یادداشت های دوستان

دل نوشته ها، خاطره ها، یادها و یادبودهای دوستان و همکلاسی ها و شاگردان قدیمی

468 ad

۲۲ دیدگاه‌ها

  1. عبدالله توتازهی says:

    هر روزتان نوروز نوروزتان پیروز

  2. سعید جهانی says:

    سلام اقای مدیر سال نو ر و به شما تبریک می گم ان شا الله سال خوبی داشته باشید.

  3. مهدی کاظمی says:

    سلام معلم گرامی سال نو بر شما و خانواده گرامیتان مبارک باد.

    من الان کلاس دوم دبیرستان هستم یکی از آرزوهای من این است که درسم رو ادامه بدم و تا مقطع لیسانس ادامه بدهم و در اینده یک شغل خوب داشته باشم.

    امیدوارم همه ی دوستان من به آرزویشان برسند.

  4. عباس دهباشی زاده says:

    سلام آقای مدیر ( جناب آقای آموزگار ) مینویسیم یادگاری تا بماند روزگاری که ۱۰ سال دیگر بیاییم بخوانیم و یادمان بیاید از این دوران که فلان آرزو را داشتیم .سال نو مبارک باشد انشا الله .

  5. mohammad hajjari says:

    سلام اقای اموزگار شما سومین معلم باحال سالهای تحصیلم هستید امیدوارم سال خوبی در پیش رو داشته باشید. در ضمن من میخوام اینقدر درس بخونم که به هر چیزی که میخوام برسم.

  6. سید مهدی درودی پور says:

    سلام آقای آموزگار سال نو شما مبارک خیلی خوشحال شدم از اینکه شما را بعد از ۱۴ سال زیارت کردم .

  7. اسماعیل بهمن آبادی says:

    امروز که من این ایمیل رابرای شما می نویسم ۱۴/۱/۹۰است ومن آرزو دارم که لیسانس خود را در رشته ی حقوق گرفته وبه کار در دادگستری مشغول شوم. من این یک بیت شعر را تقدیم معلم عزیزم آقای اموزگار می کنم. زندگی یعنی استخوان و یک پلاک سال های سال تنها زیر خاک

  8. مهدی کاظمی says:

    حافظ گشوده ام و چه زیباست فال تو

    آری قشنگ می شود امسال سال تو

    پاینده باد شادی و شور و کمال تو

    فرخند باد روز و شب و ماه و سال تو

  9. alireza hoseeini says:

    با عرضه سلام و خسته نباشید! سال نو رو به شما تبریک میگویم و برایتان سال خوبی را ارزومند هستم.

  10. علیرضا کاشانی says:

    با تو از خاطره ها سرشارم
    جشن نوروز تورا کم دارم
    سال تحویل دلم میگیرد
    با تو تا آخر خط بیدارم…
    سال نو مبارک

    < * <

  11. احمد ذبیحی says:

    سلام استاد . این وبسایت عالیه ولی هرچی گشتم نان سنگک رو پیدا نکردم. یادش بخیر عجب روزایی بود ها

    .
    ..
    مهرداد
    سلام! خوبی؟ بچه ها همه خوبند؟ به همه سلام و درود مرا برسان!
    برای رفتن به صفحه ی نان سنگک و کارگروهی اینجا را کلیک کن!
    پیروز باشی!

  12. فریده برومند says:

    برومند

    سلام جناب مدیر مدبر،
    ۱٫سپاس برای سایت جذاب،دلنشین و بدون حاشیه با این همه اطلاعات مفید
    ۲٫بعضی از مطالب واقعن با روح و روان آدم بازی میکنه.
    ۳٫تشکر که با ویرایش بعضی از دیدگاهها، آبروداری میکنید.اما دلیل حذف بیت ” کرم بین و … “در نان سنگک و … رو نفهمیدم!
    ۴٫چند روز پیش آدرسی از ایمیل شما روی صفحه ظاهر و ناپدید شد.
    به نظر شما این احتمال وجود نداره که همکاران شما بتونند مطالب مفیدی براتون ارسال کنند؟
    ۵٫زحمتهای شمارو برای گرفتن خروجی کار در پژوهشکده ی عباس زادگان فراموش نمیکنم.
    ۶٫آرزوی تندرستی،سرافرازی و شادکامی شما را دارم.

  13. آرمان says:

    ارزویم برایت این است :
    درمیان مردمی که می دوند برای زنده بودن ، ارام قدم برداری برای زندگی کردن.

  14. آرمان says:

    سلام و درود فراوان برشما
    در سرزمین خاطره ها ، آنان که خوبند همیشه سبزند و آنان که محبت و دوستی در قلبشان جاری است ، همیشه به یاد میمانند .

  15. آرمان says:

    سلام خسته نباشید استاد گرامی

    می خواهم دکمه ی shut down از ویندوز xp حذف شود . از شما بسیار سپاسگذارم
    .
    ..

