آن راننده آمد!

سی سال است که رکاب می زنم! از دوچرخه ی کوچک دسته بلندِ کلاس اول راهنمایی که قشنگ ترین هدیه ی زندگی ام بود تا فونیکس که ایستاده، در حالی که پایم را از بین میله های مثلثی وسط دوچرخه رد می کردم که بتوانم رکاب بزنم (هنوز قد و قواره ای نداشتم که بتوانم روی زین بنشینم) تا بیست سال رکاب زدن با یک کورسی مدل پژویی (شیرین ترین سال های رکاب زدن، دبیرستان، دانشگاه، …) که یک راننده ی ناشی ناکارش کرد و … و حالا یک دوچرخه ی نیمه حرفه ای، حاصل گردآوری ده سال پول تو جیبی!

به آرمان شهر دانش و فرهنگ خوش آمدید! این آرزوی من است، هر انسانی یک دوچرخه! کوچه ها و خیابان ها قدم به قدم دوچرخه و دوچرخه سوار! اگر آن راننده ی محترم بگذارد! اگر…

 

**********

 

راننده ی محترم!

این منم! دوچرخه سوار!

 

پا در رکاب، جاده در پیش، آرام، بی شتاب، پیش می روم.

تو از کنارم می گذری، تُند و پرشتاب، دستت را روی بوق می فشاری و زیر لب چیزی می گویی!  نمی شنوم، نمی دانم!

نمی دانم تفاوت میان من و تو چیست؟

 

تو کار مهمی داری و من ندارم؟

تو آدم مهمی هستی و من نیستم؟

 

تو آدمی جدی هستی و من برای سرگرمی رکاب می زنم؟

به خودت نگاه کن! تو یک انسان هستی، من هم!

 

هر دو وسیله ی نقلیه داریم!

هر دو برای خودمان مقصد داریم!

هر دو!

اما تفاوت میان من و تو چیست؟

 

 

تو سرمایه ی مردم این سرزمین را به دود تبدیل می کنی تا نَفَس انسان ها را مسموم کنی! این بهای رسیدن تو به مقصد است!

من رکاب کشان، راهی هستم، نه زمین را آلوده می کنم و نه آسمان را، هیچکس برای رسیدن من به مقصد بهایی نمی پردازد!

 

چربی خون، چاقی، استرس، … در کمین توست!

شادابی، سلامت، آرامش، … همیشه میهمان من است!

 

تو با سرانگشت پا، پدال گاز را که می فشاری، در چند ثانیه، به سرعت صد کیلوتر رسیده ای!

من، پا در رکاب، انرژی زیادی را به کار می برم تا به سرعت بیست کیلومتر برسم!

 

تو سهم زیادی از خیابان را پر کرده ای!

همه ی سهم من از خیابان به طول قد من است!

تو گمان می کنی که پهنای همه ی خیابان از آنِ توست.

من به پهنای یک وجب در خیابان راضی ام!

 

تو برای رهگذران، شلوغ و پر سر و صدا

و من، برای رهگذران، یادآور شادی و شادابی زندگی!

 

تو برای کودکانی که می گذرند، بوق گوش خراش خود را به صدا در می آوری

و من به کودکانِ رهگذر، لبخند می زنم!

 

تفاوت من و تو چیست؟

 

من سوار بر دوچرخه، آزاد و رها، همانند کبوتری سبک بال رکاب می کشم

و تو، در بند بنزین و روغن و آب و گاز و باد!

 

من اگر پشت بر زین نباشم، زین و دوچرخه را بر پشت می توانم کشید

و تو اگر بر زین نباشی، زین و ماشینت با لگن برابر است!

 

و

و آنگاه

و آن راننده آمد!

آن راننده با ماشین آمد!

آن راننده خشمگین آمد!

بی توجه و خشمگین به سمت من پیچید!

 

من بودم و بلوکه های سیمانیِ کنار خیابان  و یک هیولای آهن و دود و یک راننده ی جنگلی!

ترمز گرفتم!

به لطف شهرداری زمین را خیسانده بودند!

زمین سُر بود!

سُر خوردم!

تصادف کردم!

ماشین جنگلی با راننده ی جنگلی، درگیر با گوشی همراه و درگیر با شخص آن سوی تلفن! وقتی به خود آمد که از روی من و دوچرخه رد شده بود!

 

بی شک رد شدن از روی من و دوچرخه، تکانش داده بود! حواسش پرت شده بود! چقدر بد!!!

سرش را که از پنجره بیرون آورد به چند توهین و ناسزا بسنده کرد و رفت!

 

آن راننده رفت!

آن راننده انسانیت اش را پیش من جا گذاشت و رفت!

 

**********


و اکنون این منم!

دوچرخه سوار!

هنوز پا در رکاب،

همیشه پا در رکاب!

