این گربه های ایرانی!

از پاساژ صدا و سیما که بیرون می آمدم، این گربه ی زیبای ایرانی را دیدم.

کنار دوچرخه ام آرام گرفته بود!

 

با طیفی از رنگ های گرادیان خاکستری، به شکل جالبی با پیرامون خودش سازگاری داشت.

نمونه ای از زیبایی، ظرافت، نرمی، چابکی، هوشیاری، آمادگی، سرزندگی!

شاهکار دیگری از آفرینش!

 

مغازه دارها گفتند توی همین پاساژ ماندگار شده!

اجازه داد تا با دوربین موبایل چند تا عکس یادگاری ازش بگیرم!

 

 

… چمباتمه زده، چشم ها خُمار، آرام و ریلکس!

از این که هست و بوی خوش نسیم بهاری را تجربه می کند، لذت می برد.

 

 

به ساختار بدن نگاه کنید! همانند فنری که جمع شده و هر لحظه آماده ی پرتاب است!

همایش پارادوکس ها! آرامش، حمله، گریز!

 

******

راستی، به نَقلی، امسال سال گربه است!

باید توی اولین روزهای بهاری، نشستن گربه کنار دوچرخه را به فال نیک بگیرم!

 

******

سال نو سرشار از بهروزی و پیروزی و سربلندی!

 

*****

شادکام باشید!

 

حافظ گشوده ام و چه زیباست فال تو

آری قشنگ می شود امسال سال تو

پاینده باد شادی و شور و کمال تو

فرخند باد روز و شب و ماه و سال تو

 

468 ad

۲ دیدگاه‌ها

  1. نوشین says:

    خیلی نازه!!

  2. روزگاری دانش‎آموز says:

    ۱- شما نگاه ظریفی دارید. این ظرافت از آن گربه زیباتر بود. آن نگاه به گرادیان و هم‎نشینی رنگ‎ها.
    ۲- این گربه ایرانی نیست. گربه‎ی ایرانی صورت و پوزه‎ای صاف دارد. یک جورهایی انگار ماهیتابه‎ی داغ خورده توی صورتش، البته این جمله‎ی آخر تنها یک تشبیه بود برای افزایش درک و به کار انداختن قوه تصور مخاطب. دمی بسیار پشمالو دارد. بسیار هم گران قیمت است. البته ما که خریدار نیستیم، اما خریدارانش متمولند اغلب.

نوشتن دیدگاه