    مهرداد
    سلام و درود بر شما دوست گرامی
    این دیگر از آن حرف هاست.
    یادم هست در ویندوز۹۵ اگر یک بار سیستم به درستی Shut Down نمی شد، ویندوز از کار می افتاد.
    در هر حال در ویندوز۷ بر روی Shut Down کلیک راست نمایید و در Properties می توانید دکمه ی Power را به حالت های دیگری همانند Sleep تغییر دهید.
    این کار در ویندوز XP به گمانم در Power option در کنترل پنل ممکن بود.
    پیروز باشید.

  16. حسین دادمحمدی says:

    سلام و ممنونم از زحمات بی دریغ جنابعالی در مسیر پر تلاطم تعلیم وتربیت.
    پایدار باشید.
    .
    ..

    مهرداد:
    سلام و درود به شما همکار گرامی و ارجمند
    پیروز باشید

  17. شاگرد says:

    تو را فیروز و فرخ باد این نوروز سلطانی
    لبت خندان،دلت شادان، در این جشن نیاکانی
    منت در عید جمشیدی کنم تقدیم تبریکی،
    که اقبال تو سعد آمد در این آیین ایرانی
    .
    ..

    مهرداد
    درود و سلام بر شما همکار گرامی و همه ی دوستان ارجمند
    نوروزتان پیروز،
    نوروز ۱۳۹۱ بر شما و همه ی دوستان و همکاران و هم کلاسی ها شادباش
    سربلند باشید و سرافراز

  18. حسینی says:

    سلام استاد
    احتمالا شما من رو اصلا به یاد نخواهید داشت.من یکی از افرادی بودم که توی کلاس شما تابستان سال گذشته دوره های مهارت تدریس رو گذروندم.(متاسفانه هنوز معلم نشدم اما خوب من امیدوارم هنوز،اصلا شاید یه روز خودم مدرسه داشتم)
    آقای آموزگار این روزها شدیدا درگیر درس و کلاس و دانشگاهم ولی از وقتی کلاس های شما رو تجربه کردم عجیب از کلاس های درس خودم دلزده شدم.کلاس های ما کنفرانسی تشکیل میشه اما هیچ دیالوگی برقرار نیست فقط استاد حرف میزنه.نظر کمتر میشه داد.و اگه از زاویه ای جدای از دید استاد بخوام نظر بدم یا به مسئله نگاه کنم برخورد میشه.میدونم به نظر شما مدرک و معدل چیز زیاد مهمی نیست اما من دانشجوی اول گروه در دوره کارشناسی و ارشد هستم و این فقط صرف درس و کتاب نیست من واقعا کار میکنم و چیزایی که یاد میگیرم رو با نوشتن مقاله و پژوهش کاربردی میکنم اما چند وقتیه که از طرف اساتید محترم تلاش و تقلا باعث طرد شدنم شده.وظیفه من دانشجو به زعم اساتیدم بازگویی نظریه های دیگرانه و اگه بخوام نظر جدیدی رو بحث و مطرح کنم بهم میگن : طرف سال ها کار کرده و درس خونده توی عمرش یک نظریه داده .شما چه طور به خودت با یکی دو مدرک تحصیلی اجازه میدی که نظریه پردازی کنی.
    هیچ فرقی بین من و دانشجوهای دیگه که صرفا سر کلاس ها حاضر میشن و آخر ترم یه امتحانی میدن و تمام نیست.مدام تلاشم نادیده گرفته میشده و اگه بخوان ازم تعریف کنن !!فقط میگن شما زیاده از حد برای این رشته کنجکاوی به خرج میدی خودتو اذیت نکن…
    نمیدونم عیب از منه یا از شیوه اساتید
    در هر حال من کم کم دارم کم میارم واقعا از ادامه تحصیل دلزده شدم .میدونم آقای آموزگار که وقت برای حتی مطالعه کامل نوشته من ندارید اما لطفا کمکم کنید بگید چه طور باید با شیوه آموزشی اساتید رابطه برقرار کنم؟
    بگید چه طور باید با وجود این برخوردها خودم رو به رشته تحصیلیم دلگرم کنم و دست از تلاش بر ندارم.
    ممنونم ازتون به خاطر اینکه بعد از سال ها معلمی دارم که تونستم براش حرف بزنم.
    .
    ..

    مهرداد
    دوست گرامی و بزرگوارم
    درود و سلام مرا پذیرا باشید.
    نوشته اتان را واژه به واژه خواندم و پوزش می خواهم از این که شما را در درد و رنج خودم و برخی از دوستان هم درد، همراه ساخته ام.
    شرح درد مرا هم در دانشکده در “نان، معده، دانشکده” اگر بخوانید خواهید دید که تنها نبوده اید و می بینید که من خیلی پیش از این به هیچ و به هیچستان رسیده ام.
    در دانشگاهی که با ورود به آن ذوق در تمام وجودم متراکم شده بود الینه شدم و با رنج و درد آن را رها کردم. فشار دوستان و نزدیکان بود که سال ها بعد درس را ادامه دادم و سوگند خوردم که در جلسه ی آزمون تا به دوازده رسیدم جلسه را ترک کنم.
    خوبی ای که بود این بود که در آن روزگار با ورود استاد به کلاس درخواست کنفرانس می دادم و کنفرانس هایم گاهی تا چهار جلسه طول می کشید که هم دانشجویان خوشحال بودند و هم استاد.