نه زمین را می آلایم و نه آسمان را!

 

این منم!

این آرمان شهر من است!

آرمان شهر دانش و فرهنگ!

 

دانش باهم زیستن،

دانش در کنار هم بودن،

دانش از هم آموختن!

 

و فرهنگ احترام گذاشتن به هوای پاک!

فرهنگ احترام گذاشتن به آرامش انسان ها!

فرهنگ حرمت نهادن به انسانیت انسان!

 

به من احترام بگذار!

من همانند توام!

هر دو پا در رکابیم!

هردو راهی مقصد هستیم!

 

هر دو برای قوانین راهنمایی و رانندگی ارزش خواهیم گذاشت!

هر دو پشت چراغ قرمز می ایستیم!

و هردو از چراغ زرد عبور نمی کنیم!

 

*****

بیا!

از دوری راه نترس!

یک روز با من رکاب بزن!

بیا یک روز، تمام مسیرهایی را که طی می کنی با دوچرخه برو!

بیا یک روز با همدیگر “جشن رکاب” بگیریم!

 

جشن رکاب یعنی:

خنده برلب، مهربان و آرام، بی بوق، بی سر و صدا، بی دود، بی استرس، بی ترس، بی ادعا، سرشار از بودن، سرشار از نفس کشیدن، سرشار از زندگی، شاد و خندان، سرزنده و سرافراز، پا در رکاب دوچرخه داشتن و سر بر بلندای آسمان برافراشتن!

 

بیا و در جشن رکاب شرکت کن تا به یاد داشته باشی که:

اگر جلوی من پیچیدی،

انرژی زیادی مصرف خواهم کرد تا دوباره به راه بیافتم!


اگر سرعت من کم است،

بوق های ممتد تو آن را زیاد نخواهد کرد!


اگر ماشینی با ماشین تو تصادف کند، آهن است و آهن!

اگر ماشین تو با دوچرخه ی من، تصادف کند،

آهن است و گوشت و پوست و استخوان!

 

*********

من دوچرخه سوارم!

دوستدار طبیعت، دوستدار آفرینش!

دوستدار تو!


جانم در دست توست!

بی احتیاطی تو جانم را به باد خواهد داد!

پس مراقب من باش!

.

.

بیاندیشیم!

بسیار هم !!!

…..

رانندگی یک رفتار نیست،

رانندگی یک فرهنگ است!

رانندگی یک ادب است!

به فرهنگ رانندگی، به ادب رانندگی پایبند باشیم!

پیروز باشید!


*********


یک سایت ارزشمند برای شیفتگان دوچرخه سواری

*** “دوچرخه ی شهر”  ***


…..

.

مهرداد

Edutopia.ir

“در بهره برداری از نگاره های آرمان شهر دانش و فرهنگ © نام و پیوند به این پایگاه را از یاد نبرید!”

دیدگاه های خود را درج نمایید!

نام خود را بنویسید، نیازی به پست الکترونیک و سایت شما نیست!

سربلند و پیروز باشید!

468 ad

۱۳ دیدگاه‌ها

  1. سیمین خزائی نژاد says:

    با سلام و احترام خدمت شما همکار گرامی:

    از بازدید کنندگان سمج سایت شما هستم. تنها همین مطلب رو می توانم بگوییم که

    بسیار بسیار بسیار جالب بود. مطالب مندرج در وب لاگ شما واقعا بی همتاست.

    .
    -مهرداد:
    با درود!

    و با سپاس از نکته سنجی و نیک اندیشی شما!
    پیروز باشید!

  2. محمدرضا says:

    خدا آن راننده را لعنت کند

    خدا آن راننده را…

    .
    ..
    پاسخ
    مهرداد:
    محمد رضا خیلی ناراحت شدی!
    خیلی چیزها هست که در فرهنگ ما باید دگرگون شود، یکیش همین فرهنگ رانندگی است!
    با لعنت کردن این و آن کار درست نمی شود.
    با یاد گرفتن و یاددادن، کارها درست می شود.
    اگر روزی آن راننده پیش من بیاید، من انسانیت اش را به او پس خواهم داد با لبخند و مهربانی!
    او انسانیت اش را به همراه لبخند و مهربانی بازپس خواهد گرفت، شاید این شادی، جای تُرُش رویی و خودخواهی او را پر کند، شاید او یاد بگیرد که رها کردن یک مصدوم و گریختن، تنها راه چاره نیست، راه های بهتری هم هست!
    پیروز باشی!

  3. آرمان says:

    سلام
    بازهم منم .خوندم خیلی جالب بود . اگر فرهنگ مردم ماعوض بشه که سرزمین ماگلستان خواهد شد . مردم ما فقط یاد گرفتند ظواهر زندگیشون رو تغییر بدن ولی از نظر فرهنگ اجتماعی مشکلاتمون اووووووخیلی واویلاست . ماهم امیدواریم که مردم بیشتر رعایت کنند .

