نباید اتفاق بیافتد!

چرا انسان همواره منتظر است تا با یک اتفاق، با یک جرقه ذهنی روشن شود، اندیشه ای به تکاپو بیافتد و انسان یک گام تاریخی به جلو بردارد.

مادر چاپلین باید بیمار شود تا او مجبور باشد روی سن پا بگذارد و چارلی چاپلین کشف شود.

کودکی که بیماری هاری گرفته باید به پاستور معرفی شود تا او این مرض را کشف و معالجه کند.

باید قرن ها بگذرد تا سیبی در کنار دانشمندی بیافتد و توجه او را به جاذبه جلب نماید.

باید قرن ها بگذرد تا کپک شکل گرفته توجه دانشمندی را به پنی سیلین جلب نماید.

باید قرن ها بگذرد تا طاعون این کابوس قرن ها شناسایی و نابود شود.

باید قرن ها بگذرد تا رویای پرواز واقعی شود.

باید قرن ها بگذرد تا …

چرا؟

چه چیزی بین پرواز رویایی ایکاروس و برادران رایت فاصله انداخته است و چه چیزی می تواند این فاصله را پر نماید؟

چه چیزی می تواند این اتفاقات ضروری برای نوع بشر را شبیه سازی نماید و ذهن بشر را به فعالیت وادارد؟

چه چیزی می تواند افسانه ایکاروس را با نقشه های داوینچی و تکنولوژی پرواز پیوند دهد تا بشر مجبور نباشد برای رویای رفتن به آسمان سه هزار سال انتظار بکشد؟

چه چیزی می تواند مشکل عمر کوتاه بشر را با ایجاد ارتباط بین نسل ها جبران کند.

و مانند مسابقه ی دو امدادی هر نسل به جای اینکه از نو شروع کند، راه پیموده شده ی نسل گذشته را ادامه دهد و این حلقه ی زنجیر انسانی، انسان را به عمر ابدی برساند؟

بیایید نیازهایمان را در کلاس به شاگردانمان گوشزد کنیم. به آنها بگوییم که تا کجا پیش رفته ایم و آنها باید از کجا ادامه دهند. بیایید تا پرونده هایی را که از نسل های گذشته به ما رسیده و در تکمیل آن کوشیده ایم را در همان سنین کودکی به فرزندانمان بسپاریم و آرزوهایمان را با آنها تقسیم کنیم تا در فرصت کوتاه عمر، گام های بزرگتری برای حل معضلات و نیازها برداشته شود و فاصله ی ایکاروس و برادران رایت کوتاهتر شود.

نباید اتفاق بیافتد!

نباید منتظر اتفاق باشیم!

باید اتفاق را بسازیم!

باید اتفاق شبیه سازی شود!

باید!

….

..

.

مهرداد

Edutopia.ir

468 ad

نوشتن دیدگاه