    چیزی که مرا می آزارَد و همیشه وادار می کنَد تا نگاه دیگران را دگرگون کنم شنیدن صدای شکستن استخوان های خلاقیت و هوش فرزندان این مرز و بوم در زیر دستگاه عریض و طویل و بی خاصیت آموزش است.
    مدرک و معدل، امروز برای شما که جنس این درد را می شناسید مهم و لازم است تا فرزندان شما توان بالیدن و رشد نمودن را در زیر سایه ی معلمی شما پیدا کنند و روان دانش و فرهنگ در این مرز و بوم جان بگیرد.
    اما سفارش من به شما:
    به استاد هر آن چه را که می خواهد بدهید،
    در برگه ی آزمون هر آن چه را که می خواهد بنویسید.
    مدرک خود را دریافت کنید.
    اما در کنار آن
    پژوهش و کاوش را برای رسیدن خود به آن چه شایسته و درخور آن هستید را دنبال کنید و از جستجو در بی کرانه های دانش که پای هیچ استادی را بدان راهی نیست خودداری نکنید.
    هم کلاسی ارجمند:
    برای فرزندان خود و برای دانش آموزان خود و برای آینده ی این مرز و بوم باید به ناشناخته ها برسی و نادیدنی ها را ببینی تا بتوانی راه آینده را برای نسل آینده هموار کنی وگرنه گوش سپردن به حرف اساتید رسیدن به گذشته و پس ماندن از آینده ای است که همه ی ما سزاوار آن هستیم.
    من از ادامه ی تحصیل درماندم و این بزرگترین کوتاهی من است.
    باور دارم که شما با هوش و ذکاوتی که آفرینش در اختیارتان قرار داده می توانید به بالاترین جایگاه ها برسید و از آن بالا، بالاتر از هر استاد کوته بینی حرف خود را بزنید و برای درمان این درد راه چاره ای پیدا نمایید.
    پس از ادامه ی تحصیل کوتاهی نکنید و در دو جبهه ی “دریافت مدرک با معدل بالا” و “رسیدن به کمال انسانی” پیش بروید.
    با استادان به همان شیوه ای که لایق آن هاست برخورد نمایید و باور داشته باشید که همگان این گونه نیستند.
    کم نیستند استادان دردشناسی که شما را خوب می فهمند و با پشتوانه ی آن ها این راه را به پیش ببرید. من در “شیرکاکائو، تشنگی، مدیریت” از این نمونه به چشم خود دیده ام که به من درد را به جای درس آموخته اند.
    خواسته ی من به عنوان یک دوست و هم کلاسی این است:
    با نگاهی به آینده ی خود و کارهایی که می توانید برای این سرزمین و مردمان آن انجام دهید با هرگونه سختی روبرو شوید و کم نیاورید. هر چه بالاتر و هرچه بالاتر بهتر و بهتر.
    هر چیزی را که از کف دادید “امید” را از دست ندهید و همیشه به آینده های خوب و شاد،امیدوار باشید.

    هم کلاسی قدیمی
    مهرداد

  19. شاگرد says:

    ای تو معنی تمام شعرها
    ای عزیز قصر دنیای خدا
    ای صدای ریزش باران عشق
    نام پاکت مقطع دیوان عشق
    روز تو یک هفته و یک روز نیست
    روز تو هر روزه ی این زندگیست

    تبریک مرا بپذیرید.

  20. آرمان says:

    با سلام مهرداد عزیز

    ارزو دارم بهاران مال تو
    شاخه های یاس خندان مال تو
    ساده بودن های باران مال تو
    ان خداوندی که دنیا افرید
    تا ابد همراه و پشتیبان تو
    معلم عزیز روزت مبارک

  21. سروان رنو says:

    دیر زمانی است که صدای دلنشین موتور اسپیت فایر در آسمان رایش به گوش نمی رسد. چه بر سر کاپیتان ما آمده است ؟

    یکی از بچه های لوفت وافه – رودل
    .

    …..
    مهرداد
    درود بر دشمنان دانا و دوستان خردمند
    درودهای کاپیتان را پذیرا باشید. به زودی اسپیت فایر کاپیتان در سرزمین دل ها، باز خواهد نشست.
    درود کاپیتان را به همه ی دوستان و همراهان برسانید.
    پیروز باشید!

  22. دوست says:

    تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
    وجودت آزرده ی گزند مباد

    حسن تو همیشه در فزون باد
    رویت همه ساله لاله گون باد

    ” حافظ “

نوشتن دیدگاه