  4. علی says:

    باسلام
    امیدوارم روزی من هم یک دوچرخه بخرم و بتوانم کمتر آلودگی ایجاد کنم
    .
    ..

    مهرداد
    خوش حالم که چنین امیدی دارید!
    دوچرخه، گزینه ی خوبی برای شاداب بودن و سرزنده بودن است!
    تنها باید هوشیار باشید، نکته های امنیتی را رعایت کنید!

    مراقب راننده های جنگلی هم باشید!
    پیروز باشید!

  5. عالیه says:

    سلام مطالب سایتتون خیلی خوبه از این به بعد بیشتر سر میزنم تا نکات بیشتری یاد بگیرم.
    راستی من یک دخترم ودوچرخه سواری برای خانم ها به تازگی ممنوع شد!
    و دیگه اینکه کلاس کاربرد که تموم شد با دوستانم به این فکر میکردیم که خدا حفظتون کنه چقدر وجود افرادی مثل شما در آموزش وپرورش خوبه.
    سلامت وپیروز
    .
    ..

    مهرداد
    سلام و درود بر شما و سپاس از مهربانی شما و دوستان گرامی اتان!
    گمان می کنم جاهایی ویژه ی دوچرخه سواری خانم ها باشد.
    دوچرخه سواری در شهر، برای آقایان هم چندان بی خطر نیست. نمونه اش را در بالا خوانده اید.
    اما به شما و اندیشه های گرانقدر شما، بیش از هر چیزی نیازمندیم.
    من سرفصل ها را به شما سپرده ام و پر کردن برگ به برگ و فصل به فصل زندگی با بهره گیری از آن، با شماست.
    سرزمین کهن مان به بانوانی آگاه، دانا، باتجربه و خردمند همانند شما برای ساختن فردایی بهتر و ایرانی آبادتر و میهنی سرافراز و سربلند نیازمند است.
    ارزش خود را بدانید و توانایی های خود را دست کم نگیرید.
    برای شما و دوستان فرهیخته اتان، بهترین ها را آرزو دارم.

  6. یه دانش آموز says:

    استاد به افکارتون و به رفتارتون آفرین میگم چه افکاری چه رفتاری
    کاش من هم بتوانم جا، جای پای شما بگذارم نه به عنوان یه معلم در آینده به عنوان یک انسان
    من از دیروز که با شما آشنا شدم خیلی کم از کنار کامپیوتر کنار می شینم دوست دارم تمام متناتون رو بخونم.تا الان هر چی خوندم قشنگ و آموزنده بودند و میشه تو زندگی ازش استفاده کردهر چی می خونم خسته نمی شم بیشتر تشنه خوندنشون میشم
    با اینکه همیشه این وقت و این امکانات بوده اند ولی من الان به این نتیجه رسیدم چرا من از این امکاناتی که دارم استفاده نمی کنم و با اون بیگانه ام.
    .
    ..

    مهرداد
    شما خود، اسوه و الگوی رفتار نیک هستید و باید باشید.
    از شما سپاسگزارم و برایتان آرزوی سربلندی و سرافرازی دارم.
    مهم این است که بتوانیم به “آرمان شهر دانش و فرهنگ” نزدیک شویم و اندیشه های نیک را به سوی کردارهای نیک رهنمون باشیم.
    تکنولوژی آموزشی یعنی به کار بردن آموزش در زندگی روزانه و نیز بهره گیری از ساز و کار زندگی روزانه در پربارتر ساختن آموزش.
    گوهر وجود شما باید پرتو افکنی کند و این پرتو پیرامون شما و آدم های پیرامون شما را روشن و بیدار نگاه دارد و برای همین است که دختر آفتاب هستید، فرزندِ خورشید.
    شاد و سرزنده و پاینده باشید!

  7. فاطمه says:

    من همیشه تو کلاسایی که با استادای مختلف با مدرک های مختلف داشتم یه چیزی شنیدم:
    “بعضی ها هستن واقعا فکرشم نمی کنن می تونن با ماشین شخصی شون بیرون برن . خدا این ماشینا رو برای منو شما خلق کرده چرا باید مثل بدبخت ها زندگی کنید ”
    جالبه که مخاطبشونم کاملا مشخص میکنند فکر میکنن استادی یا هر انسان دیگه ای که مسیری رو با اتوبوس میره استادی که دوچرخه سواری میکنه ادم عقب مونده ایه اونم صد در صد.
    من به شخصه وسیله نقلیه دارم ولی همیشه ترجیح میدم بعضی مسیرای خلوت رو با اتوبوس برم همیشه هم دیگران این تفکر رو مسخره میکنن وقتی که میگم:
    “من واقعا بخاطر آلودگی هوا دوست ندارم تک سر نشین سوار ماشین باشم”
    این عقیده منه کاش ادما بفهمن الودگی و شلوغی رو کسی نمی تونه رو براه کنه وقتی شما به هزار دانشجویی که می تونن در سال ازت کلی چیز یاد بگیرن اینا رو بخوای یاد بدی
    .
    ..

