جلوه ی تمدن: پرواز!

 

 eduTOPIA.IR-fOKKER-100006

شماره ی سفرهای تمام عمر من زیاد نبوده، اگر یک بار با قطار سفر کرده ام، دو سه بار دیگرش را با اتوبوس و دوچرخه، راهی شده ام و هیچ زمان نبوده که بتوانم لذت پرواز را بچشم و برای همین، زیبایی های زمین از آسمان را، تنها در میان نوشته های برادرم “آنتوان دوسنت اگزوپری”، به ویژه “زمین انسان ها” به تماشا نشسته ام.

 

eduTOPIA.IR-fOKKER-100002و چه زیباست که مسافر پروازی باشی که خلبانش، ادیبی بزرگ و چیره دست همانند اگزوپری باشد و تو را در پیچ و تاب واژگان به هر آن جایی که دیدنش و شنیدنش ناممکن است ببرد.

شاید هم این روح پرواز است که به همه ی کسانی که دست اندرکار پریدن هستند، رهایی و آزادی و پرستو شدن را می آموزد. گم شدن آنتوان در بی کران آسمان در پایان زندگی اش به او زندگی ای ابدی و آسمانی بخشید و نوشته هایش یاد و نام او را برای همیشه در زمین ماندگار کرد.

از زمانی که برای اولین بار “شازده کوچولو” را به دست گرفتم و خواندم با خودم عهد کردم که هر سال آن را دوباره بخوانم و شگفت آنجاست که با هر بار خواندن، زاویه های دیگری از بی نهایت زوایای پنهان در کتاب برایم گشوده می شود و جلوه های دیگری از دانش و آگاهی بر من رخ می نمایاند. این نیست مگر به خاطر روزها و روزها پرواز نویسنده در تنهایی و تماشای حقیقت از آن اوج هزاران پایی.

.

تماشای حقیقت با همه ی زیبایی هایش و به گفته ی خود آنتوان : “... این شبِ پرواز و صد هزار ستاره اش را، این روشنی و پاکی و این شکوه وشهریاری چند ساعته را با پول نمی توان خرید.

 

حالا در این آشیانه، روح آزادگی و پرواز را می بینم که موج می زند و جاری می شود.

 

هر پیچی که باز می شود و بسته می شود اگر با عشق باز و بسته نشود ممکن است سرنوشت پرواز را به خطر بیاندازد و هر ترک ناچیزی که به چشم نیاید اگر با چشم دل دیده نشود، مرگ آفرین است. اینجا باید دست و دلت به کار بیاید و احساست نقش خود را به خوبی ایفا نماید.

نزدیک به ده ساعت میهمان فرشتگان پرواز بودم. دقیقه های زیادی را به تصویر کشیدم و از همه ی زاویه هایی که دوست داشتم به تماشای سیمرغ های سیمین بر نشستم. همه چیز زیبا بود و تماشایی!

 و از همه زیباتر لذت پریدن پرنده و تماشای پرواز از کنار باند.  

 

 eduTOPIA.IR-fOKKER-100010

بودن در کنار انسان هایی که سرشار از اخلاق، دانایی و تخصص اند، کسانی که در زندگی اشان معنایی از پرواز نهفته است برای من هم زیبا بود، هم آموزنده و هم ارزشمند و … این معنایی است که هرگز از یاد نخواهم برد.

 

 eduTOPIA.IR-fOKKER-100011

 

 

 

 

**********

…..
..

.

مهرداد

Edutopia.ir

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ © نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

برای چاپ و نشر، اجازه ی کتبی لازم است.

دیدگاه های خود را درج نمایید!

نام خود را بنویسید، نیازی به پست الکترونیک و سایت شما نیست!

سربلند و پیروز باشید!

468 ad

۴ دیدگاه‌ها

  1. خورشیدی says:

    با سلام و عرض ادب
    خیلی زیبا و جالب بود
    ولی نمی دونم هدف از این بازدید و گزارش چه بوده است؟
    کنجکاوی علمی یا …
    به هر حال همیشه بی نظیر هستی
    خداقوت
    موفق باشید
    ارادتمند شما

    • مهرداد says:

      سلام به شما دوست ارجمند
      … بودن در آشیانه ی پرواز و تماشای پرنده های آهنی و سر و کله زدن با ماشین هایی که ما را به بلندای رویاهامان پر می دهند یکی از آرزوهای من بود و ساخت این فیلم، این فرصت را به وجود آورد.
      سرزنده و پایدار باشید.

  2. خسروی says:

    سلام و عرض احترام خدمت استاد گرامی.
    بسیار خرسندم که انسان هایی چنین شریف و خلاق و دنبال یاد دادن و یاد گرفتن چیز های نو در ایران عزیز وجود دارند .
    آشنایی من با معلمی پویا، پر توان و پر تلاشی همچون شما از افتخارات بنده ی حقیر بود.
    ارادمتند شما خسروی

    • مهرداد says:

      سلام و سپاس
      از همراهی و همدلی شما ممنونم.
      سرزنده و سرافراز باشید.

نوشتن دیدگاه