    مهرداد:
    دوچرخه یک وسیله ی رفت و آمده، مانند همه ی وسیله های دیگه.
    هر کسی هم سلیقه ای و توانایی ای و هنری داره.
    نمی شه کسی رو برای سوار شدن ماشین سرزنش کرد یا برای سوار شدن دوچرخه. این برداشت هر کسی از زندگیه، به گونه ای جهان بینی اما این که بخواهیم دیگران رو به زور سوار دوچرخه یا ماشین یا هر چیز دیگه ای بکنیم ارزش نیست.
    من هدفم تبلیغات نیست، از دوچرخه سواری لذت می برم و حس می کنم با روان من سازگاره. رکاب زدن برای من یک جور آرامش و یک فرصت برای اندیشیدنه البته برنامه ها رو زمان بندی می کنم و هیچوقت پس و پیش نمی افتم و این که تنها دغدغه ی دوچرخه سوار، پنچریه و دیگر هیچ!
    قوانین رو رعایت کرده ام و به کسی آسیبی نرسانده ام. نه آسمان از کار من دودی شده و نه زمین آلوده وسلامت جسمی و آرامش روان هم از بازخوردهای رکاب زدنه.
    امیدوارم خیلی ها به این باور برسند و کمترین چیز براشون این باشه که برای دوچرخه سواری که از کنارشون رد می شه ارزش بگذارند و آزارش ندهند.
    زنده و پیروز باشید.

  8. شاگردی کوچک says:

    سلام استاد طاعات و عباداتتان مقبول معلم کلاس پنجم هستم دوست دارم بدانم چه کنم که به حقیقت مربی باشم؟
    سپاس
    .
    ..

    درود و سپاس بر شما همکار ارجمند
    به زندگی آینده و نیازهای فردای انسان های این سرزمین و جهان نگاه کنید.
    فرزندان این مرز و بوم را برای آن زمان پرورش دهید.
    سرزنده و سربلند باشید.

  9. محمد says:

    سلام. ممنونم از این نوشته بسیار عالی. الان مدتهاست که در حین رکاب زدن به این جامعه آرمانی فکر می کنم و شما چه زیبا گلایه ها و آرمانها را نوشته اید.

  10. دچرخه سوار says:

    بسیار زیبا بود وحرف دل من نیز بود

  11. امیررضا م.ی says:

    با سلام و احترام خدمت شما دبیر بسیار خوب و مهربان کلاس سوم تجربی من یکی از دانش اموزان کلاس شما هستم و واقعاً اظهار تأسف میکنم برای رانندگانی که بدون توجه به اطراف خودشون و مخصوصاً دوچرخه سواران با بی دقتی تمام رانندگی میکنند و فقط به فکر رسیدن به مقصد خودشون هستن بدون درنظر گرفتن جان انسان های دیگر. با تشکر از زحمات بی دریغ شما برای کلاس سوم تجربی

  12. امیررضا م.ی says:

    با سلام و احترام خدمت شما دبیر بسیار خوب و مهربان کلاس سوم تجربی من یکی از دانش اموزان کلاس شما هستم و واقعاً اظهار تأسف میکنم برای رانندگانی که بدون توجه به اطراف خودشون و مخصوصاً دوچرخه سواران با بی دقتی تمام رانندگی میکنند و فقط به فکر رسیدن به مقصد خودشون هستن بدون درنظر گرفتن جان انسان های دیگر. امیدوارم که در آینده ای نزدیک بتوان دوچرخه سواری را به فرهنگی تبدیل کرد و یا بتوان یک روز در سال را روز دوچرخه سواری نامید که تمام مردم بالاجبار از دوچرخه استفاده کنند تا هم هوای کره زمین به خطر نیفتد و پاک بماند و هم مردم را ترویج به استفاده از دوچرخه کرد تا در نهایت به فرهنگ تبدیل شود.از زحمات بی دریغ شما دبیر زحمت کش متشکریم، دانش آموزان کلاس سوم تجربی

    • مهرداد says:

      سلام؛ مرد جوان
      به نکات خوب و ارزشمندی اشاره کردی.
      حالا نه شاید به اجبار اما روزی را می توان روز دوچرخه نامید و جشن رکاب گرفت.
      شاید نگاه مردم به دوچرخه و دوچرخه سوار عوض شود.
      پیروز باشی.

نوشتن دیدگاه